دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۲:۰۷

چرا با وجود تربیت انبوه متخصصان ارتباطات، دیکته رسانه ملی پر غلط است؟

جذب «منابع مالی» یا جلب «اعتماد مردمی»

جواد صبوحی

جواد صبوحی

 صدا و سیما از منظر امام خمینی(ره)، دستگاه عظیم آموزشی و تربیتی و به منزله یک «دانشگاه عمومی» است. رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز صداوسیما را عمده ترین مرکز هدایت فکر دانسته و با تأیید چنین دیدگاهی  می‌فرمایند: «اینکه امام گفتند صداوسیما دانشگاه است، تعارف نکردند. انتظار از صدا و سیما این است که درس‌های گوناگون زندگی به سمت مردم سرازیر شود».

ابتدایی‌ترین تفسیر ارائه شده این دیدگاه از سوی مسئولان رسانه که تاکنون جنبه عینیت به خود گرفته، اهتمام مسئولان و تولیدکنندگان برنامه‌های تلویزیونی به ایجاد شبکه‌های آموزشی و نگاه تخصصی به تنوع مخاطبان در جامعه است. با این حال به نظر می‌رسد آنچه در این چرخه بیش از همه مغفول مانده، بهره‌مندی شایسته از دانش متخصصانی است که قرار است به مخاطبان خویش چگونگی ایجاد نظم و یکپارچگی گروهی، مصون ماندن از آسیب‌های اجتماعی ، مدیریت در بحران و... را بیاموزند. دانشی که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با استادان دانشگاه از آن به عنوان «علم نافع» یاد کردند؛ ضرورتی جدی که بتواند مشکلات کشور را حل کند و با شناسایی نقاط کور بخش‌های مختلف، برای مواجهه با آن‌ها راه حل علمی ارائه دهد.

صدا و سیما به مثابه دانشگاهی فراگیر باید ضمن ایجاد یکپارچگی اجتماعی، جامعه‌پذیری، سازگاری و وفاق و همدلی اجتماعی؛ راه انتقال آموزه‌های فرهنگی، کالبد شکافی حوادث در کنار بیان اخبار آن‌ها و نشان‌ دادن راهکارهای تربیتی برای ایجاد بسترهای مقابله با این آسیب‌ها را بخوبی بداند و به آن عمل کند.

اما متأسفانه نگاهی به چگونگی مواجهه این رسانه با بحران‌ها و رخدادهای متفاوت اجتماعی نظیر تحلیل ، تفسیر و گزارش حادثه هفتم خردادماه، بیانگر آن است که هنوز عزمی جدی برای استفاده از دانش متخصصان برای تحقق اهداف عالی آن وجود ندارد.

متخصصانی که سال‌هاست توسط دانشکده صدا و سیما و یا مراکزی همچون مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما ، مرکز تحقیقات صدا و سیما و یا دانشکده‌ها و مراکز آموزشی رسانه‌ای کشور تربیت می‌شوند تا ضمن ‌کاربردی نمودن دانش و انتقال تجربیات حرفه‌ای خود، به رسانه ملی کمک کنند تا در هنگام بحران در آزمون و خطا و اختراع دوباره چرخ گرفتار نیایند.

سادهترین و در عین حال صریح ترین پاسخ به این پرسش که چرا رسانه ملی گاه به جای بحران‌زدایی و مدیریت صحیح بحران، بحران‌زایی می‌کند، آن است که متولیان این مجموعه سال‌هاست با افتادن در چاه ویل درآمدهای هنگفت بازرگانی، نه حاضرند از روی دفتر متخصصان و خبرگان رسانه سرمشق بنویسند و نه آنکه دیکته پر غلط تولیدکنندگان و برنامه‌سازان خود را تصحیح کنند. غافل از آنکه رسانه برای ادامه بقا و حیات خویش به جز منابع مالی، به ثروتی همچون اعتماد ملی نیز نیاز دارد. اعتمادی که با گزارش بی‌طرفانه یک رویداد شکل می‌گیرد و با تلاش برای کاستن از تأثیرات آسیب‌های اجتماعی ادامه می‌یابد.

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.