یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۲:۳۶

«پایتخت6» سریالی برای خانواده یا علیه خانواده؟/ اثری که از اصالت خود دور شده است

سریال پایتخت

فصل ششم پایتخت تا اینجای کار نشان داده که شوخی های بیش از حد و قبح شکنی هایی که در دل کار گنجانده شده، خیلی به مذاق خانواده های ایرانی خوش نیامده است.

قدس آنلاین: مجموعه تلویزیونی «پایتخت» به کارگردانی سیروس مقدم اثری است که در فصل اول نظر خیلی ها را جلب کرد. این سریال موضوع مهاجرت و شهرنشینی را از دل یک خانواده ساده روستایی و «معمولی» روایت کرد. این روایت ساده تا جایی به دلها نشست که فصل دوم آن با موضوع نقل و انتقال یک گنبد و گلدسته ادامه پیدا کرد. ماجرایی که در دل خود موضوع وحدت را چاشنی کرده بود و در فصل سوم هم قصه غیرت نقی و کشتی گرفتن او را دیدیم.

فصل چهارم هم با موضوع قطع بی رویه درختان و ساخت و سازهای بی رویه روی آنتن رفت و قصه فصل پنجم هم ماجرای داعش را برایمان تصویر کرد. تصویری که نشان داد اگر عزم مدافعان حرم و در رأس آنها دلاوریهای سردار شهید حاج قاسم سلیمانی نبود، چه بر سر زنان و مردان ایرانی می آمد.

حالا پس از این فراز و فرودها و قصه هایی که به جان نشسته بسیاری از خانواده های ایرانی منتظر بودند تا فصل ششم این سریال را در روزهایی که برای مقابله با کرونا در خانه مانده اند، ببینند و از آن لذت ببرند. اتفاقی که این بار و دست کم تا اینجای کار روی نداده است. چرا که داستان اصلی این فصل که گویا موضوع بازگشت بهبود است، با گذشت 6 قسمت هنوز آغاز نشده و در بلبشوی موضوعات آشفته ای مانند عفو ارسطو، اهداء اعضاء پنجعلی، حج رفتن نقی، استخدام هما در صدا و سیما و ... گم شده است.

خانواده نقی معمولی از آن حالت روستایی و ساده خود به در آمده اند و قالتاق شده اند، بابا پنجعلی که روزگاری نماد ستون و پایه خانواده بود از دست رفته و جایگزینی برای آن وجود ندارد. اهداء عضو در این سریال به سخره گرفته می شود و حتی مزاری برای پدر در نظر گرفته نمی شود و با موضوع تشریح پیکر و ... به بدترین شکل با پدر از دست رفته یک خانواده شوخی می شود! همچنین مضامین ارزشی و مقدس مانند مناسک حج، نماز خواندن، شئون و ظواهر مذهبی مانند جای مهر روی پیشانی و ... وارد حیطه طنز و شوخی های سخیف می شود.

نقی به عنوان پدر خانواده در حدی دچار خصوصیت های بد اخلاقی است که نمی تواند الگوی خانواده باشد. همه اعضاء خانواده به راحتی به هم دروغ می گویند و موضوعات زندگی را از هم پنهان می کنند. هما به عنوان نماد زن ایرانی تحصیل کرده، که در فصول گذشته تلاش می کرد نقی را هدایت کند و برای زندگی اش تلاش می کرد، این بار خود از خط خارج شده، دخترانش را بدون اجازه پدر به اردو می فرستد و به همسرش دروغ می گوید. برای رفتن جلوی دوربین ماسک آرایشی می گذارد و در بخشی هم می بینیم که فهیمه او را ترغیب می کند برای زیبایی بیشتر جلوی دوربین دست به بوتاکس و تاتو و ... بزند.

