چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۰ - ۰۹:۲۳

در گفت‌وگوی قدس با یک استاد تاریخ اسلام بررسی شد

نحوست ماه صفر از شهرت تا واقعیت

آمنه مستقیمی

ماه صفر

ماه صفر در میان برخی از عوام به نحوست و شومی شهرت دارد؛ مسئله‌ای که سبب ترس و دلهره در آن‌ها شده و گاه کار را تا جایی پیش می‌برد که آن‌ها دست از کارهای خود می‌کشند تا این ماه بگذرد و نحوستش دامنگیر آن‌ها نشود!

از این رو، در آغازین روز از ماه صفر و به منظور بررسی واقعیت چنین باوری و چرایی شهرت صفر به نحوست با حجت الاسلام قاسم خانجانی، استاد تاریخ اسلام و عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت‌وگویی ترتیب داده‌ایم که در ادامه مشروح آن تقدیم حضورتان می‌شود.

اعتقاد به نحوست ماه صفر از کجا ریشه می‌گیرد؟

برخی از باورها و اعتقادات یا تصورات منتسب به دین و معارف دینی در میان مردم وجود دارد که فاقد ریشه و مبنای درستی است، مثل برخی حرزهایی که شهرت یافته‌اند (البته حرزهایی همچون حرز امام جواد(ع) در روایات آمده است) یا خاصیت‌هایی که برای برخی نگین‌ها و سنگ‌ها در ساعات و روز خاص گفته می‌شود. یکی از همین اعتقادات بدون ریشه و اساس هم، باور به نحوست ماه صفر است که مبتنی بر روایات صحیح‌السند و مبنای دینی اصیل و متقن نیست. به عبارت دیگر، درمجموعه روایات و کتب دینی ما فقط اشاره شده نحوست ماه صفر مشهور است اما اینکه منشأ این شهرت چیست و از چه زمانی باب شده و علت این شهرت چه می‌تواند باشد، بررسی نشده و فقط احتمالاتی در این باره وجود دارد.

مستند آن‌ها که بر نحوست ماه صفر تصریح و تأکید دارند، چیست و آیا این مستند متقن و قابل اتکاست؟

برخی با استناد به آیاتی از قرآن که تعبیر به نحوست دارد مثل ایام نحسات و یَوْمِ نَحْسٍ، بر نحوست ماه صفر تأکید کرده و می‌گویند در قرآن چنین تعابیری وجود دارد؛ اولاً بله، ما اشاره به ایام نحس را رد نمی‌کنیم بلکه می‌گوییم نحوست ماه صفر مبنای صحیح دینی ندارد. دوم تعابیر قرآن به معنای نحوست ثابت و دائمی نیست که ما بگوییم این ایام خاص برای همیشه نحس هستند و سوم آنکه نحوست آن ایام درخصوص لحظات و ساعات و روز نیست بلکه بیشتر بر حوادث رخ داده در آن ایام اطلاق می‌شود و چون معمولاً این تعبیر درباره عذاب قوم عاد به کار رفته بنابراین به عذاب آن‌ها اشاره ‌می‌کند.

منابع معتبر شیعی در این باره چه می‌گویند؟

علامه مجلسی(ره) در کتاب «زادالمعاد» به این مهم اشاره و تصریح می‌کند ماه صفر به نحوست مشهور است و به تبع ایشان شیخ عباس قمی هم در «مفاتیح الجنان» این تعبیر را آورده است، هر دو این بزرگواران فقط از شهرت این ماه به نحوست می‌گویند و دنبال یافتن مستند هستند. آن‌ها البته راهکارهای مقابله با این نحوست را نیز بیان کرده‌اند؛ مرحوم شیخ عباس قمی دعاهایی را از دیگر منابع ذکر کرده است، از جمله دعای مشهور برای روزهای این ماه که در اواخر آن تصریح می‌شود اگر قرار است اتفاق تلخی رخ دهد خدایا این را از من دور کن و من در سلامت باشم: «یا شَدیدَ الْقُوی‏ وَ یا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی‏ شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی‏ کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ».

هنوز نفرمودید چه زمینه‌ها و عواملی سبب شده ماه صفر به ماهی نحس و اصطلاحاً ماهی شوم در میان مردم شناخته شود؟

درباره این شهرت دو سه احتمال داده شده است؛ نخست آنکه در این ماه بیشتر از هر زمانی با مصیبت‌هایی که بر اهل بیت(ع) وارد شده، مواجه می‌شویم؛ در درجه اول رحلت پیامبر اکرم(ص) در اواخر این ماه که مصیبت عظمای عالم خلقت است، چون با درگذشت رسول خدا (ص) ارتباط زمین و آسمان که به واسطه وحی برقرار بود، قطع شد! یعنی کانون ارتباطی انسان با خدا که به واسطه انبیا تا زمان پیامبر اکرم(ص) برقرار بود، از دست می‌رود و با این قطعِ اتصال و ارتباط، انسان دچار خسران و مصیبتی بزرگ می‌شود تا جایی که شاید بتوان گفت مصیبتی بزرگ‌تر از این نیست! در انتهای ماه صفر نیز شهادت امام مجتبی(ع) و امام رضا(ع) را داریم. همچنین است منزل به منزل بردن کاروان اسرای کربلا در این ماه و مورد ظلم واقع شدن اهل بیت رسالت و امامت و برخوردهای ناشایستی که به‌ویژه نسبت به حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) روا داشته شد.

