چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۹:۱۴

یک سوزن به خودمان بزنیم!

علی رجبی

علی رجبی

همزمان با ۲۲ بهمن ماه، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر با یان رسید.

قدس آنلاین- همزمان با ۲۲ بهمن ماه، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر با حواشی بسیاری به پایان رسید. «لاتاری» تازه‌ترین ساخته محمدحسین مهدویان و سیدمحمود رضوی از سوی هیئت داوران نادیده گرفته شد. ابراهیم حاتمی‌کیا، کارگردان نامی که او را با فیلم‌های دفاع مقدسی می‌شناسیم حسابی از خجالت صداوسیما درآمد و بسیاری از کاربران فضای مجازی که دغدغه‌های انقلابی دارند، نوک پیکان انتقادهای خود را به سوی متولیان وزارت ارشاد و سازمان سینمایی گرفتند.
رخدادهای ناخوشایند و ناملایمات جشنواره فیلم فجر با سینماگران انقلابی را بگذارید کنار، بی‌توجهی رسانه‌های انقلابی به سی و سومین جشنواره موسیقی فجر که آخرین روز دی ماه به کار خود پایان داد؛ سی و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر که از ۲۸ دی تا ۹ بهمن برگزار شد و همچنین دهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر که در حال برگزاری است؛ آن وقت درد دو چندان می‌شود: بخشی از بدنه‌ جامعه هنری کشور دغدغه آرمان‌های انقلاب را ندارد و بخشی نیز که به ظاهر نسبت به آرمان‌های انقلاب دغدغه‌مند است، نسبت به هنر بی‌توجه است.
هر سال در اواسط بهمن، سؤالی از سوی کسانی که خود را انقلابی می‌دانند طرح می‌شود و چند روز بعد هم فراموش می‌شود: «تا چه زمانی قرار است، جشنواره‌های فرهنگی دهه فجر، اعم از تئاتر، موسیقی، سینما و هنرهای تجسمی هم‌ راستا با سیاست‌های برگزارکننده آن در کلان یعنی جمهوری اسلامی نباشد؟». در طول سال نیز موارد بسیاری از نوشتارهای انتقادی در مطبوعات منتشر می‌شود که عموماً با دید سلبی نوشته شده‌اند و هیچ ردپایی از نگاه ایجابی در آن‌ها دیده نمی‌شود. به قول ظریفی، حزب‌اللهی‌ها در عرصه هنر فقط می‌دانند چه چیزی را نمی‌خواهند و درباره چیزی که می‌خواهند تلاش اندکی می‌کنند.
زاویه داشتن سینما، تئاتر، موسیقی و... با رویکردهای اصلی کشور در حوزه فرهنگی فاجعه‌بار است، اما فاجعه‌بارتر از این همسو نبودن، پنهان شدن حزب‌اللهی‌ها پشت همین انتقادها و سر و صداهاست. در روز پایانی جشنواره فیلم فجر، ابراهیم حاتمی‌کیا -همان‌طور که انتظار می‌رفت- حرف‌های انتقادی‌اش را زد و رفت؛ حق «لاتاری» که نماد غیرت ملی بود، خورده شد، همان‌طور که سال گذشته حق فیلم سینمایی «ماجرای‌نیمروز» خورده شده بود؛ این‌ها چیز تازه‌ای نیست که بخواهیم از مواجهه با آن شوکه شویم! فاجعه اصلی کم‌توجهی حزب‌اللهی‌ها به مسئله هنر و فرهنگ و نسبت آن با انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی پدیده‌ای فرهنگی است، اما بدون‌تعارف، آن‌ها که امروز خودشان را طرفدار آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌دانند، عموماً هیچ نسبتی با این پدیده فرهنگی ندارند و مسائل را فقط از دریچه سیاست می‌بینند. مسئله خالی کردن زمین هنر و فرهنگ به سود جریان‌های زاویه‌دار با خط انقلاب محدود نمی‌شود، بسیاری از عرصه‌های دیگر غیر سیاسی نیز وجود دارد که خلأ حضور حزب‌‎اللهی‌ها در آن مشهود است. جریان اصیل انقلابی هر چه در فعالیت‌های جهادی موفق بوده است؛ در شبکه‌سازی در مسائل اجتماعی ضعیف عمل کرده است. این بی‌توجهی به مسائل اجتماعی هم دامنه گسترده‌ای دارد و از مسائلی مانند مبارزه با اعتیاد تا حفاظت از محیط زیست را در بر می‌گیرد. غرض از این نوشتار فقط هشدار خطر پیش روست. اول باید یک سوزن به خودمان بزنیم تا بعد با جوالدوز به جان دستگاه عریض و طویل فرهنگی و اجتماعی کشور بیفتیم. سؤال و مطالبه را باید تغییر بدهیم: «ما برای هم‌راستا شدن تولیدات فرهنگی با آرمان‌های انقلاب دقیقاً چه کرده‌ایم که انتظار داریم خروجی هر ساله جشنواره‌ها و تولیدات هنری چیزی جز وضع فعلی باشد؟».

منبع: روزنامه قدس

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.