چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰ - ۱۰:۰۸

قدس بحران کم‌آبی و نقش سوءمدیریت‌ها را بر کاهش منابع آبی بررسی می‌کند

صدای پای آب نمی‌آید!

عفت زارع

کم آبی

با نتایجی که کارشناسان از میزان بارش‌های نوروزی و پیش از آن گرفته‌اند ترس از خشکسالی باز هم به سراغمان آمده است.

همین چند روز پیش بود که احد وظیفه، رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی از خشکسالی شدید در بیشتر نقاط کشور خبر داده و گفته بود به‌زودی آثار کم بارشی را روی سدها خواهیم دید.

با این پیش‌بینی باید به دنبال راهی بود تا بخشی از دغدغه‌هایی را که این روزها دوباره به سراغمان آمده است به‌گونه‌ای کاهش دهیم.

حساب شده خرج کنیم

پروفسور کردوانی، پدر کویرشناسی ایران در گفت‌وگو با ما اظهار می‌کند: دو سوم دنیا مرطوب و پرباران و یک سوم آن خشک است؛ ایران جزو مناطق خشک دنیا محسوب می‌شود و باید مانند فردی نیازمند که به‌تدریج و حساب شده خرج می‌کند رفتار کنیم.

وی خاطرنشان می‌کند: از رژیم گذشته تاکنون سه برنامه برای کشور ایران اجرا شده است؛ در دوره اصلاحات ارضی، به بهانه توسعه کشاورزی و صنعت، فناوری نوین را به ما آموختند تا کشاورزی و صنعت را با چاه عمیق و نیمه عمیق توسعه دهیم. بنابراین بر در و دیوار شهرها تبلیغ کردند و شرکت‌های حفاری زدند که البته به دلیل فناوری ناقص، چاه‌ها مشکلات بسیاری  را به وجود آورد و آب‌ها را تمام کرد.

چهره ماندگار علمی کشور ادامه می‌دهد: پس از پیروزی انقلاب با گسترش سدسازی و انتقال آب و کانال‌کشی، آب سدها را به شهرها منتقل کردیم که آن هم بی‌فایده بود. اما سومین فناوری، شیر و شیلنگ بود. در قدیم از جارو برای نظافت استفاده می‌کردیم اما حالا شیر و شیلنگ جایگزینش شده. در حقیقت این سه روش بدون آموزش صحیح استفاده از فناوری حفر چاه، بهره‌برداری صحیح و... به ما القا و نتیجه آن شد که آب سرزمینمان دارد تمام می‌شود.

وی معتقد است سوءمدیریت‌ها سبب بحران کم‌آبی شده است؛ به‌طوری که برای مثال در شهری مثل اصفهان که آب ندارد صنعت فولاد راه انداخته‌اند در حالی که در تمامی دنیا کارخانه‌های فولاد کنار دریاست.

کردوانی ادامه می‌دهد:علاوه بر آسیبی که با آن سه فناوری به وضعیت آبی کشور وارد کردیم، اکنون نیز با سه طرح دیگر یعنی طرح انتقال آب دریا، باروری ابرها و طرح چاه‌های ژرف و عمیق‌تر اوضاع را خراب‌تر می‌کنیم. این طرح‌ها هیچ کدام مشکلی را حل نکرده و نمی‌کند و حالا وضع به‌گونه‌ای است که کشورهای دارای آب فراوان حاضرند در ازای نفت به ما آب بدهند!

وی با اشاره به آبرسانی به ۱۷ استان از طریق دریا تأکید می‌کند: این روش به هیچ عنوان صحیح نیست و اینکه برای توجه به شهر و صنعت، از سهم آب کشاورزی کم شده، اشتباهی بزرگ است چراکه با توسعه شهرها و باز شدن شیر آب در شهر نتیجه‌ای جز تولید فاضلاب وجود ندارد.

جمع‌آوری آب باران از پشت‌بام

پروفسور کردوانی به راه‌های صرفه‌جویی آب هم اشاره می‌کند و می‌گوید: در تمامی دنیا از ۷۰سال پیش، فاضلاب را تصفیه کرده و از آن نه تنها برای آبیاری فضای سبز بلکه برای شرب استفاده می‌کنند. روش دیگر برای صرفه‌جویی در مصرف آب این است که مردم به آب سدها وابسته نباشند و ملزم به جمع‌آوری آب باران از پشت بام منزل خویش شوند.

وی ادامه می‌دهد: از پشت بامی در ابعاد ۱۰ در ۲۰ متر در منطقه‌ای که ۳۰۰میلیمتر باران می‌بارد، می‌توان ۶۰هزار لیتر آب، معادل ۶۰مترمکعب جمع‌آوری کرد که کفاف مصرف آب یک سال خانواده را می‌دهد. اما متأسفانه در شهرهای بزرگی مانند تهران یا شهرهای زیارتی به خصوص مشهد به دلیل افزایش برج‌ها و آپارتمان‌ها مصرف آب نیز روز به روز بالاتر رفته، منابع آب یکی پس از دیگری تمام می‌شود و کار به جایی می‌رسد که تانکرهایی که در حال حاضر نفت را از جنوب به مناطق مختلف انتقال می‌دهند، مجبور به آوردن آب باشند.

