سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۹ - ۰۹:۴۸

گفتگوی قدس آنلاین با جوانترین مبلغ ایرانی عرصه بین الملل

دنیا را گشته ام و بهتر از مشهدالرضا(ع) ندیده ام/دانشجوی مسلمان باید با قرآن انس داشته باشد

وحید اکرمی

حجت الاسلام محسن اسدی موحد - مبلغ دینی

مهمترین عامل بازگشت من به ایران فرا گرفتن علوم حوزوی همراه با علوم آکادمیک بود که این امکان در مجاورت حرم مطهر رضوی و در دانشگاه رضوی فراهم است.

 در کتاب عیون اخبارالرضا(ع) روایت معتبری از ثامن الحجج(ع) آمده است که حضرت می فرمایند: "رحمت خدا بر کسی باد که دین و ولایت ما را زنده می کند. به حضرت گفته شد: چگونه امر شما را احیا و زنده می کند؟ حضرت فرمودند: علوم ما را یاد گیرد و به مردم بیاموزد؛ زیرا مردم اگر حُسن و حقایق کلام ما را بدانند قطعا از ما پیروی خواهند کرد. "

این روایت به خوبی نشاندهنده اهمیت تبلیغ دین و معارف اهل بیت(ع) است. حجت الاسلام والمسلمین محسن اسدی موحد یکی از مبلغین نمونه و خاص شیعی در عرصه بین الملل و فعالان حوزه حقوق بشر است. او اکنون دانشجوی ارشد رشته حقوق بین الملل دانشگاه علوم اسلامی رضوی و همزمان طلبه سطح سه حوزه علمیه است.

حجت الاسلام اسدی در مشهد مقدس متولد شد اما در سه ماهگی بدلیل نوع شغل و فعالیت های فرهنگی پدرش از کشور خارج و تا ۱۸ سالگی در خارج از ایران زندگی کرد. درحالیکه برخی از جوانان هموطن مرعوب تبلیغات گول زننده غربی ها شده و تلاش می کنند قانونی یا غیرقانونی از میهن خود خارج شوند، حجت الاسلام اسدی در ۱۸ سالگی و در حالیکه بسیاری از کشورهای دنیا را دیده بود، عطای زندگی در خارج از کشور را به لقایش می بخشد و راهی زادگاه خود می شود و به تحصیل دین و تبلیغ آن برای افراد دیگر ملل می پردازد. تاجاییکه در جوانی چندین نفر از افراد دیگر کشورها به دست او شیعه شده و در ۲۴ سالگی به عنوان جوانترین مبلغ ایرانی عرصه بین الملل معرفی شد. این مبلغ جوان اکنون ۲۷ ساله است.

ماجرای زندگی این دانشجو و طلبه و تصمیمات مهمی که در برهه های مختلف گرفته است باعث شدبا او تماس گرفته و همکلام شوم. وقتی به او گفتم می خواهم دقایق کوتاهی از وقت شما را برای گفتگو بگیرم، گفت: مشکلی برای مصاحبه نیست اما تصور نکن که گفتگو در زمان کوتاهی به پایان خواهد رسید. من طلبه و حقوق دانم و بدیهی است که کم صحبت نیستم.

این گفته که خنده هردوطرف را به همراه داشت دلیل خوبی بود تا یخ ناآشنایی بینمان، خیلی زود آب شود و فضای دوستانه ای در گفتگو حاکم شود. از همان ابتدا متوجه شدم که حاج آقای اسدی در برقرار کردن ارتباط با دیگران مهارت خاصی دارد و شاید همین مهارت است که او را در تبلیغ دین برای غیرمسلمانان موفق کرده است. به همین دلیل و بدون تعارف شروع به پرسیدن سوالات کردم

حاج آقای اسدی، شما تقریبا از ابتدای زندگی تا ۱۸ سالگی در خارج از کشور بودید. چه عاملی باعث شد که تصمیم بگیرید به ایران بازگردید؟

پرسش خوبی است. من به بسیاری از کشورهای دنیا سفر کرده و آنها را دیده بودم. اما هیچگاه دغدغه دینی که از کودکی و تحت تعالیم خانواده برایم ایجاد شده بود، در ذهنم خاموش نشد. این دغدغه باعث شد که تصمیم به زندگی در کشور خود بگیرم و به این منظور جایی را بهتر از سکونت در مشهد که هم زادگاهم است وهم اینکه حرم قدسی ثامن الحجج(ع) در این شهر واقع شده، پیدا نکردم. یکی از مهمترین عوامل بازگشت من به ایران فرا گرفتن علوم حوزوی همراه با علوم آکادمیک بود که این امکان در مجاورت حرم مطهر رضوی و در دانشگاه رضوی فراهم است. اکنون در دانشگاه علوم اسلامی رضوی که ویژگی های دانشگاه و حوزه را همزمان داراست، مشغول به تحصیل و کسب علوم هستم.

