دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۰

یادداشت/

چرا دوچرخه این همه عجیب است؟

عباسعلی سپاهی یونسی

دوچرخه

چند روز پیش با دوستی در یکی از محلات حاشیه مشهد قرار داشتم. صبح زنگ زدم که اگر خانه است به دیدنش بروم. پس از اطمینان از این که هست، گفتم: «تا یک ساعت دیگر خودم را می‌رسانم» و خداحافظی کردم.

قدس آنلاین: چند روز پیش با دوستی در یکی از محلات حاشیه مشهد قرار داشتم. صبح زنگ زدم که اگر خانه است به دیدنش بروم. پس از اطمینان از این که هست، گفتم: «تا یک ساعت دیگر خودم را می‌رسانم» و خداحافظی کردم.

خانمم گفت: «مسیر دور است، چرا با ماشین نمی‌روی؟» و من مثل همیشه جوابم این بود: «این مسیر که دور نیست» و چند دقیقه بعد رکابزنان داشتم به سمت محل قرار رکاب می‌زدم. خاصیت صبح زود از خانه بیرون زدن برای دوچرخه‌سوار، خلوتی خیابان و لذت بردن از سایه‌هاست. یکی از دلخوشی‌های من برای زمانی که قرار است مسیری نو را طی کنم، پیدا کردن سایه‌های آن مسیر است و نمی‌دانید این یافتن سایه‌ها چه لذتی دارد.

پس از حدود یک ساعت به خانه دوستم رسیدم. دوست نو یافته من با دیدن دوچرخه‌ام با تعجب گفت: «با خودم فکر کردم که از کجا قرار است بیایی که یک ساعت طول کشید؟» به برنامه دوچرخه‌سواری که روی گوشی‌ام دارم، نگاه کردم و گفتم: «دقیقاً ۱۴ کیلومتر فاصله بود از خانه ما تا خانه شما و البته تا محل کارم ۱۴ یا ۱۵ کیلومتر دیگر باید رکاب بزنم».

بین حرف زدن با دوستم، چشمم به دوچرخه‌ای در گوشه حیاط افتاد. بی‌اختیار به سمت دوچرخه کشیده شدم و گفتم: «شما هم که دوچرخه‌سواری؟» دوستم مکثی کرد و گفت: «روزگاری سوار می‌شدم؛ اما بعد افتاد کنار حیاط و حالا به تیوپ و لاستیک نیاز دارد». دوستم را تشویق کردم دستی به سر و روی دوچرخه بینوا بکشد و دوباره سوارش شود.

یک ساعت بعد، وقتی داشتم مسیر خانه دوستم تا روزنامه را رکاب می‌زدم، به این فکر می‌کردم چرا این همه برای اکثریت مردم عجیب است که یک نفر در شهر به جای استفاده از ماشین، دوچرخه استفاده کند و مثلاً ۳۰ کیلومتر رکاب بزند؟

فکر کردم چه کارهایی باید انجام می‌دادیم که انجام نداده‌ایم تا این حال و احوال شهرهای بزرگ نباشد که شده‌اند پارکینگ خودروها. با خودم فکر کردم گفته‌اند جلو ضرر را از هر جایی بگیریم منفعت است. چه باید کرد تا در ادامه نسلی تربیت کنیم که این همه چسبیده و وابسته به خودررهای شخصی خودشان نباشند؟ و دوباره به همان جواب همیشگی رسیدم؛ باید کودکان را با دوچرخه پیوند دهیم، باید با همه ابزارهای حاکمیتی و غیرحاکمیتی که داریم، دوچرخه‌سواری را تبلیغ کنیم. باید به کودکانمان لذت رکاب زدن را بچشانیم و باید به آن‌ها عملاً بیاموزیم که شهرهای خوشبختی در دنیا وجود دارند که خوشبختی خود را مدیون حضور دوچرخه‌های بی‌شمار و رنگارنگ در خیابان‌هایشان هستند نه حضور هزاران خودرو.

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.