جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷ - ۱۳:۱۴

یادداشت شفاهی

خود انتقادی غرب از کالایی شدن زنان

میثم ظهوریان

میثم ظهوریان

پژوهشگر حوزه توسعه در بیستمین گفتار عصر، نظرات و دیدگاه‌های مختلف جامعه غرب درباره زنان را مورد بررسی قرار داد و بر این مسئله تأکید کرد که برخلاف تصور خود غربی‌ها نظریات انتقادی زیادی درباره کلیشه‌های حاکم بر حوزه زنان دارند.

ریشه این کلیشه‌های حاکم در نظریات سرمایه‌داری و با نگاه کاملاً اقتصادی است که می‌خواهد بیش از پیش از زنان به عنوان نیروی کار ارزان‌قیمت استفاده کنند. از این منظر مسئله زنان یک مسئله هویتی و با اهمیت است و نباید آن را در حد تحریک‌پذیری جنسی تقلیل داد. در ادامه گزیده‌ای از سخنان میثم ظهوریان را درباره دیدگاه‌های متفاوت به حجاب و پوشش در غرب می‌خوانید.
در فضای علمی و اجتماعی داخل کشور بسیاری از نظریات غربی سانسور شده و به جای آن نگاه‌های کلیشه‌ای شکل گرفته باشد. در حالی که نگاه‌های انتقادی زیادی به طور نمونه درباره مسائل زنان هم وجود دارد که در این جلسه برخی از این نظریات انتقادی را مطرح می‌کنم.

■ نقش سرمایه‌داری و لیبرالیسم در تحول نظریات حوزه زنان
در قرن بیستم درباره مسائل جنسی و پوشش دو نگاه کلان در غرب وجود داشت؛ اولین نگاه نظریه تکامل بود که ریشه در مسائل بیولوژیکی دارد و نگاه متأخر دوم هم فمینیستی و ساختگراست که از منظر قدرت و ارتباطات قدرت به زن نگاه می‌کند. هر دو این نگاه‌ها معتقدند که به زنان ظلم می‌شود.
از اوایل قرن 21 با توجه به رشد سرمایه‌داری و لیبرالیسم و کالایی شدن همه‌چیز، نظریات ارتباطات جنسی هم دچار تحول می‌شوند و کارکردهای اقتصادی پیدا می‌کند و نظریات اقتصادی متعددی درباره آن مطرح می‌شود.

■ نگاه بازاری به ارتباطات جنسی
نظریه اقتصاد جنسی که در سال 2004 توسط بوبیستر مطرح می‌شود، یکی از مهم‌ترین نظریات در این زمینه است. در چارچوب این نظریه گفته می‌شود که نفس رابطه با جنس مخالف شبیه به یک بازار است که فروشنده و خریدار داریم. چون مرد به لحاظ بیولوژیکی نیاز بیشتری دارد، یک خریدار است و زن فروشنده؛ یعنی زن ارتباط جنسی را در ازای در اختیار گرفتن منافع دیگر به مرد ارائه می‌دهد.
شرایط این بازار بر مبنای عرضه و تقاضاست یعنی کاملاً نگاه اقتصادی و کالایی دارند. هر وقت در این بازار عرضه کم باشد، ترجیحات عرضه‌کننده بر بازار حاکم می‌شود، مثلاً ارتباط تعهد، وفاداری، ازدواج زود، حفظ بکارت و... داشته باشد.
شما نمونه واقعی چنین نظری را می‌توانید در دهه 60 در دانشگاه‌های آمریکایی ببینید که چنین ارزش‌هایی حاکم بوده است. هرچه عرضه بیشتر می‌شود، ملاک‌های تقاضاکننده حاکم می‌شود، مثلاً روابط متعدد، بدون حفاظت، ازدواج نکردن و...
به اعتقاد برخی از نظریه‌پردازان غربی چون مردان تقاضای بیشتری دارند، پس به مردان ظلم می‌شود چون زنان با کنترل عرضه می‌توانند منافع زیادی از مردان بگیرند.

■ جذابیت جنسی یک سرمایه اقتصادی
نظریه دیگر سرمایه جنسی و شهوانی است که جذابیت جنسی را یکی از سرمایه‌هایی می‌داند که در اختیار هر انسانی قرار دارد.
اگر ما در این نظریات سه بخش مبانی، کشف و شهود و جمع‌بندی را لحاظ کنیم، متوجه می‌شویم که این نظریات غربی در کشف و شهود شباهت زیادی به نظرات شهید مطهری درباره مسئله زنان و حجاب دارد. هرچند که به لحاظ مبانی و جمع‌بندی متفاوت هستند.
مثلاً شهید مطهری می‌گوید که عفاف و حیا تدبیری است که زنان برای جبران ضعف جسمانی خود در برابر مردان به کار می‌برند که مشابهش را نظریه‌پردازان غربی هم می‌گویند.