یکی از ویژگی هایی که حرم امام رضا(ع) دارد این است که امکان دیدارهای رودرو با گردشگران خارجی را نیز فراهم می آورد. درست است؟

 بله، همین ویژگی باعث شده است که در بخش بین الملل حرم مطهر به عنوان کارشناس مذهبی و مسلط به زبان انگلیسی مشغول شوم. در این بخش می توان ارتباط مستقیم با خارجی ها و مخصوصا غیر مسلمان ها برقرار کرد. گردشگران خارجی به طور معمول بویژه قبل از شیوع کرونا، برای گردش و مسافرت و تماشای معماری زیبای اسلامی و آداب و اعتقادات شیعیان به حرم می آمدند. اما باتوجه به این اصل که مومن باید زیرک باشد، با مشاهده این افراد در حرم به نزد آنها رفته و سعی می کنم شبهه‌های در ذهن آنها وارد کنم. این شبهه ها ذهن انسان های حق جو و حقیقت طلب را درگیر می کند و به مرور زمان آنها را وادار خواهد کرد که حقیقت را جستجو کنند.

خاطره ای هم در این زمینه دارید؟

 خاطره که زیاد است، به عنوان مثال روزی متوجه شدم که گروهی گردشگر ژاپنی به حرم آمده اند. با یکی از آنها به گفتگو پرداختم. در میانه گفتگو، صحبت از قبر و مردن پیش آمد. با توجه به این که آن ها مردگان خود را آتش زده و تبدیل به خاکستر می کنند، برایش آداب ما تعجب برانگیز بود. آداب خودرا برای او بیان کردم و او شروع به بررسی و مطالعه کرد. آرام آرام و باگذشت ایام در ارتباطات مجازی که با او برقرار کرده بودم دیگر اعتقادات را نیز مورد بررسی قرار داده و سرانجام به دین مبین اسلام مشرف شده و شیعه گردید.

یکی دیگر از افرادی که شیعه شد شخصی مکزیکی به نام آرون بود. با او شش ماه از طریق فیسبوک در ارتباط بودم که به لطف اهل بیت(ع) پس از شش ماه به من پیام داد که می خواهد به مشهد آمده و در حرم امام رضا(ع) شیعه شود. او اسم‌سجاد را برای خود برگزید و از آن پس هر سال به مشهد می آمد و به زیارت امام رضا(ع) می پرداخت و به قول رسانه ها با آرمان های هشتمین امام شیعیان تجدید میثاق می کرد. البته این ماجرا تا قبل از شیوع کرونا ادامه داشت و امسال این توفیق از او سلب شده است. این نمونه هایی است که در ایران توانسته ام به مدد الهی افراد را به دین اسلام هدایت کنم اما این موضوع تنها محدود به داخل کشور نمی شود و درسفرهایی که به خارج از کشور داشته ام نیز تلاش کرده ام که دین را تبلیغ و انسان ها را با حقایق آشنا کنم.

حاج آقا، ممکن است کسی ادعا کند که اگر پول وامکانات دولتی در اختیار او هم قرار گرفته و امکان انجام سفر خارجی را داشته باشد شاید او نیز بتواند تاثیرگذار باشد.

منکر این قضیه نیستم اما باید توجه کنید که سفرهای خارجی که من برای تبلیغ می روم تماما با هزینه شخصی خودم است و تاکنون به جز یک سفر که به دلیل آشنایی من با یک کشور خاص، توسط مدیران آستان قدس انتخاب شدم و در قالب کاروان زیر سایه خورشید به خارج از کشور رفته ام دیگر هزینه هیچ سفری را از دولت یا سایر سازمان ها و ارگان ها دریافت نکرده ام. هزینه سفرهای خارجی از جیب شخصی خودم است و البته گاهی اوقات نیز از طرف گروه های مسلمان مقیم دیگر کشورها دعوت به حضور در جلسه یا مجالس مذهبی آنها شده ام که بانیان این مجالس هزینه سفر را تقبل کرده اند.

