سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۷:۰۸

به "انیشتین" بودن نیازی نیست

رقیه توسلی

نزاع

برای تصادفِ مختصر، فحش و ناسزا ندهیم به هم. برای اجاره بهای عقب اُفتاده، برای رعایت نشدن صف، برای باختن تیم محبوب. که شخصیتِ بی تحمل، ترسناک است.

به گزارش قدس آنلاین، خودمان را نزنیم به آن راه... کیست که نداند حقیقت کدام است؟ درست ها و غلط ها؟ که مادرزاد همه مان بلدیم از اخلاق و رفتارمان حساب و کتاب بکشیم، اگر روراستی برایمان اهمیت داشته باشد.

به «اینشتین» بودن هم نیازی نیست. خیلی معمولی فقط باید سرخلوت بنشینیم، تفکر کنیم کجای کار ایستاده ایم و با خودمان و این جهان پهناور چه می کنیم و چه ها کرده ایم!

سَرخلوت می نشینم، با ذهنی که بیکار نمی نشیند و افعال پرهیزگارانه صادر می کند:

- جنگل جان، نرو... از دست مان دلگیر نشو. ما فقط کمی سَرتِق و نامهربانیم. تو به سبزی و بزرگواری خودت ببخش.

- نروید... کلاغ ها، گنجشک ها، پلنگ ها، خرس ها، گوزن ها. از پیش ما همسایگان پُردود و حیوان آزار. از پیش ما که با شما دوستی نکرده ایم.

- ویراژ ندهیم... مثل راننده چموش و متخلف، جاده را نترسانیم.

- نکشیم... گُل و قلیان و سیگار، صحت را بر باد می دهد.

- نریزیم... زباله هایمان را با دست ادب توی سطل ها بیندازیم. کار طاقت فرسای عجیبی نیست که شهروند آداب دانی باشیم.

- مهاجرت نکنیم... زبان بیگانه و رَخت غربت، مثل مارک پشت لباس است! اتیکتی که پوست مان را می سابد.

- مصرّ نباشیم... جراحی گونه و ابرو و بینی خداداد، سندروم می آورد. از سندروم های لِه و لورده کننده فرار کنیم. از «نرمگس چَپَر چُلاغ» یاد بگیریم که خودش را دوست دارد. خودِ اورجینال مان را دوست داشته باشیم.

- نترسیم... از بیماری، از بی پولی، از تنهایی، از دلتنگی. گاهی سَر بگردانیم و نگاه کنیم به کانگورو و بچه اش... بگوییم آیا کیسه مادرها همیشه فرزند دارد؟

- بی قید نباشیم... به روشنی روز پیداست اسراف انرژی، یقه مان را می گیرد. که بی آبی و بی برقی و بی گازی، سرگردنه ایستاده اند تا مُسرفان، عاقبت به خیر نشوند.

- ندهیم... برای تصادفِ مختصر، فحش و ناسزا ندهیم به هم. برای اجاره بهای عقب اُفتاده، برای رعایت نشدن صف، برای باختن تیم محبوب. که شخصیتِ بی تحمل، ترسناک است و دیدن کارکترهای فیلم ارّه در خیابان و خانواده و فضای مجازی!

انتهای پیام /

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.