اعضاء این خانواده تا جایی از هم دور افتاده اند که هیچکس از دیگری خبر ندارد و حتی سارا و نیکا به عنوان دختران نوجوان نقی می توانند به راحتی ماهواره سفارش بدهند و حتی برای این کار به بزرگتر خود هم نیازی ندارند. وقتی هم که پدر از موضوع مطلع می شود، نه تنها از موضع خود کوتاه نمی آیند بلکه مصرانه پیگیر آن هستند و مقابل پدر می ایستند. نقی هم در چند دیالوگ گل درشت و ضعیف به بد بودن و چال کردن دیش ماهواره اشاره می کند و اینکه ماهواره چیز بدی است!

بهتاش خواهر زاده نقی، گرچه به ظاهر به ورزش و پیشرفت ابراز علاقه می کند، اما هتاکی و بی احترامی های او به بزرگترها، در این فصل از سریال برجسته تر شده است. دست بلند کردن او روی نقی، خطاب قراردادن مادر و زن دایی اش به اسم کوچک، ارتباطات نامتعارف و منافی اخلاق با دختران و تیغ زدن اطرافیان با دروغ و دغل از جمله رفتارهای اوست.

فهیمه خواهر نقی هم دچار دگردیسی شده، با از دست دادن شوهر، دلباخته رحمت شده و این موضوع را در مقابل فرزندان خود علنی عنوان می کند. هرچند موضوع ازدواج او در نبود همسرش، خارج از عرف نیست، اما روابط او با رحمت و هنجارشکنی هایی که او در این میان می کند، تنها قبح زدایی از عفت زن ایرانی است. تا جایی که بهتاش در واکنش به رفتارهای مادرش به او می گوید: «خجالت بکش. کیس از این بهتر نبود باهاش کانکت شی؟» حتی میزان گریم و آرایش این شخصیت در فصل ششم تا حدی زیاد شده که در بخش های مربوط به او تلویزیون مجبور به سانسور شده و تصاویر او را رنگ بری می کند.

رحمت به عنوان خواستگار فهیمه در حالی که چیزی از محرمیت آن دو در داستان گفته نشده و مدام به خانه نقی تردد دارد،  و در فضایی غیر مودبانه به کل کل با فرزندان فهیمه می پردازد. ضمن اینکه او به عنوان برادر بزرگتر مدام از برادران کوچکتر خود کتک می خورد و به نظر می رسد هیچ وجه احترام آمیزی میان این خانواده وجود ندارد.

ارسطو که با عفو مقام معظم رهبری آزاد شده، برای رهایی از مشکلات مالی، درگیر قاچاق مواد مخدر به داخل زندان می شود. با این طراحی شخصیت و خط داستانی مربوط به او، موضوع عفو مقام معظم رهبری زیر سؤال می رود. موضوع تریاک کشی و اعتیاد تقی و برادران رحمت به راحتی و به عنوان مساله ای عادی در سریال عنوان می شود.
- رقص و آواز به عنوان راه حل منازعات و مشکلات توسط نقی در مراسم جشن نفس اهداء اعضای بدن پنجعلی مطرح می شود.
اشارات جنسی و غیر اخلاقی، دیالوگ ها و دکوپاژهای شیطنت آمیز و رفتارهای غیر متعارف در این فصل هم کم نیستند. به عنوان مثال رحمت به ارسطو می گوید: پولی جمع کردم و یه مسکن مهر ثبت نام کردم. دست فهیم رو بگیرم ببرم بلولیم تا یه بچه ای درست کنیم! اشاره رحمت به آبشن دار بودن فهیمه که سبب می شود رحمت بدخلقی پسرانش را به جان بخرد. خالکوبی پروانه بزرگی در پشت ارسطو که در حمام با حرکت کتف هایش پرواز پروانه را نمایش می داد. رحمت می گوید: یه دبه سرکه رم میذاری زیر زمین، یه ساعت بعد میری هم میزنی نگنده. بهاش: مگه زهرماریه؟! و...