 شیوع کرونا باعث شده که سفرهای خارجی من بسیار محدود شود و اکنون در بسیاری از موارد به صورت مجازی در مجالس مسلمانان یا غیرمسلمانان دیگر کشورها حاضر می شوم. به عنوان مثال، برخلاف سالهای گذشته محرم و صفر امسال به صورت مجازی در هیئتی از شیعیان مقیم انگلستان حاضر شده و برای آنها از مشهد سخنرانی کرده و روضه خواندم. امکان استفاده از فضای مجازی ظرفیت خوبی است و نباید از آن غافل باشیم. شاید یکی از مزایای کرونا این است که در یک ساعت می توان به چند کشور اروپایی و آفریقایی و آمریکایی و... سفر کرد. (خنده)    

از خاطرات تبلیغ در داخل کشور سخن گفتید، کمی هم از خاطرات خارج از کشورتان بگویید.

در سن ۲۳ سه سالگی برای تبلیغ، به یکی از کشورهای جنوبی قاره آفریقا سفر کرده بودم. شبی مجبور شدم در میان جنگل های انبوه آفریقا در کلبه ای استراحت کنم. در نیمه های شب صداهای عجیب و غریبی از روی پشت بام به گوش رسید. همه جا تاریک بود و آرامش عجیب جنگل در نیمه شب نیز به اندازه کافی  ترسناک بود و سروصدای روی پشت بام مرا که یک جوان ۲۳ ساله بودم بسیار ترسانده بود. خیلی سعی کردم که خود را متقاعد کنم که منشا تولید صدا عوامل طبیعی است، اما هرچه گذشت بیشتر به این باور رسیدم که نمی تواند این هیاهوی روی پشت بام منشائی انسانی یا طبیعی داشته باشد و در نهایت این تصور در من ایجاد شد که گروهی از اجنه روی پشت بام هستند.

 تمام ادعیه و اذکاری که برای رفع و دوری اجنه بلد بودم را خواندم تا بتوانم آنها را از این مکان دور کنم اما تغییری در نتیجه حاصل نشد. به نحوی که تصور کردم که این دعاها برای اجنه ای که در جنگل های آفریقا هستند تاثیرگذار نیست. چاره ای جز صبر و غلبه برترس نیمه شب نداشتم اما واقعا تحمل آن امکان پذیر نبود. به هر سختی ای که بود شب تمام شده و نور خورشید زمین و زمان را روشن کرد. اما هیاهو تمام نشد. با ترس از کلبه بیرون رفته و بالای پشت بام را نظاره کردم. دیدم گروهی از میمون های جنگل هستند که سقف کلبه مرا برای جست و خیزهایشان انتخاب کرده بودند. پس از شبی سخت و دلهره آور بالاخره نفس راحتی کشیدم.

آیا برای تبلیغ فقط سراغ مردم عادی دیگر کشورها می روید یا با کارشناسان ادیان دیگر نیز گفتگو می کنید؟

واقعیتش این است شرایط را می سنجنم و سعی می کنیم موثرترین فرد را برای گفتگو انتخاب کنم. به همین دلیل برخی اوقات با افرادی که مبلغ دین خود هستند نیز گفتگو کرده ام. همانطور که می‌دانید واتیکان مقر اصلی مسیحیان جهان است روزی به آنجا سفر کرده و در کنار میدان معروف این شهر ایستاده بودم. در همین حال خانم راهبه ای به من نزدیک شد و بامن به گفتگو پرداخت. البته خودم نیز تمایل به گفتگو داشتم. سعی کردم با طرح سوالاتی چالشی با او صحبت کنم. خانم راهبه ابتدا تصور می‌کرد که من در تلاش هستم تا با دین آنها آشنا شوم. اما پس از گذشت دقایقی از گفتگو او متوجه شد که این جلسه بیشتر شبیه مناظره یک مسلمان و یک مسیحی است.

در میانه صحبت، او باقصد بیان ضعفی در اسلام، این موضوع را مطرح کرد که زنان مسلمان حق و حقوق کمتری نسبت به مردان دارند. اما در حقوق بین الملل و حقوق جهانی حقوق زنان بیشتراز مردان است. من هم با اطلاعاتی که در آن زمان داشتم توانستم تاحدودی او را متقاعد کنم که این طور نیست و حقوق زنان در اسلام نه تنها کم نیست بلکه بسیار بالا درنظر گرفته شده است. البته همین موضوع باعث شد که پس از بازگشت به ایران، مطالعات علمی تری در این زمینه انجام دهم و تسلط نسبتاً مناسبی در آن پیدا کنم.

