یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۰:۴۴

تولد نسل تازه مدیران پروازی درخراسان رضوی

سعید کوشافر

مدیران پروازی

مدیران پروازی یکی از آفتهای نظام مدیریتی کشور هستند؛ تا همین چند سال قبل مدیران پروازی زیادی درکشور وجود داشتند که هر هفته با هواپیما به محل خدمت خود رفته و آخر هفته وتعطیلات را در مرکز کشور و کنار خانواده خود میگذراندند.

همین مساله باعث شده بود تا امور بسیاری از استانها وشهرستانها هر هفته دچار یک وقفه چند روزه شود یا درتعطیلات معطل بماند . از دیگرسو مدیران پروازی هم بخاطر دوری از خانه وخانواده ودل نبستن به محل خدمت آنگونه که بایسته و شایسته بود خود را وقف کار نمیکردندو درصدد حل مشکلات نبودند ، چه بسا مدیرانی که هر هفته درانتظار پایان ماموریت اداری بودند تا به نزد خانواده برگردند و علاوه بر پرکردن رزومه موفق به کسب مدارج بالاتر در پایتخت شوند.

خراسان رضوی هم از این بلای مدیریتی مصون نبوده است ؛ زمانی بوده که حتی بالاترین مقام استان هم درمرکز استان اقامت نداشته و هرهفته مجبور به جلای محل خدمت و پرواز به سوی مرکز کشور میشد. درمورد مدیران کل نیز شاهد این رویه بوده ایم . اما به نظر میرسد طی سالهای اخیر این قحطی مدیر و کمبود مقام مسوول دراستانهای کشور اندک اندک کاهش یافته و اکنون کمتر مدیری درجه یکی را درخراسان رضوی سراغ داریم که اگر بومی هم نباشد اما درمرکز استان ساکن نباشد.

این از جمله مطالبات مردمی بوده است که درسطح مدیران عالی استانی رنگ تحقق به خود گرفته و مردم را از مشکلات آن رهاکرده است . اما به نظر میرسد اکنون که مدیران درجه یک استان دیگر پروازی نیستند گروه جدیدی از مدیران پدیده آمده و هرروز هم براین خیل مدیران میانی افزوده میشود.

طی روزهای گذشته خبری داشتیم که 16تن از مدیران شهرستان داورزن حاضر به سکونت درمحل خدمتی خود نیستند! این درحالی است که بهانه ای عجیب برای عدم اسکان انتخاب شده است و آن نبود مسکن مناسب است . شاید کسانی که به شهرداورزن نرفته اند گمان کنند این شهرشبیه به روستایی است که همه خانه های آن خشت  وگلی است ؛ درحالیکه دراین شهر میتوان بهترین وشیک ترین خانه هارا دید و یا اجاره کرد.  این بهانه اگر چه دربطن خود تحقیر مردم این شهرستان را دارداما واقعیت این است که بهانه ای بیش نیست مگر اینکه بخواهیم باور کنیم این مدیران خوی اشرافی گری دارندو به کمتر از قصرها وویلاهای لوکس چند هزارمتری رضایت نمیدهند .

درهمین راستا طی روزهای اخیر ، معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی استانداری در خصوص وجود مدیران پروازی یا سکونت نداشتن آن‌ها در محل میگوید: در سال ۱۳۸۴ مصوبه‌ای مبنی بر لزوم اقامت مدیران دستگاه‌های اجرایی در محل خدمت خود داشتیم و در این مصوبه به صراحت آمده که تمامی مدیران موظف هستند در انتخاب و انتصاب روسای دستگاه‌های اجرایی در سطوح استانی، شهرستان و شهر اقدام کنند.

کوکب موسوی با بیان این که یکی از ضوابط انتخاب مدیران دستگاه‌های اجرایی شرط اقامت در محل خدمت بوده است، افزود: اگر انتصابی برای مدیران دستگاه‌های اجرایی در شهرستان‌ها انجام می‌شود، باید در شهرستان و شهر محل خدمت استقرار داشته باشند و در این آیین نامه در انتخاب و انتصاب استانداران و فرمانداران به صراحت مورد تاکید جدی قرار گرفته است.

 معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی استانداری با اشاره به تاکید  استاندار خراسان رضوی برموضوع اسکان مدیران درمحل خدمت میگوید: با این حال ۱۴ درصد از مدیران دستگاه‌های اجرایی درمحل خدمتشان ساکن نیستند، و با توجه به آخرین اطلاعات حدود ۲۰۰ نفر از مدیران دستگاه‌های اجرایی از جمله دانشگاه‌ها و بانک‌ها در شهرستان‌های محل خدمت خود سکونت ندارند.

وی تصریح کرد: برخی از شهرستان‌ها و به ویژه شهرستان‌های تازه تاسیس و شهرستان‌هایی که فاصله خیلی کمی با شهرستان قبلی خود دارند، استقرار مدیران دستگاه‌های اجرایی را کمتر شاهد هستیم.

به نظر میرسد که مدیرانی که احتمالا با رانت و سیاسی بازی انتخاب شده اند تا یا رزومه پرکنند یا از مواهب انتصاب سود ببرند ، درشان خود نمیدانند که با مردم منطقه دریک سطح زندگی کنند و به همین دلیل هرگز تن به اقامت خانوادگی دراین شهرستانها نمیدهند.