همچنین دامن زدن به برخی شائبات و اتهامات ناروا به مدافعین حرم از سوی جریانات و رسانه های متخاصم درباره بهره برداری های مادی و موقعیتی از حضور در سوریه.( ارسطو بعد از آزادی با اطلاع از وضعیت نقی که تحت استخدام یک نماینده مجلس است می گوید: ما از سوریه برگشیم رفتیم زندان، یکی دیگه رفت مجلس.

نقص فیلمنامه فصل ششم، از شخصیت پردازی و خطوط داستانی گرفته تا مضمون و محتوا، صحنه های طولانی و کش داری که در هر قسمت به وفور یافت می شود تا نشان دادن چهره تک تک آدم هایی که در فرودگاه هستند، یا نشان دادن ته استکان، همه و همه باعث شده تا با گذشت حدود نیمی از سریال، مخاطب نمی داند که باید پیگیر چه ماجرایی در این فصل باشد. هرچند سریال در نیمه راه است، اما اثرات مخرب و مضری که این خانواده محبوب در حال تسری آن هستند غیر قابل انکار است.
آن هم در شرایط قرنطینه خانگی ناشی از کرونا که جامعه تشنه سرگرمی در مراجعه به تلویزیون است.
به نظر می رسد تلویزیون در مقابل سریال پایتخت به نوعی انفعال و ترس رسیده است و شهرت این سریال منجر شده تا چشمش را به روی محتوای کار ببندد و هرچه در این سری ساخته شده، بدون ممیزی و نظارت روانه آنتن شود. این درحالی است که بازیگران کار هر شب با پایان پخش قسمت جدید با انتشار تصویری از خود بر سانسور سریال تاکید می کند و تلاش می کنند فضا را جوری رقم بزنند که این سانسورها به کار لطمه زده است. درحالی که به نظر می رسد صداوسیما برای این سریال تیغش را غلاف کرده و ماجرا باری به هر جهت در جریان است.

نقص فیلمنامه فصل ششم، جای خالی زنده یاد «خشایار الوند» را بیشتر نمایان می کند. فیلمنامه نویس موفق و با سابقه ای که در فصل های قبل گروه پایتخت را همراهی می کرد و توجه ویژه او به محتوا منجر شده بود تا مخاطب شاهد اثری دلنشین و دلچسب باشد و خانواده با خیال راحت به تماشای یک اثر ایرانی با هویت ایرانی بنشیند. در حالی که در قسمت های فعلی این وجه بسیار کمرنگ شده و بسیاری از خانواده ها نسبت به محتوای این فصل ناراضی هستند.

**طیبه سیاوشی: آنچه برای ما مهم است حریم خانواده است

در همین رابطه «طیبه سیاوشی شاه عنایتی» نماینده کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس درباره سریال  پایتخت ۶ گفت: دوستانی که سریال های تلویزیون ایران را با تلویزیون ترکیه قیاس می کردند و معتقد بودند بخشی از فرهنگ و عرف ترکیه که متعلق به ما نیست، وارد سریال های ما شده است و عرف و فرهنگ را زیر پا گذاشتند.

وی افزود: برای مثال در خانواده های ایرانی عرف و فرهنگی وجود دارد که عروس با اعضای خانواده همسرش با احترام صحبت کند اما در سریال پایتخت خلاف آن را شاهدیم. یکسری حریم شکنی ها دارد اتفاق می افتد. در واقع باید به تهیه کننده این سریال گزارشی داد که مخاطب شما از هر سن و قشری که باشد نیازمند این است که شما یکسری حداقل های فرهنگی و عرفی شان را رعایت کنید. سیاسی باشد مذهبی باشد و یا بخش فرودست جامعه که مخاطب سریال ها هستند و خوب است که صداوسیما اینها را رعایت کند.

وی ادامه داد: خنداندن مردم ایران خیلی سخت است با توجه به حریم ها و فرهنگ چندگانه مان در عین حال وقتی کارگردانی اثری طنز می سازد از او تشکر می کنم چراکه خیلی سخت است در چنین شرایطی کار طنز بسازید و مخاطب را هم بخندانید.