از اینگونه خاطرات بسیار زیاد به ذهن دارم واگر بخواهید می توانم ساعت ها از آنها صحبت کنم.

 نظر شما را درخصوص ویژگی ها و وظایف دانشجویان بپرسم؟

به نظر من در زمانه کنونی دانشجو اگر بخواهد تاثیر گذار باشد باید علاوه بر تسلط به امور درسی به زبان های دیگر ملل نیز مسلط باشد. چون اکنون تسلط بر زبان خارجی مانند پلی است که کشورهای جهان را به یکدیگر متصل می کند و به این طریق می توانیم آرمان‌ها و اهداف و سیاست‌های خود را به دنیا معرفی کنیم.

این وظیفه نه تنها دانشجویان بلکه وظیفه طلاب نیز هست. من در سفرهای متعددی که به کشورهای مختلف داشته ام به عینه تاثیر گذاری فراوان آشنایی و گفتگو با زبان مخاطبم را مشاهده کرده ام.

چرا معتقدید که دانشجو وظیفه دارد بر محیط اطراف خود تاثیرگذار باشد. آیا این وظیفه نهادهای دیگر نیست؟

هر کسی در هر مکانی وظیفه خاص خود را دارد. مگر هویت دانشجو چیست؟ هویت دانشجو این است که در همه زمان ها در مقابل ظلم ایستادگی کند. معمولا روح و فطرت دانشجو زنده و بیدار است. بیشتر تجمعات اعتراضی و قیام ها علیه ظالمین را ابتدا دانشجویان راه‌اندازی کرده اند. این موضوع تنها منحصر به جوامع مسلمان نیست و در تمام نقاط دنیا صادق است. دانشجو آزاد و از جایی حقوق نمی گیرد و به همین دلیل به راحتی می تواند حرفش را بزند. یکی از مسئولیت های دانشجویان مسلمان این است که در مقابل ظلم و استکبار بایستند و حقوق مظلومان را طلب کنند. با استفاده از این هویت دانشجویی است که می توان برای پیاده‌سازی عدالت در کشور زمینه سازی کرد.

به نظر شما آیا مسئولین کشور نیز چنین حقی را برای دانشجو قائلند؟

بله بزرگترین مقام این کشور چنین حقی را برای دانشجویان قائل است و دیگر مسئولان باید از آن تبعیت کنند. رهبر معظم انقلاب سخنی به این مضمون می‌فرمایند که دانشجو بیدار است و در مقابل استکبار و استبداد بیرون از کشور و هم  ظلم هایی که  درون کشور اتفاق می‌افتد قد علم می‌کند ومی ایستد.

دانشجو ابتدا باید آزادگی داشته باشد و مطالعه و تحلیل بالایی نسبت به مسائل مختلف داشته باشد. در کنار همه این ها و از مهم‌ترین انگیزه‌های ظلم‌ستیزی برای طلاب و دانشجویی و حتی برای مردم دیگر کشورها، انگیزه های دینی است. هیچکدام از ادیان الهی اجازه سکوت در مقابل ظلم و ستم را به پیروان خود نمی دهند.

ظلم ستیزی به قول شما ویژگی عمومی تمام دانشجویان است، دانشجوی مسلمان چه وظیفه ای بیش از آن دارد؟

به طور قطع دانشجویان مسلمان وظایف بیشتری به عهده دارند. یکی از مهمترین وظایف آنها، تعبد و عبادت خداوند است. در یک جامعه دینی دانشجویان باید با معیارهای دینی حرکت کنند از همین رو ایمان به خدا باید راس آمال دانشجو باشد. وقتی شخصی مانند شهید فخری زاده به خداوند و اسلام اعتقاد قلبی داشته باشد، کارش را نیز بدون سهل انگاری و با اعتقاد انجام خواهد داد. گتفته می شود ای شهید عزیز مهم ترین مطالعات کاری اش را پس از نماز صبح انجام می داده است. این موضوع بیانگر این است که او تنها برای دنیا کار نمیکرده بلکه رعایت اعتقادات برایش معیار بوده است. به همین دلیل داشتن اعتقادات اسلامی، انگیزه و روحیه عدالت طلبی را در دانشجویان مسلمان قوی تر خواهد کرد.

دانشجوی مسلمان باید با قرآن انس داشته باشد. قرآن منشور کاملی برای زندگی بشراست که تمام سیاست‌های راهبردی را می‌توان در این کتاب یافت. پس دانشجوی مومن و انقلابی همواره باید این کتاب مقدس و آسمانی را مطالعه کند و با تعالیم آن همراه باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.