■ موج‌های مختلف فمینیسم و تصور غلط درباره آن
همان‌طور که ابتدا اشاره کردم، در غرب نظریات انتقادی زیادی هم وجود دارد که ما تاکنون به آن نپرداختیم.
به‌طور نمونه در مسئله فمینیسم تصور می‌کنیم که بحث تنها درباره مالکیت زن بر بدنش است درحالی‌که در همین نگاه‌های فمینیستی سه موج داریم. موج اول و دوم نقش‌های مادری را قبول ندارند و می‌گویند متعلق به دوره پدر و مردسالاری است، اما نسل سوم در مقابل این نظریات قرار دارد.
برخی از نظریات پردازان معتقدند که آزادی زن، در عمل باعث ظلم و خشونت بیشتر به زنان شده است. اینکه زنان در اثر جذابیت جنسی قدرت بیشتری پیدا می‌کنند، دروغ است چراکه نگاه‌های موج اول و دوم فمینیستی سبب کالایی شدن زنان شده است.
یکی از اندیشمندان در این زمینه می‌گوید در دهه 60 و 70 میلادی این سؤال مطرح بود که شی‌ء انگاری از زنان چه آسیبی به دختران و زنان می‌زند، ولی در دهه 80 و 90 با اینکه این شی‌ء انگاری بیشتر شد، اما هیچ‌گونه نگرانی درباره اثرات سوء آن در جامعه وجود نداشت. برای همین روزبه‌روز تبلیغات بیشتری از بدن‌های جنسی شده، می‌بینیم که اکثراً هم تبلیغاتی با محور زنان هستند.
دو عامل باعث تشدید این نگاه شی‌ء انگاری در غرب شده است؛ یکی رشد قابل توجه تبلیغات و دیگری جنسی‌تر و برهنه شدن شدیدتر تبلیغات است.

■ حساسیت غرب در دهه 60 و 70 نسبت به شی‌ء‌انگاری از زنان
یعنی در دهه 60 و 70 جامعه هنوز نسبت به این تبلیغات حساس بود، ولی امروز آن قدر که این تبلیغات نمایش داده شده است، حساسیت‌ها هم از بین رفته و همه مسائل عادی شده است.
 این تبلیغات ظاهراً امر جنسی را نشان می‌دهد که کالایی را می‌خواهد بفروشد، اما در واقع یک نظام ایده را به بیننده القا می‌کند و می‌فروشد. مثلاً برای مردان این ایده را عرضه می‌کند که در رابطه جنسی عاملیت دارند و هدایت رابطه جنسی بر عهده مردان است، این ایده به مردان احساس قدرت می‌دهد. 
علاوه بر این به زنان هم می‌گوید اگر می‌خواهید با ارزش باشید، باید یک شی‌ء با ارزش باشید. این نگاه باعث خود شی‌ء انگاری در میان زنان هم می‌شود و زنان مدام در حال ارزیابی بدن خودشان هستند، از بین رفتن عزت‌نفس، افسردگی و... بیماری‌های ناشی از این نظام ارزشی است. اندیشمندان مخالف شی‌ء انگاری زنان در نقد این نگاه می‌گویند در چنین شرایطی حتی اگر زن باارزش‌ترین چیز هم باشد، اما باز هم شی‌ء و زیر دست مرد است. برای همین نظریات نسل سوم فمینیست دنبال مادر محوری هستند.

■ لزوم پرهیز از ساده‌انگاری در مسئله زنان
همین جا اشاره‌ای به برخی شبهات بکنم، گفته می‌شود که در غرب قوانین حمایتی نسبت به زنان زیاد است. مثلاً لمس بدون اجازه در حکم تعرض است و این نشان‌دهنده ارزشمندی آنان است، اما این قوانین بیشتر از اینکه در ذیل ارزشمندی زنان مطرح شود برای جلوگیری از افسارگسیختگی بیشتر جامعه غرب است.
در مقابل نظریات انتقادی غرب نسبت به مسئله زنان برخی نگاه‌های عوامانه نیز در کشورمان وجود دارد.
 به طور نمونه در مستند انقلاب جنسی 2 ادعا می‌شود که چون در دوره‌ای به زنان سخت گرفته می‌شده است، برای همین ‌الآن این‌گونه شده‌اند در حالی که مسئله اقتصاد و انقلاب صنعتی عامل تأثیرگذار در زنان و نظریات حوزه آنان است. در این دوره به دنبال نیروی کار ارزان‌قیمت بودند و دیدند زنان در خانواده یعنی نیمی از نیروی کار پس تلاش کردند که زنان را از خانه و خانواده خارج کنند.
 یا اینکه برای فروش بیشتر کالا به نقش زنان در خانواده توجه بیشتری کردند، این توجه باعث تغییر الگوی تبلیغات شد و الگوی مصرف براساس نیاز واقعی را به الگوی مصرف براساس خواسته تغییر دادند و در این میان چه کسی مهم‌تر از زنان است؟
به عنوان جمع بندی باید اذعان کرد که نگاه هویتی به زن و حجاب مورد غفلت قرار گرفته است یعنی اینکه بگوییم حجاب برای عدم تحریک مردان توسط زنان است، تقلیل دادن این هویت است، در جوامع اسلامی علامت هویتی زن مسلمان حجاب است.
بررسی دوره استعمار در الجزایر نشان می‌دهد که غربی‌ها چه قدر به این موضوع واقف بوده‌اند و هر زن بی‌حجاب الجزایری را تیری بر قلب هویت جامعه الجزایر می‌دانستند.
برای همین هم هست که می‌بینیم در غرب برهنه شدن زنان را گام‌به‌گام جلو بردند و حتی امروز ازدواج همجنس و محارم را هم عادی کرده‌اند در حالی که یک دهه قبل چنین چیزهایی نبوده است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.