سیاوشی با بیان اینکه رسانه ملی در قبال همه مردم مسئول است، افزود:  مردم ما مالیات می دهند و از بودجه و زندگیشان می دهند برای اداره شدن این رسانه و حق نقد و اظهار نظر دارند اما متاسفانه این نقدها نادیده گرفته شده و سریال ها سطحی تر می شود. خانواده مقدس است و حریم دارد و آنچه برای ما مهم است حریم خانواده است. قبلا برای ما حرمت خانواده مهم بود اما ظاهرا در سریال هایمان اینطور نیست.

**«پایتخت» و شوخی با ارزش های اساسی جامعه 

 اما «هاتف الرحمن صالحی» استاد دانشگاه و کارشناس رسانه نیز معتقد است این روزها، علاوه بر مباحث مربوط به مراقبت های بهداشتی در راستای مقابله با ویروس کرونا، حرف و حدیث ها پیرامون مجموعه تلویزیونی پایتخت نیز نُقل محافل مجازی قاطبه مردم شده است. یکی از مهم ترین دلایل حسّاس شدن آحاد جامعه نسبت به این سریال، توفیق قسمت های پنجگانه پیشین آن در ارتباط برقرار کردن با اقشار گوناگون مردم و بیان نظام مسائل آن ها در قالب طنز بوده است.

وی ادامه داد: البته باید توجه داشت که مسئله جذب ۷۵ درصد مخاطب -طبق نتایج آخرین نظرسنجی نوروزی مرکز تحقیقات سازمان صداوسیما- فی نفسه شاخص دقیقی برای محک توفیق یک برنامه تلویزیونی نیست؛ چرا که در برخی موارد همسو شدن با «ذائقه و نیاز مخاطب»، منافی اصل خطیر «مصلحت مخاطب» خواهد بود. طنز اگه مبتنی بر مسئله حقیقی جامعه و بازگو کننده دغدغه های اصیل مردم جامعه با هدف اعتلای فکری و فرهنگی جامعه نباشد، و صرفاً به دنبال خنداندنِ بی هدف و لحظه ای مخاطب باشد، هزل و هجوی بیش نخواهد بود که با فطرت پاک آدمی نیز ناسازگار است.

وی تاکید کرد: رسانه ملی جمهوری اسلامی -در کارزار جنگ تمام عیار رسانه ای دشمن که از هر سو به دنبال تغییر ذائقه مخاطب و تقلیل نظام ارزشی آن به مباحث سطحی و پیش پاافتاده است و در میدان جنگ شناختی که تحریف باورها، نگرش ها و ارزش های اسلامی و الهی مردم ایران، آماج حملات بیرحمانه دشمن قرار گرفته است- آن هنگام دانشگاه عمومی خواهد شد که علاوه بر سرگرم کردن مخاطب، آموزش همگانی با هدف اعتلای سبک زندگی و سبک نگرش مردم را در دستور کار خود قرار دهد و این مقوله یعنی درنظر گرفتن «مصلحت مخاطب» در کنار «ذائقه» وی!

این کارشناس رسانه تاکید کرد: اگرچه در ایام تعطیلات نوروزی امسال که با خانه نشینی اجباری مردم نیز همراه شده است، بیش از هر زمان دیگر نیازمند تولیدات طنز تلویزیونی هستیم، اما این مسئله و تنگنای مقطعی، به هیچوجه نباید موجب تنزّل سطح کیفی و محتوایی برنامه ها از طنز و مطایبه فاخر به هجو و نیز از تکریم ارزش های عالی انسانی؛ اخلاقی و دینی به عدول و حتّی تساهل و تسامح نسبت به آن ها گردد.

