شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۳

خوانش شعری از پوریا پلیکان

کاش این شعر عنوان نداشت!

حمیدرضا شکارسری

شکارسری

«کمک کن آن سر این جنازه را بگیر باید زودتر آن را به خاک تبدیل کنیم مرده ای دیگر در انتظار جایگاه اوست»*

هر شعر یک موضوع دارد و یک محتوا یا درونمایه که با هم متفاوت اند. هرچند به اشتباه این دو را یکی می‌دانند.

موضوع شعر در متن تبلور می‌یابد و در هیأت تصاویر و مضامین شعر عینیت می‌یابد. درست مثل موضوع تشییع و دفن جنازه در شعر پوریا ملکان!

اما محتوا یا درونمایه در فرامتن یا پیرامتن متبلور می‌شود و طی خوانش و تأویل شعر به دست می‌آید و درک می‌گردد. در واقع محتوا و درونمایه در شعری که به صراحت شعار نمی‌دهد و صرفاً به ذکر موضوع بسنده می‌کند، نزد خواننده و در ذهن او شکل می‌بندد.

«پلیکان» در متن شعر شعار نمی‌دهد و به ذکر موضوع بسنده می‌کند اما برای شعر عنوانی انتخاب می‌کند. به آقای سیاستمدار این عنوان یا بهتر بگویم، این تقدیمیه به مثابه یک پیرامتن محتوا و درونمایه شعر را به خواننده و ذهنیت او، نه تنها پیشنهاد می‌دهد بلکه تحمیل می‌کند و چون هر عنوان یا تقدیمیه دیگر، شعر را تک معنا و تک صدا می‌نماید.

چنین پیرامتن‌هایی مستبدانه و دیکتاتورمأبانه خوانش مؤلف را برخواننده تحمیل می‌کند. گویا در اینجا مؤلف راضی به کنار کشیدن و مرگ خود نیست.

شعر پوریا پلیکان اگرچه با این پیرامتن از لایه‌های معنایی خودکاسته و به لایه معنایی اول خود بسنده کرده است اما در همان بیان موضوع با کلمات برخوردی شاعرانه کرده و توانسته آنها را از سطح معنای روزمره شان فراتر ببرد.

راوی و هم دستانش جنازه را به جای دفن کردن یا خاک کردن به خاک تبدیل می‌کنند. حالا این ترکیب تازه به معنای تحقیر کردن و بی‌ارزش ساختن سیاستمداران هم هست.

از این گذشته، راوی با مرده خواندن جانشین سیاستمدار قبلی، اساس سیاست و سیاستمداران این روزگار را مورد نقد قرار می‌دهد.

اما کاش این شعر عنوان نداشت!

*آن سر این جنازه را بگیر ـ پوریا پلیکان ـ شانی ـ 1396 ـ صفحه 85

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.