شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۸ - ۰۹:۴۲

تحولات سودان؛ انقلاب یا کودتا؟

حسن هانی زاده/کارشناس مسائل بین المللی

دکترحسن هانی زاده

تحولات سودان و برکناری عمرالبشیر از قدرت که از سوی ارتش و پس از چهار ماه اعتراضات مردمی به اوضاع نامناسب اقتصادی صورت گرفت، بیانگر آغاز فصلی جدید در تاریخ این کشــور اســت.

به گزارش گروه بین الملل قدس آنلاین، تحولات سودان و برکناری عمرالبشیر از قدرت که از سوی ارتش و پس از چهار ماه اعتراضات مردمی به اوضاع نامناسب اقتصادی صورت گرفت، بیانگر آغاز فصلی جدید در تاریخ این کشــور اســت.

 البشیر که از ســلا ۱۹۸۹ با کودتای نظامی روی کار آمــده بود، به دلیل تناقضات رفتاری که بویژه در چند سـال اخیر در رفتارش مشهود بود و همچنین تحت تأثیر قرار گرفتن وی از تحولات منطقه‌ای و بینالمللی و گرایش شدید به عربستان و رژیم صهیونیستی تنبیه شده و حکومتش سرنگون شــد.

وی در ابتدای حاکمیت خــود با اتخاذ سیاست نزدیکی به گروه‌های مقاومت و اسلامگرا توانست اطمینان مردم را جلب کند، اما به مرور زمان از این رویه دست کشیده و به اتخاذ سیاستی متناقض روی آورد.

موافقت البشیر با جدایی سودان جنوبی و همچنین نزدیکی وی به اســرائیل برای او تبعات جبران ناپذیری به همراه داشــت. از ســوی دیگر نزدیکی‌اش به ریاض برای دریافت کمک‌های مالی و کسب وجهه بین‌المللی و همچنین موافقت وی با اعزام صدها نظامی سودانی به عربستان برای مشارکت آنها در کشتار یمنی‌ها خشم افکار عمومی را علیه او برانگیخت؛ چرا که آنها این اقدامات را بر خلاف منافع ملی این کشور می‌دانستند.

 سودان در طول تاریخ شاهد کودتاهای نظامی مختلفی علیه رؤسای جمهور بوده و ارتش سیاسی این کشور که از سال ۱۹۵۶ بارها دست به کودتا زده و تجربه زیادی در تغییر حاکمیت داشت، این بار نیز فرصت را از دست نداده و حاکمیت را سرنگون کرد.

در پی این اقدام تحلیلگران از تحولات صورت گرفته تحت عنوان کودتا نام برده و برخی دیگر نیز از آن به انقلاب تعبیر کردند، اما واقعیت آن اســت که تحولات جاری در سودان را باید ترکیبی از کودتا و انقلاب دانست.

مردم سودان که اعتماد چندانی به احزاب ندارند، در ابتدا به صورت خودجوش وارد عمل شــده و خواستار دستیابی به اهداف مشروع و سرنگونی نظام حاکم شدند. اما مشکل مهم یعنی نبود رهبر کاریزماتیک برای هدایت مردم که در دیگر انقلابهای عربی (لیبی، مصر، تونس...) نیز وجود داشت این بار در سودان نیز مشهود بود.

بر همین اساس ارتش با سوء استفاده از وضعیت موجود قدرت را به بهانه کمک و حمایت از انقلابیون در قبضه خود گرفت. این اقدام با مخالفت‌های بســیاری از سوی مردم و احزاب سودانی مواجه شــده و اکنون باید دید که ارتش با واگذاری قدرت به نهادهای غیرنظامی راه را برای شــکل گیری یک روند دیپلماتیک در این کشور همواره کرده و یا اینکه تجربه گذشته را در ایجاد حکومتی نظامی تکرار میکند.

 البته مردم سودان این بار زیر حاکمیت نظامی مجدد نخواهند رفت؛ چرا که آنها خواهان انتقلا دموکراتیک قدرت از طریق صندوقه‌ای رأی هستند و شعار «دومی هم باید کنار برود» را در اعتراضات خود علیه وزیر دفاع این کشور انتخاب کرده‌اند.

 نکته احتمالی دیگر در مورد تحولات سودان تغییر سیاست خارجی دولت بعدی این کشور و فاصله گیری بیشتر از عربســتان و اسرائیل خواهد بود. باید توجه داشت عربستان، امارات، اســرائیل و آمریکا پیشتر از البشیر حمایت کاملی داشته‌اند، اما اکنون به نظر میرسد تاریخ مصرف او برای این کشور همانند دیگر دیکتاتورها (مبارک، قذافی و...) به پایان رسیده است. اکنون شورای نظامی حاکمیت را در دست گرفته و در چارچوب حاکمیــت ملی تغییرات هر چند ظاهری در روابــط خارجی خود اعمال خواهد کرد.

 حوادث سودان درس عبرتی برای رهبران جهان عرب نیز دارد به این معنی که فریب ارتباط با عربستان را نخورند. اشتباه بزرگ البشیر فاصله از جریان‌های اسلامگرا و اتخاذ سیاست تهاجمی در قبلا کشورهای مقاومت بود. ریاض همانند شرکای غربی خود تنها به دنبال استفاده ابزاری از این افراد بوده و به محض اینکه تاریخ مصرف آنها به پایان برسد، به سراغ شخصی دیگر رفته و سیاست‌های ضد انسانی خود را پیگیری می‌کند.

منبع: روزنامه قدس

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.