وی با بیان اینکه به زعم اینجانب، مجموعه پایتخت ۶ در کنار بسیاری از جنبه های مثبت و تحسین برانگیز خود، به طرز بسیار شگفت آوری، پیشقراول در اباحه گری و ترویج سبک زندگی غربی و نیز بدعت گذار در شوخی با ارزش های اساسی جامعه شده است!، گفت: مصادیق بسیار فراوانی برای خیز این سریال در تغییر سبک زندگی اسلامی جامعه و ترویج نوعی سهل‌انگاری در روابط خانوادگی قابل ذکر است؛ همچون کم رنگ شدن حیا و احترام کوچک تر به بزرگ تر، عدم رعایت حدود محرم و نامحرم همچون بوسیدن زن دایی توسط پسر ممیّز ۱۲ ساله، تساهل در روابط دختر و پسر، دیالوگ ها و تیکه های جنسی، ترویج رقص غربی، عادی جلوه دادن نصب ماهواره در منزل، ترویج پنهان کاری و دروغ، اشاعه موسیقی مبتذل، ترویج ریا و تزویر و...

وی ادامه داد: با کمال تاسف، برخی از منتقدین، صاحبنظران و حتی برخی جامعه شناسان، در تمجید و حمایت از این سریال اینگونه بیان داشته اند که پایتخت، تصویرگر حقیقت جامعه است و این شخصیت ها، هر یک از آحاد جامعه هستند. در پاسخ این عزیزان باید گفت آیا جامعه ای که شما در آن زندگی می کنید از افراد بااخلاق، مودّب، مومن، انقلابی، نمازخوان و پاکدست برخوردار نیست؟ آیا خانواده محترم و آبرومندی که فرزندانش به درستی تربیت شده اند و با تلاش و ممارست خود و نیز مبتنی بر استعداد و ظرفیّت خود مشغول به کار شده اند، در اطرافتان یافت نمی شود؟! آیا در نزدیکان شما، نیستند کسانی که ادیبانه و اخلاق مدار با پدر و مادر و بزرگترها سخن برانند؟ آیا در بین آحاد جامعه، افرادی پیدا نمی شوند که مبادی آداب اسلامی باشند و حدود شرعی در ارتباط با نامحرم را رعایت کنند؟!

وی تاکید کرد: سخن و مسئله حقیقی این است که رسانه ملی، باید تصویرگر فضایل جامعه باشد نه رذایل آن! حتی اگر در جامعه، مشکلات و ناهنجاری هایی هم وجود دارد، رسانه ملّی باید در راستای حل این مسائل برآید، نه خدای ناکرده عادی سازی و قبح زدایی از آن! علاوه بر پرداختن به این بُعد سریال پایتخت و بدآموزی های متعدّد فرهنگی و اجتماعی آن، خط شکنی و بدعت گذاری این مجموعه در شوخی با ارزش های جامعه نیز قابل بررسی و نقد اساسی است.

صالحی افزود: فارغ از اینکه آیا گونه طنز، صلاحیّت پرداختن به مقولات مقدّسی چون ارزش های ملّی و دینی را دارد یا خیر، ورود بی مقدّمه، غیرهنرمندانه، سطحی و سخیف سریال پایتخت به یکی از اختیارات ولی فقیه؛ یعنی مسئله خطیر "عفو رهبری" امری مذموم و غیرقابل دفاع است؛ چرا که منجر و منتج به سوءاستفاده آتی فرصت طلبان برای تخفیف جایگاه رهبری خواهد شد.

وی ادامه داد: در ازای این انتقاد، برخی از کارشناسان، برداشت جامعه از شوخی با مسئله عفو رهبری را در مجموع مثبت ارزیابی می کنند. در پاسخ این عزیزان نیز باید گفت که حقیقتاً برداشت مخاطبی که در اولین قسمت سریال پایتخت، به صورت رگباری و پشت سر هم، تیکه پراکنی های سیاسی نسبت به روسای محترم جمهور  پیشین را مشاهده می کند، و در ادامه نام مبارک رهبری را می شنود، چیست؟! و آیا تمام این موارد را، به مثابه یک سِیر معین در ذهن خود تصویر نمی کند؟! از سوی دیگر، آیا این قبیل تیکه پراکنی های سیاسیِ خارج از حدّ اعتدال، موجب تشجیع و تهییج جامعه در مواجهه غیرحرفه ای و غیرادیبانه با مسائل حیاتی کشور و نیز مسئولین امر نخواهد شد؟!

