دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰۸:۳۳

جزء از جزء/ هفتم

کثرت، نشانه حقانیت نیست

ترتیل خوانی قرآن کریم درحرم مطهر امام رضا علیه السلام

مراجعه به رأی اکثریت به عنوان راه‌حلی برای از بین رفتن اختلافات، مورد پسند جوامع مختلف بوده است اما آیا همواره اکثریت می‌تواند حق را از باطل تشخیص دهد و راه درست را از نادرست بازشناسد؟

مراجعه به رأی اکثریت به عنوان راهحلی برای از بین رفتن اختلافات، مورد پسند جوامع مختلف بوده است اما آیا همواره اکثریت میتواند حق را از باطل تشخیص دهد و راه درست را از نادرست بازشناسد؟

جواب این پرسش از نظر قرآن کریم منفی است و اکثریت نمیتواند نشانه حقانیت باشد؛ خداوند در آیه 100 سوره مبارکه مائده میفرماید: «قُلْ لاَ یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَ الطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبِیثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‌»؛ بگو پلید و پاک یکسان نیستند؛ هر چند کثرت پلید[ها] تو را به شگفت آوَرَد؛ پس ای خردمندان، از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید. (المائده: 100)

علامه طباطبایی در المیزان مینویسد: «اعتبار در هر جا با حق است ولو اینکه اهل حق و جمعیت آن کم و معدود باشد؛ در برابر خیر و سعادت باید تسلیم شد هر چند بیشتر مردم بخصوص اقویا از آن گریزان و رویگردان باشند.»

در تفسیر نور نیز درباره این آیه نکاتی ذکر شده که عبارتند از: اکثریت و فراوانی فریب‌دهنده است و باید مراقب باشیم (أعجبک)، منطقِ «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» قرآنی نیست، شناخت پاک از ناپاک و تقوا و تسلیم نشدن در برابر موج و هیاهوی جمعیت، تنها کار خردمندان است (فاتقوا الله یا اولی الالباب).

در آیه 116 سوره انعام هم شبیه این مضمون آمده است: «وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ‌»؛ و اگر از بیشتر کسانی که در این سرزمین هستند پیروی کنی، تو را از راه خدا گمراه می‏کنند؛ آنان جز از گمانِ [خود] پیروی نمی‏کنند و جز به حدس و تخمین نمی‏پردازند. در این آیه نیز خداوند می‌فرماید: از آنجایی که بیشتر اهل زمین، پیرو حدس و تخمین‌اند نباید ایشان را در آنچه بدان دعوت مینمایند و راه‌هایی که پیشنهاد میکنند، اطاعت نمود، چون حدس، گمان و تخمین با جهل و عدم اطمینان آمیخته است و در جایی که علم و یقین نیاز است نباید به آن مراجعه کرد.

در این باره، در تفسیر هدایت آمده، گمان (ظن) تصوری است که از هواهای ذاتی و شهوات و فشارها سرچشمه میگیرد و تفاوت آن با علم این است که گمان تکیه بر خود دارد اما علم تکیه بر حقیقت دارد. و باز در تفسیر نمونه می‌خوانیم که سوره انعام در مکه و در زمانی نازل شد که مسلمانان بشدت در اقلیت بودند و بت‌پرستان در اکثریت؛ بنابراین ممکن بود این توهم پیش بیاید که اگر ما بر حقیم، چرا اینقدر کم هستیم؟ خداوند برای رفع این توهم پیامبر خود را مخاطب قرار میدهد و می‌فرماید اگر از بیشتر مردم این سرزمین پیروی کنی تو را از راه حق منحرف و گمراه میسازند و دلیلش هم این است که بیشتر مردم بر اساس فکر و منطق صحیح عمل نمیکنند.

خداوند در آیه بعد، راه درست را به بشر نشان میدهد که در این کشاکش حق و باطل باید به خداوند پناه برد چون او میزان ضلالت و هدایت است و می فرماید: «إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ یَضِلُّ عَنْ سَبِیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ»؛‌ باری، پروردگار تو به [حالِ] کسی که از راه او منحرف می‏شود، داناتر است و او به [حالِ] راه‏یافتگان [نیز] داناتر است. (الأنعام‏، 117)

اگر واژه اکثر و هم‌خانوادههای آن را در قرآن جست‌وجو کنیم این اصل قرآنی به تکرار و به وضوح دیده میشود که بیشتر مردم ناسپاس هستند (أکثر الناس لایشکرون)؛ بیشتر مردم نمیدانند (أکثر الناس لایعلمون)؛ بیشتر مردم ایمان نمیآورند (أکثر الناس لایؤمنون)؛ بیشتر مردم از ظن و حدس پیروی میکنند (وما یتبع أکثرهم الا ظنا)؛ بیشتر مردم حق را نمیشناسند بنابراین از آن رویگردان هستند (بل أکثرهم لایعلمون الحق فهم معرضون)؛ بیشتر مردم حقیقت را خوش ندارند (أکثرهم للحق کارهون)؛ بیشترشان نمی‌اندیشند (أکثرهم لایعقلون)؛ بیشتر مردم حرف حق را نمیشنوند (فاعرض أکثرهم فهم لایسمعون)؛ بیشتر شما نافرمانید (أکثرکم فاسقون).

بر این اساس، راه قرآن، ملاک هدایت است نه راه اکثریت مردم؛ حق ملاک است نه عدد؛ بنابراین در راه حق نباید از کمی افراد هراسید و در انتخاب راه، دلیل و برهان لازم است نه پیروی از حدس و گمان.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.