یکشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۸:۲۷

جای مستند در تلویزیون است

مستند

قدس آنلاین- نشست نقد و بررسی مستندهای «گلدونه،مش‌رحیم،صغرا و دیگران» به کارگردانی همایون امامی و «مکتب سقاخانه به روایت پرویز تناولی» ساخته امیرحسین بهبهانی در پردیس هویزه مشهد برگزار شد.

به گزارش قدس آنلاین، امیرحسین بهبهانی کارگردان مستند «مکتب سقاخانه به روایت پرویز تناولی» گفت : در سال ۷۸ من یک فیلمی از مرحوم کریم امامی ساختم ، فیلمی که مبتنی بر بیوگرافی بود و در آنجا آقای امامی درباره نقدی که بر مکتب سقاخانه می نویسند اسم و مکتب سقاخانه را بوجود آوردند.
وی تصریح کرد: دوست داشتم در مورد سقاخانه ها یک فیلمی بسازم  اما به خاطر اینکه از  طرف تلویزیون و مرکز گسترش به این موضوع بودجه ای اختصاص پیدا نکرد تصمیم گرفتم بر اساس بودجه شخصی این کار را انجام دهم و این موضوع هم میسر نشد تا اینکه دوست عزیزم سیامک دل زنده که مدت ها  در خارج از ایران در مورد حوزه هنر تحصیل می کرد و بعد از تحصیلات به ایران بازگشته بود ، درباره نقد دیدگاه های مختلف سقاخانه با وی صحبت کردم و به این نتیجه رسیدیم که فیلمی درباره اشخاص ساخته نشود و در مورد نقد دیدگاه های سقاخانه فیلم ساخته شود و به پیشنهاد آقای دل زنده تقسیم بندی هایی صورت گرفت و سه دهه نوگرایی فیلم ایران دهه ۲۰، دهه ۳۰ و دهه۵۰  مبنای کار قرار گرفت و تحلیلی در این باره داشته باشیم.
بهبهانی ادامه داد: در اولین فیلم در باره آقای محمود جواهر پور و نقاشی های وی از سال ۲۵ تا ۳۷ مورد بررسی قرار می گیرد و از ۳۷ تا ۴۷ نیز مکتب سقاخانه مورد بررسی قرار می گیرد و از سال ۴۷ تا ۵۷ نیز آقای نامی به نمایندگی از نقاشان مبنای کار قرار گرفتند.
وی درباره انتخاب تناولی گفت: آقای تناولی ابتدا خیلی سخت جلو دوربین آمدند از این رو تصمیم گرفتیم ابتدا فیلمی درباره آقای تبریزی بسازیم و بعد از آن سپس وی متقاعد شد که جلو دوربین قرار بگیرد و در مورد مکتب سقاخانه صحبت کنند. اقای تناولی تنها مجسمه سازی است که کریم امامی از آن یاد می کند و این باعث می شود کارهای آقای تناولی چه بخواهیم و چه نخواهیم تمام آثارشان رنگ و بویی از مکتب سقاخانه دارد از بررسی کارهای آقای تناولی می توانیم مکتب سقاخانه را بشناسیم.
بهبهانی اظهار داشت: در این مستند سعی بر این بود که مکتب سقاخانه از منظر افراد ان به مخاطب شناسانده شود ما سعی کردیم گروه نقاشان آزاد را از افراد آن بشناسیم و به نوعی نگاه از جزئ به بالا داشته باشیم .
وی درباره اینکه ایا سینما بستر مناسبی برای این مستند بود یا تلویزیون اظهار داشت: از نظر من تلویزیون بهترین جا برای پخش فیلم بیوگرافی است، اما چه کنیم در زمانه ای هستیم که تلویزیون نه بودجه می دهد و نه حتی حاضر است فیلمت را بخرد. پس این فرصتی که گروه هنر وتجربه به فیلمهای بیوگرافی داده است را باید بسیار ارج نهاد. ساخت هر فیلم بیوگرافی از هریک از افراد فرهنگ و هنر باعث تکمیل شدن قسمتی از تاریخ شفاهی ایران خواهد بود.
*** جایگاه آثار آقای خلج باید به جامعه  شناخته شود
در ادامه نشست همایون امامی  کارگردان مستند«گلدونه،مش‌رحیم،صغرا و دیگران» نیزدرباره روند تولید کار خود اظهار داشت: من کارهای هنری خودم را با تئاتر از شهرستان کرمانشاه  شروع کردم و بعد از اینکه در سال ۱۳۵۹ به تهران آمدم با آثار آقای خلج آشنا شدم و در سالهای بعد از انقلاب عملا مشاهده می کردم که نوع کارهایی که خلج کار کرده به نظرم  بی نظیر بود و باید جایگاه وی شناخته شود .
وی تصریح کرد: بعد از انقلاب با تغییر مسیر آقای خلج  و تمرکز بر فیلم های سینمایی که داشتند عملا  آن  بخش از فعالیت های ایشان که تاثیری بر مطرودان جامعه داشت  مشاهده نمی شد و چون در هیچکدام از کارهای آقای خلج تکرار نمی شد و حتی ان مسیر دیگر دنباله روی هم نداشت در برابر تاریخ تئاتر کشورم احساس وظیفه کردم که این دوره را برجسته و به خاطر اهمیتی که دارد آن را ثبت کنم .
امامی افزود: ساخت این فیلم دو سال طول کشید بهمن ماه سال ۹۳ تحقیقات آن شروع و در  آبان ماه ۹۴ ساخت آن کلید خورد و بعد از دوماه از آغاز آن تدوین این مجموعه نیزتوسط خودم صورت گرفت و تا خرداد سال ۹۵ طول کشید وقتی تدوین تمام شد آن را به دوستانم ارائه کردم تا اگر اصلاحاتی نیاز است صورت بگیرد .
وی ادامه داد:  دوستانم دو نکته را مطرح کردند ابتدا به خاطر اینکه رفت و برگشت هایی در فیلم وجود دارد  ویرایش هایی در مونتاژ فیلم انجام شود و برش هایی در صدا صورت بگیرد و در نکته دوم ایراد اخلاقی به من گرفتند و ان این بود که دراین مستند در  مورد نمایشنامه های آقای خلج بعد از انقلاب صحبت و داوری می کنید بدون اینکه ما از آنها اطلاع داشته باشیم و علت مخالفت فیلم را با آنها در جریان باشیم .

همایون امامی عنوان کرد: نهایت تلاشم را کردم تا تمام نکات ممکن را در این مستند بیاورم. تلاش کردم خلج را در بستر کارگاه نمایش مطرح کنم. شخصی مثل اسماعیل خلج در بستر تئاتر تجربی سعی کرد، تئاتر خودش را بنا کند و به او این فرصت داده می‌شود. مبنای کار خلج این است که در چنین شرایطی روشی دیگر بنا می‌کند. او اسم گروه خودش را تئاتر کوچه گذاشته و همکاران او بیشتر از جنوب شهر و از حوالی میدان قزوین هستند. هوشنگ توکلی، رضا ژیان، فریبرز سمندرپور و… در این گروه هستند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.