وی اظهارداشت: در پایان امید است که در مطلع گام دوم انقلاب اسلامی و با عنایت به ضرورت بیش از پیش تحقّق رسانه متعهّد و تمدّن ساز با هدف غایی اعتلای معنویّت و اخلاق آحاد جامعه، مسئولین امر و متخصّصین حوزه فیلم و سریال رسانه ملّی، الگوی دقیقی برای ارزیابی محتوایی تولیدات هنری و رسانه ای، مستظهر به مبانی اسلامی و مبتنی بر منظومه فکری رهبر فرزانه انقلاب، و نیز بر اساس اولویت های «نیاز مخاطب»، «مصلحت مخاطب» و «ذائقه مخاطب»، تهیه، تدوین و به کارگیری کنند.

**تاثیر ناخودآگاه سریال ها بر روان مخاطب

اما نقاط ضعف سریال پایتخت در فصل ششم از نگاه جامعه شناسان هم دور نمانده و در این باره «امان الله قرائی مقدم» جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار فارس گفت: فیلم ها و سریالهایی که ساخته می شوند، خود زاییده ذهن سازندگان آن هستند. و آنچه مخاطب می بیند شمایی از چیزی است که در ذهن او می گذرد.

وی ادامه داد: متاسفانه ما فقط یک چارچوب کلی کار را می بینیم و اصلا توجهی به آنچه رفتار کاراکترها بر روان مخاطب می گذارند، نداریم. به عنوان مثال در سریال «پایتخت» یک خشونت پنهان وجود دارد. این خشونت در رفتار شخصیت ها کاملا مشخص و هویداست و ما به آن بی توجهیم. در حالی که برخی روانشناسان اجتماعی معتقدند که از لحظه تشکیل نطفه در رحم مادر، نحوه رفتار مادر با کودک بر زندگی روانی او تاثیر می گذارد. حتی نحوه شیر دادن و برخورد مادر با نوزاد در خلق وخوی او تاثیر دارد.

این استاد دانشگاه اظهار داشت: وقتی مخاطب این آثار را می بیند، ناخودآگاه همان رفتار را با خانواده خود انجام می دهد. نتیجه هم این است که در خانواده‌هایی که با تحقیر، سرزنش، خشونت جسمی، روحی و روانی با فرزندان رفتار می‌کنند فرزندان عصبانی هستند و خشونت در ضمیر آنها نهادینه می شود. همه این موارد باعث می شود وقتی فرد وارد جامعه می شود رفتار پرخاشگرانه از خود نشان دهد.

وی تاکید کرد: سریالها باید امید دهنده و شادی بخش باشند، تا این فضای شاد به جامعه تزریق شود. سریال پایتخت در عین اینکه تلاش می کند تا لحظات خنده داری را ایجاد کند، باید به رفتار میان شخصیت ها هم توجه کند تا تاثیرات مثبت آن بیشتر شود.

**جمع کردن قصه در قسمت های پایانی فایده ندارد

حجت الاسلام «مهدی شیخ» نماینده کمیسیون  فرهنگی مجلس شورای اسلامی نیز در گفت و گو با خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس درباره سریال پایتخت ۶ گفت: متاسفانه سریال های ایرانی همگی یک عیبی دارند که در ۵۰ قسمت یا ۲۰ قسمت اتفاق های بدی می افتد اما در قسمت آخر همه چیز را جمع و جور می کنند برای مثال در ۱۰ قسمت بدآموزی دارد اما در قسمت پایانی می‌گویند که اینطور نبود حالا پایتخت هم مثل همین است احتمالاً در قسمت آخر می گوید همه اینهایی که دیدید بد است و بابت این اشتباهاتش عذرخواهی می کند.