این درحالی است که شهرستانهای عمدتا محروم نیاز دارند تا مدیران به صورت تمام وقت درمنطقه حضور داشته و با تلاشهای بیشتر زمینه کاهش محرومیت را فراهم کنند . مدیری که دراین شهرستانها ساکن نیست چطور میتواند بفهمد که مردم چه مشکلاتی دارند، فرماندار یا بخشداری که صبح میایدو ظهر برمیگردد و خانواده اش درمرکزاستان ساکن هستند چطور میتواند مشکلات درمانی ؛ مشکلات ادرای ؛ مشکلات راه ودوری از مرکز مردم را درک کند. چطور میتواند درک کند که اگر شب هنگام اتفاقی برای یکی از ساکنان رخ داد آیا دادرسی دارد یا باید تا صبح منتظر بازگشت مدیران بماند.

البته نباید همه تقصیرها را هم گردن مدیران میانی انداخت ؛ باید سراغ مدیران عالی رفت ؛ استانداری که فرماندار را انتخاب کرده و برکارش نظارت دارد، فرمانداری که بخشدار را معرفی کرده و مدیرکلی که مدیران شهرستانی را پشت میز گذاشته است . باید از آنها پرسید که ملاکشان برای انتخاب این مدیر چه بوده است و چرا باید درشهرستان محرومی که نیاز به رسیدگی داردآخر هفته فقط نگهبان ساختمان اداره باقی بماند.

شاید برخی دلایل را بتوان به گرایشات سیاسی ومدیران سفارشی ربط داد ، اما هرگز نمیتوان گفت که درشهر یا شهرستانی امکان سکونت مدیران وجودندارد، بلکه میتوان گفت مدیران انتخاب شده اند که مردم را شهروند درجه دو وخود را شهروند درجه یک میدانند و بنابراین میان سکونت خودشان و امکاناتی که مورد نظرشان هست با سایر مردم تفاوت وجود دارد .

از دیگر سو برخی مدیران به این دلیل تمایل به سکونت درشهریا شهرستانها ندارد که به دلیل کوچکی شهرستان خانواده این مدیران زوددیده شده ومورد قضاوت قرار میگیرندو آنها از قضاوت شدن توسط مردم  هراس دارند.

برخی نیز کمبود امکانات را دلیل و توجیه عدم اقامتشان بیان میکنند که باید درپاسخ به انها گفت شما برای کاستن از همین کمبودها به این مدیریت گمارده شده اید واگر خودتان در متن این مشکلات وکمبودها نباشید هرگز راهی برای حل مشکلات مردم پیدا نخواهید کرد.

وقتی مدیری درمحل کارش اقامت نداشته باشد ساعت کاری اش هم محدود به ساعت اداری خواهد شد که بخشی از این اوقات هم در مسیر رفت وبرگشت تلف خواهد شد ، بنابراین عملا امکان ارتباط گرفتن با مردم را از دست خواهد دادو میزان نظارتش بر زیر مجموعه کاری اش و روند پیشرفت کارها نیز به همین میزان کاهش خواهد یافت وبسیاری از امور اگر نگوییم معطل مانده ولنگ میزند اما حداقل و با قدرت میتوان گفت مسایل حوزه مدیریت مدیر غیر مقیم درجا زده و پیشرفتی نخواهد داشت . اگر اندک استثنا ها را قلم بگیریم تقریبا بررسی پرونده تمام مدیران غیر ساکن نشان میدهد که هرگز نتوانسته اند منشا خدماتی مهم و تاثیر گذار برای شهرستانها باشند.

درعین حال نباید این نکته را از نظر دور داشت که این مدیران غیر ساکن هزینه های زیادی هم بردوش نظام اداری تحمیل خواهند کرد. کمتر مدیری را میتوان یافت که با وسیله نقلیه شخصی از محل اسکان به محل مدیریتش رفت وآمدداشته باشد. بلکه این وسایل نقلیه دولتی است که درخدمت اوست که حتی اگر حق ماموریت و وقت راننده را هم حساب نکنیم تنها با هزینه استهلاک وسیله نقلیه دولتی متوان خدمات زیادی به مردم شهرستانهای محروم ارایه کرد. حال بعضی از مدیران این مشکل را به گونه ای دیگر حل کرده و بجای استفاده از خودروی دولتی اقدام به اجاره خودرو کرده و چند برابر حقوق یک کارمند هزینه صرف میکنند تا بگویند که مثلا از ماشین دولتی استفاده نمیکنند.

خاطرم هست چندسالی بخاطر تحصیل درشهرستانی مجاور مشهد مجبور به رفت وامد بودم ؛ صبحها با چشم خود میدیدم خودروهای دولتی که مدیران را از مشهد به شهرستان میبردندو عصر ها که باز میگشتند؛ حتی برخی ادارات را سراغ دارم که چند سرویس اتوبوس ومینی بوس برای کارمندان ساکن مشهد داشتند.  جالبتر این بود که دوستی دراین شهرداشتم که درکار خریدو فروش خانه بود، زیباترین وشیک ترین خانه ها را درهمین شهر نشانم داد ، که هم امکان خرید داشت وهم اجاره ...

شاید روزی برسد که دیگر ملاک اصلی انتخاب مدیران گرایش سیاسی و سفارش از سوی مقامهای ذی نفوذ نباشد، باید مردم شهرها وشهرستانهای محروم منتظر آنروز باشند که چشمشان به سکونت مدیران درمحل خدمتشان روشن شود ؛ آنروز باشد که مدیران با سکونت درمحل خدمت درد مردم منطقه ورنج انها را درک کنند ؛ شاید آنروز بتوان امیدی داشت که سرانجام محرومیت ازاین مناطق رخت بربندد.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.