چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۶:۴۸

دست از خوف بردار!

رقیه توسلی

صبر

کلّاً خوف نکن، غِیظت نگیرد، فکری نشو و دست از یقه پیراهنت بردار که زندگی؛ تخصص اش نبرد با صبر آدمیزاد است.

oوف نکن اگر یک روز صبح پا شدی و دیدی تب و گلودرد داری و سرت گیج می رود... زُکام همین است دیگر.
خوف نکن اگر بعدازظهری توی سوپرمارکت زورِ کارتِ عابرت نرسید و شرمنده خریدهایت شدی... گرانی همین است دیگر.
خوف نکن اگر دختر کوچولویت بی هوا روی عینک ات پرید و دو تکه اش کرد... اتفاق همین است دیگر.
اگر شرکت خصوصی تان سه ماه درمیان پرداختی حقوق هم ندارد... کار همین است دیگر.
اگر زنگ می زنند که تشریف بیاورید پرونده پسر قُلدرِ لاکچری تان را از این دبیرستان ببرید... بلوغ همین است دیگر.
اگر همسایه طبقه بالا رحم سرش نمی شود و صدای تلویزیون شان روی ۷۰ ثابت است... همسایه همین است دیگر.
خوف نکن اگر شبی همسر محترمه، مستقیم ایستاد توی چشمت و خبر داد: مهرش را می خواهد، یک کلام!... مهریه همین است دیگر.
خوف نکن اگر سرچهارراه گل نخریدی از گلفروش و شنیدی خاک بر سَرِ خسیسِ گدایت... عصبانیت اجتماعی همین است دیگر.
اگر توی بانک کارِ هزارِ غیرنوبتی راه افتاد و کارمند پشت باجه، تَره هم برایت خُرد نکرد... آشنابازی همین است دیگر.
اگر زیاد اسامی عجیب و غریب خواندی و شنیدی و آخرش هم نفهمیدی زنانه اند یا مردانه... مدرنیته همین است دیگر.
خوف نکن اگر این روزها به تعداد آدم ها، سگ و گربه و قناری سوار نقلیه عمومی می شوند... حیات مسالمت آمیز همین است دیگر.
اگر میگرنِ روانشناس ات عود کرده و با جملات بی حوصله و چشم سرخ، فقط پولت را ورانداز می کند... بضاعت درمانی مان همین است دیگر.
در واقع همه اینها را گفتم که بگویم کلّاً خوف نکن، غِیظت نگیرد، فکری نشو و دست از یقه پیراهنت بردار که زندگی؛ تخصص اش نبرد با صبر آدمیزاد است... حواست جمع باشد!

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.