وی ادامه داد: سریال پایتخت امسال خیلی عجیب تر از سالهای گذشته شده است. متأسفانه در حال حاضر تمامی سریال های صدا و سیما به همین شکل است و منحصر به همین یک سریال نیست برای مثال با بدآموزی و اعصاب خورد کنی شروع می شود بعد در آخرین قسمت همه توبه می کنند و خوب می شوند. آخر مگر می شود یک سال بدآموزی به مردم نشان دهید و در قسمت آخر بگویید همه این ها بد است؟!

وی با بیان اینکه بی احترامی های کوچکتر به بزرگتر ها در این سریال به شدت دیده می شود، افزود: همین که مردم با سریال های تلویزیون سرگرم باشند خوب است اما تولید محتوا هم مهم است و کلا ما در تولید محتوا مشکل داریم. با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری امسال جهش تولید نامگذاری شده است و خیلی ها فکر می کنند تولید باید در بخش صنعت کشور رخ دهد در صورتیکه تولید محتوای فرهنگی نیز یکی از همین ها است که باید روی این موضوع نیز دقت بسیاری شود.

 **سلطان محمدی: پایتخت هنوز حرف های بسیاری برای گفتن دارد

به گزارش فارس، در این میان حسین سلطان محمدی منتقد تلویزیون و سینما نظرات متفاوتی دارد. او درباره سریال پایتخت در گفت و گو با خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس گفت: این فصل از پایتخت یکی از دوران شلوغ آن است. هما مجری خبر و ارسطو بیکار شده است و نقی سرکار رفته و کار خاصی دارد. حتی بهتاش به تیم نساجی رفته و فهیمه و رحمت هم حکایت خود را دارند و اختلاف رحمت با برادرانش‌ هم قصه دیگری است. ظهور بهبود هم که از دیشب اولین تصاویرش آمد یکی دیگر از این شلوغی ها است و باید ببینیم چه اتفاقی رخ خواهد داد.

وی ادامه داد: پایتخت ۶ شلوغ است از لحاظ قصه های موازی و بهتاش هم به مرحله شورشی و مقاومت در برابر پدر رسیده و باید دید آرش عباسی که این بار برای دیالوگ نویسی به کمک گروه پایتخت آمده است چه می خواهد انجام دهد.

وی در ادامه بیان داشت: پایتخت دوره بسیار شلوغی از لحاظ کلام و شخصیت است و طبق معمول سیاست و زندگی عادی را درهم آمیخته و دارد مجموعه را جلو می برد. از این لحاظ گوش کردن به همه اینها قصه و داستان دارد.

وی با اشاره به روابط میان اعضای خانواده در این سریال نیز گفت: یکسری نکات در این سریال به عنوان بازدارنده مورد توجه است. برخوردی که فهیمه با دوست دختر بهتاش داشت یا برخوردی که هما و نقی و رحمت با پول پرت کردن بهتاش داشتند و تشرهای کلامی که به پسر کوچک فهیمه بهروز می زنند از نکات قابل توجه است. یا جایی که نقی می خواهد تلفنی فحش بدهد، حرمت خانواده را نگه می دارد و می گوید همه بیرون بروند و در اصل دارد تمام شرم و حیا و حضورها را به رخ می کشد و می گوید که این چیزها برایتان عادی نباشد.اما شلوغی کار و همچنین نکات منفی هم که در کار وجود دارد، باعث شده این نکات مثبت دیده نشود.

سلطان محمدی با بیان اینکه منکر نکات بد و منفی سریال پایتخت نمی شوم، در نقد سکانس مربوط به آب زمزم نیز گفت: حتی درباره آب زمزم گفت یک قطره از این آب دریایی را مطهر می کند و به نقی که اصرار روی اشتباه ارسطو درباره قاطی کردن آب زمزم با آب معمولی داشت گفت این تظاهرها را کنار بگذار. ارسطو در فصل ۶ نقطه اصلاحی نقی معمولی است و در خیلی موارد از لحاظ کلامی و رفتاری ورود پیدا می کند.