استاد نمونه دانشگاه تهران با تأکید بر اینکه استفاده از آب زیرزمینی نیز باید حساب شده و با برنامه باشد، می‌گوید: این موضوع مانند آب لیوانی است که اگر دو عدد نی در آن قرار دهیم آب با سرعت بیشتری تمام می‌شود.

چهره ماندگار علمی کشور می‌افزاید: در استان گیلان و مازندران آب بیشتری وجود دارد اما برخی گمان می‌کنند وضعیت آب آن مناطق خوب است، در صورتی که آب استان مازندران بسیار آلوده است چراکه وجود فاضلاب و شیرابه‌ها سبب شده حتی ماهی‌ها بر اثر آلودگی آب بمیرند.

تغییرات اقلیمی

پرویز گرشاسبی، معاون آبخیزداری سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیرداری کشور نیز معتقد است: قطعاً اگر در ماه‌های آینده بارش‌ها به همین میزان باشد موجب نگرانی و خشکسالی است.

وی درباره سوءمدیریت در مسئله آب می‌گوید: متأسفانه در کشور ما از هر ۱۰سال، یکی دو سال ترسالی و هشت سال خشکسالی است. اینکه وضعیت اقلیمی کشور خشک دیده شده موضوع بارزی است اما مشکل اساسی که از دیرباز از نظر علمی و تجربی درزمینه مدیریت منابع آب وجود داشته، برنامه‌ریزی روی میانگین‌ها بوده است؛ به این معنا که میانگین درازمدت بارش کشور را ۴۱۳میلیارد مترمکعب اعلام می‌کنند و بیشتر برنامه‌های آبی کشور برمبنای این میانگین تنظیم شده؛ در صورتی که در ۳۰ یا ۶۰سالی که آمار درازمدت بارش موجود است هیچ سالی عددها ۴۱۳میلیارد نبوده یا در خشکسالی حجم بارش ۲۸۰میلیارد و در ترسالی‌ها بالای هزار بوده است. بنابراین معتقدم برای خشکسالی و ترسالی باید برنامه مجزا داشت و نمی‌توان روی میانگین برنامه‌ریزی کرد؛ در این سرزمین گرم و خشک باید در سال‌های ترسالی حداکثر استفاده را از آب کرد تا در سال‌های خشکسالی دچار مشکل نشویم.

نایب رئیس انجمن آبخیزداری کشور با ذکر مثالی می‌گوید: در حال حاضر از ۵۰۰میلیارد مترمکعب ذخیره آب‌های زیرزمینی، ۱۳۰میلیارد را مصرف کرده‌ایم بدون اینکه جایگزین کرده باشیم و هرساله حدود ۱۲ تا ۱۳میلیارد مترمکعب بیش از اینکه تغذیه و نفوذ به سفره‌های آب بدهیم، برداشت بی‌رویه داشته‌ایم. این در حالی است که در ترسالی‌های پیش آمده نیز سیل و بارش داشته و نتوانسته‌ایم آن را به درستی مهار و استفاده کنیم.

گرشاسبی ادامه می‌دهد: یکی از مواردی که غفلت کردیم مدیریت آب‌های زیرزمینی است. یعنی برنامه‌ریزی درزمینه آب‌های زیرزمینی اندک بوده در حالی در سرزمین گرم و خشکی مانند ایران، آب زیرزمینی یک عامل پدافندی محسوب می‌شود.

وی بر آبخوان‌داری سفره‌ها تأکید می‌کند و می‌گوید: متأسفانه روی این مسئله کار نشده و برعکس سرمایه‌گذاری‌ فراوانی درزمینه آب‌های سطحی انجام شده، در حالی که سرمایه‌گذاری روی آب‌های سطحی و سرمایه‌گذاری نکردن بر آب‌های زیرزمینی ارتباط معقولی با هم ندارند؛ باید بدانیم بهترین سد در یک سرزمین گرم و خشک همین آبخوان‌ها هستند.

وی نقش مردم را در حل بحران کم آبی پررنگ می‌داند و در این باره به ما می‌گوید: نمی‌توان مشکل آب را برنامه‌ای صرفاً حاکمیتی و دولتی دانست؛ اگرچه وظیفه دولت پیش‌آگاهی است اما مردم نیز پس از اطلاع از در پیش بودن خشکسالی باید با روی آوردن به کشاورزی کم آب یا کشاورزی حفاظتی در چنین سال‌هایی به رفع مشکلات کمک کنند. هرچند برنامه‌ها و آموزش‌ها برای مردم به عنوان یک تکلیف و آموزش سازگاری با کم‌آبی کمتر دیده شده است.

وی ادامه می‌دهد: هیچ کشوری نتوانسته بلایای طبیعی به‌خصوص موضوع بحران آب و خشکسالی را به طور کامل برطرف کند بلکه به مردم خود آموزش داده‌اند تا بدانند چند سال حتی یک دهه خشکسالی وجود دارد و چگونه باید با این پدیده کنار بیایند. در واقع باید خشکسالی را به عنوان یک بلای طبیعی تلقی کرد و در این زمینه سه گام را برداشت. نخستین گام پیش آگاهی‌هاست. دوم، اقدامات مقابله‌ای یا عملیاتی مثل آبخوان‌داری، آبخیزداری، کم آبیاری در آبیاری‌های نوین و قدم سوم سازگاری است؛ به این معنا که بپذیریم باید برای شرایط جدید با روش و برنامه‌ای جدید خود را تطبیق دهیم تا در حل معضل کم‌آبی سهیم باشیم.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.