برت مک گورک، هماهنگ‌کننده شورای امنیت ملی آمریکا در امور خاورمیانه و شمال آفریقا در اظهاراتی عجیب و قابل‌ تأمل مدعی شد دولت بایدن با انتقال پول‌های بلوکه ‌شده ایران از کره جنوبی به قطر موفق شده این پول‌ها را تحت محدودیت‌های قانونی بیشتری نسبت به قبل قرار دهد.

نشانه‌هایی از یک اتفاق در نیویورک

به گزارش قدس آنلاین، این مقام آمریکایی همچنین مدعی شد بر اساس مقررات تحریمی ایالات‌ متحده، این وجوه به ‌طور قانونی برای اشکال خاصی از تجارت دوجانبه و بشردوستانه مانند پول‌های ایران در هند، چین و ترکیه در دسترس بوده و این وجوه «منجمد شده» نبوده‌اند و عدم دسترسی ایران به این پول‌ها به دلایل خاص دیگری مربوط به خود کره جنوبی بوده است.

 او همچنین مدعی شده دولت بایدن موفق شده دست ایران را در منطقه به ‌مراتب بیشتر از دوران ترامپ ببندد و محدود کند و تهران و نیروهای نیابتی‌اش را زیر فشار سنگینی قرار دهد.

وی ارتباط تبادل زندانیان و آزاد شدن بخشی از اموال ایران در کره جنوبی را با موضوع مذاکرات احیای برجام رد کرده و با تأکید بر اینکه مذاکرات برای احیای برجام متوقف ‌شده، افزود: در حالی‌ که ما درهای دیپلماسی را به‌ کلی نمی‌بندیم، اما برای هر گونه احتمالی در ارتباط با برنامه هسته‌ای ایران نیز آماده هستیم. این توافق ارتباط ما با ایران را تغییر نمی‌دهد. 

اظهارات این مقام آمریکایی، گروه سیاسی قدس را بر آن داشت تا درباره آن‌ها با دکتر حسن لاسجردی، کارشناس و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی به گفت‌وگو بنشیند و صحت ‌و سقم این ادعای مطرح ‌شده را جویا شود، حاصل را در ادامه بخوانید.

مک گورک مدعی شده آن‌ها توانسته‌اند با انتقال پول‌های بلوکه‌ شده ایران به قطر محدودیت‌های بیشتری از کره جنوبی بر آن اعمال کنند و عدم دسترسی ایران به این پول‌ها مربوط به کره جنوبی بوده و آمریکا نقشی در آن نداشته است. نظرتان درباره این دو ادعا چیست و طرح آن پس از اجرای توافق جدید میان ایران و آمریکا چه دلیلی دارد؟

از زمانی که موضوع آزادسازی دارایی‌های ایران و موضوع مبادله زندانیان مطرح شد تا امروز که هر دو انجام‌ گرفته، نقل‌قول‌های زیادی درباره آن مطرح‌ شده است. این پول‌ها پس از توافق تهران و واشنگتن و با میانجی‌گری قطر و عمان آزاد شدند. پس روشن است آمریکایی‌ها در بلوکه شدن و عدم دسترسی ایران به آن‌ها نقش اصلی را داشتند.

ما مثل هند، چین و ترکیه نتوانستیم موضوع را حل کنیم چون نظام بانکی کره و دولت این کشور پیوستگی زیادی با آمریکا دارند و تبدیل وون کره به دلار و سپس یورو بدون پذیرش و مجوز آمریکایی‌ها ممکن نبود. اما اینکه این پول به‌ حساب بانک‌های ایرانی در بانک‌های قطر منتقل شده و در مقاصد مورد توجه دولت خرج خواهد شد و اینکه دست دولت ایران باز است که آن را در مصارف مورد نیاز و خواست خود خرج کند موضوعی است که تهران و واشنگتن و طرف‌های دیگر نقل‌قول‌های متفاوتی درباره آن عنوان می‌کنند.

به هر حال آقای رئیسی تصریح کرد ایران دسترسی کامل به این اموال خود را دارد و می‌تواند هر نوع کالای غیرتحریمی را با آن بخرد ولی ما می‌دانیم در کره ما هیچ سطحی از دسترسی به این پول را نداشتیم پس اینکه محدودیت‌های بیشتری بر آن اعمال ‌شده باشد ادعای عجیبی است.

موضوع مهم دیگر در مورد اینکه این اتفاق ذیل توافق هسته‌ای یا مذاکرات احیای برجام اتفاق افتاده یا نه؟ حساسیت وجود دارد و با اختلاف و حساسیت زیادی روی آن بحث می‌شود.

علت هم این است که مذاکرات احیای برجام با آرامش پیش نرفت و نمی‌رود و دو طرف نتوانستند به نقطه تعادلی برسند. علاوه ‌بر این با گذشت یک سال از توقف مذاکرات و رکود در این فرایند؛ عوامل و پارامترهای دیگری هم بر اصل موضوع احیای برجام سایه انداخته‌اند که توافق را با اکراه و حاشیه‌های بیشتری روبه‌رو کرده‌اند مثل انتخابات آمریکا، تحولات منطقه غرب آسیا، تشدید فشارهای اقتصادی بر ایران و... .

من معتقدم آمریکایی‌ها اگر بخواهند حسن‌نیت نشان دهند حتماً برای مصرف این پول‌ها و تسهیل دسترسی ایران دوباره مذاکره خواهند کرد.

 هماهنگ‌کننده شورای امنیت ملی آمریکا در امور خاورمیانه گفته این مبادله و آزادسازی هیچ ربطی به مذاکرات هسته‌ای ندارد و ما فشارها را بر تهران افزایش داده‌ایم. اگرچه ما درهای دیپلماسی را نبسته‌ایم اما آیا هیچ روزنه‌ای برای شکستن این بن‌بست وجود دارد؟

من معتقدم مذاکرات در جریان است و گفت‌وگوها صورت می‌گیرد. دیدیم در عمان و قطر یا توسط عراقی‌ها و کسان دیگری که خواستار میانجی‌گری بودند این اتفاق افتاده و پیام‌های باواسطه ردوبدل شده و آقای باقری، مذاکره‌کننده ارشد ما هم در ماه‌های اخیر بسیار فعالانه دیدارهای زیادی داشت. پس مذاکرات در جریان است اما به دلیل فاصله نگاه‌ها و یا اینکه سقف توقعات زیاد است هنوز به نتیجه نرسیده. مهم‌تر از اصل مذاکرات نتایج مذاکرات است و ما در این حوزه دچار تعدد نگاه و فاصله هستیم و نتوانستیم به یک نقطه متعادل برسیم. باید امیدوار باشیم نتیجه مذاکرات به نقطه تعادل برسد. 

فرصت نیویورک و مجمع عمومی چقدر می‌توانست در ایجاد تحرکی جدید مؤثر باشد و آیا دستگاه دیپلماسی و مسئول مذاکره از آن بهره گرفت؟

امکانش بود اما ظاهراً دولت از آن کامل بهره‌برداری نکرد هر چند عده‌ای منتظر بودند دو طرف قراری بگذارند و مذاکرات را تسهیل کنند. 

البته شاید پیام‌هایی مخابره شده باشد، زیرا وزیر امور خارجه در نیویورک گفت اگر آمریکایی‌ها ادبیاتشان را تغییر دهند و نگاهشان را مثبت کنند رسیدن به نتیجه ممکن است. طرح این موضوع در سفر به آمریکا یک نشانه است که اتفاقاتی افتاده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.