وی در ادامه افزود: حتی درباره ماجرای آب زمزم هما گفت بگو ارسطو بیاید این یعنی که همچنان به ارسطو به عنوان قوه عاقله نگاه می کند. در بخش دیگری خواهر بهبود که در شبکه های بیگانه اسم هما را آورده نیز از طرف صداوسیما واکنش های خوبی داشت و هما را برای یک اسم توبیخ کردند.

وی در ادامه درباره نبود باباپنجعلی نیز گفت: نقی هم نتوانسته بزرگتر خوبی باشد و بیشتر کارهایش تفاخر بوده است. مثل فن کشتی که در تیتراژ هست و بلافاصله فنی که به داعشی می زند را می بینیم. سیروس مقدم جربزه و جسارت نقی را خوب نشان داده اما این راهم نشان می دهد که نقی از زمانیکه درگیر این شغل شده از خانواده دور شده است و مدیریت خانواده دست هما افتاده است که به دوقلوها اجازه اردو رفتن و نصب ماهواره می دهد. در اصل می خواهد نشان دهد هما در هیاهوی دست تنها بودنش عنان از کف داده و به خاطر اینکه بچه هایش مدام سرشان در گوشی نباشد سفارش نصب ماهواره داده است با این توجیه که زبان انگلیسی شان قوی شود!

وی افزود: در این ۶ فصل همه کاراکترهای سریال به مخاطب نشان داده شده اند و فقط دارند بزرگ می شوند و متناسب با سن شان هویت می گیرند. در این وضعیت آنقدر تکه های سیاسی این سریال توجه همه را جلب کرده که مخاطبان متوجه نشدند تصویربرداری سریال در زمان اوج سرما و بارش برف بوده است ولی زمان حج طی سالهای اخیر در زمستان نبوده است. و یا بُعدهای مکانی و رفتن هما از علی آباد به تهران برای خبر خواندن را یادشان رفته است‌ و بهروز با زیرپیراهنی در خانه ای که هفته پیش برف آمده مشق می نویسد و از تلویزیون کارتونی دانلود شده می بیند! مخاطبان سریال همه اینها را یا ندیده یا نخواستند ببینند.

این منتقد در ادامه نیز بیان داشت: هر بار که خانواده نقی دور هم جمع می شوند نقی می فهمد که چه اتفاق هایی افتاده و هما و بقیه به او نگفتند البته معتقدم داستان نباید پاستوریزه باشد و اتفاقا همین که پایتخت عادی و عامی رفتار می کند مردم دوستش دارند. اما خب به همه طعنه هایی می زند. دو سه بار نام مرتضی عقیلی را آوردند هیچ کس متوجه نشد اما به محض شنیدن نام جمیله نامش را حذف کردند و یا اسم خواننده های لس آنجلسی در قسمتی حذف شده بود.

وی در پایان گفت: پایتخت یک سریال معمولی تلویزیون نیست. میلیون ها بیننده دارد و هممه با شخصیت های آن همزاد پنداری می کنند. همین کار سازندگان را سخت می کنند. آنها باید بدانند که در کنار وجه سرگرمی وجه تربیتی و آموزشی نیز دارند که آن هم به واسطه تعداد بالای مخاطبانشان روی داده است. در کل می توان همچنان این سریال را موفق دانست به شرطی که سازندگان به نکات ظریف خانوادگی بیشتر توجه کنند و مدام با همه چیز شوخی نکنند.

انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری فارس

نظرات

  • ۱۳۹۹/۰۱/۱۵ - ۱۰:۱۳
    4 3
    گند زدن....افتضاح...نتیجه غرور تنابنده و مهران فر که گفتن نمیایم دیگه تلویزیون
  • هادی ۱۳۹۹/۰۱/۱۹ - ۱۸:۱۵
    1 0
    آقای سلطان محمدی واکنش بهبود به امدن دوست دختر یهتاش به در منزل پدر بهتاش فقط این دیالوگ بود که این پسره چقدر عوض شده همین

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.