اگر این مصائب را در نظر بگیریم، می‌بینیم هیچ ماه و زمانی را در سال نداریم که این حجم از مصیبت بر اهل بیت رسالت وارد شده باشد، اگرچه در محرم حسینی شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) رخ داده اما آن فجایع و ظلم‌ها در حق یک معصوم اعمال شده نه همچون ماه صفر که چند معصوم در آن مظلوم واقع شده‌اند. از این رو، در کنار انقطاع ارتباط زمین و آسمان و کوتاه شدن دست بشر از وحی تا قیامت، شهادت دو تن از ائمه(ع) و اسارت خاندان رسالت موجب شده ماه صفر ماهی نحس به شمار آید.

آیا اتفاقات و وقایع تاریخی در سال‌های بعد، مثل جنگ و درگیری نیز بر این شهرت اثر داشته است؟

یکی از دلایل دیگر این است که ماه صفر پس از ماه‌های حرام یعنی پس از ذی‌القعده، ذی‌الحجه و محرم قرار گرفته و این شهرت می‌تواند با توجه به آنکه حرمت این ماه‌ها حتی در دوران جاهلیت حفظ می‌شد و اعراب در آن‌ها جنگ نمی‌کردند بلکه بلافاصله پس از آن اقدام به جنگ داشتند، رخ داده باشد. چرا که این حرمت سبب می‌شد قبایل عرب دست از جنگ بکشند و سپس در ماه صفر با شدت و حدّت بیشتر و تجدید قوای مضاعف به جنگ مشغول شوند که تلفات و مصائب بیشتری را سبب می‌شد، همین جنگ‌افروزی و آسیب‌ها و کشتارهای پس از آن موجب می‌شد عرب ماه صفر را نحس و بدیُمن بداند.

باید توجه داشت یکی از مباحث مهم عصر جاهلیت، جنگ‌های آن دوران است که بخشی از آن جنگ‌ها به «فِجار (برگرفته از فسق و فجور)» مشهور شد، گویی آن‌ها نیز به نامطلوب بودن این جنگ‌ها تصریح داشته‌اند.باید توجه داشت این شهرت و دلایلی که بیان شد عمدتاً بر اساس برداشت‌های شخصی افراد است اما اینکه در آیه و روایتی نص و تصریح به این نحوست شده باشد، خیر! چنین نیست که بگوییم یک روایت صحیح از نظر سند یا محتوا و دلالت روایت در اختیار داریم، بنابر این، از نظر مبانی دینی، نحوست ماه صفر قابل اثبات نیست اما شهرت به این نحوست می‌تواند بنابر دلایلی که ذکر شد، باشد.

تعبیری از پیامبر اکرم(ص) شهرت دارد که ایشان درخواست دارند پایان یافتن ماه صفر را به آن حضرت(ص) بشارت دهند، پاسخ به این مطلب چیست و چگونه عدم نحوست صفر با آن قابل توجیه است؟

نخست این موضوع درباره ماه صفر نیست، دوم مربوط به همان زمان خاص است و قابل تعمیم به دیگر زمان‌ها نیست، بنابراین اینکه برخی به منظور بشارت گفتن به حضرت رسول(ص) در پایان ماه صفر به در مساجد رفته و دق‌الباب می‌کنند نه تنها در آموزه‌های دینی درخواست نشده بلکه موردتأیید هم نیست و بزرگان آن را انجام نمی‌داده‌اند.

 اگر قرار باشد این عمل مستند به آموزه‌ها و معارف شود نه به شکل عمل عبادی دینی توصیه شده و نه در قالب عمل عرفی می‌توان آن را انجام داد.

 این اعمال منسوب به دین، اهل بیت(ع) و ماه‌های قمری می‌شود و صرفاً یک رسم اجتماعی مثل چهارشنبه سوری نیست که بگوییم یک رسم غلط اجتماعی است بلکه چه بخواهیم و چه نخواهیم رنگ دینی به خود می‌گیرد و مضرات و آسیب دارد، از این رو، این تعابیر و نقل قول‌ها نیز نباید به معنای عمل دینی و تأیید نحوست ماه صفر معنا شود.

ممکن است سؤال  شود اگر بخواهیم در مقابل همین مقدار و تصوری که از نحوست ماه صفر شده خود را بیمه کنیم، چه باید کرد؟

با راهکار عمومی در معارف دینی که برای همه طول سال و در مواجهه با مشکلات و مصائب و بلایا و اتفاقات تلخ تصریح شده، بهترین راه مقابله و در امان ماندن از تبعات نحوست و بدیمنی، دادن صدقه و انجام کار خیر است. البته برخی دعاها هم توصیه شده ازجمله ادعیه صحیفه سجادیه به‌ویژه دعای هفتم که رهبر معظم انقلاب نیز به مداومت بر آن در دوران شیوع کرونا تأکید کردند تا اگر قرار است اتفاق سوئی رخ دهد یا مبتلا نشویم یا به کمترین جزء تأثیر بپذیریم.

 دوباره تأکید می‌شود نه آن نحوست و نه این راه مقابله، هیچ یک بر مبنای روایت مشخص و تصریح شده‌ای نیست تا فکرمان را درگیر این قسم مسائل بی‌اهمیت نکنیم.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.