دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸ - ۱۹:۴۸

بازسازی حاشیه مشهد گرفتار منافع و مطامع

سعید کوشافر

حاشیه مشهد

امروز استاندار خراسان رضوی عنوان کرد که منازل مسکونی فرسوده در مناطق روستایی خراسان رضوی در برابر زلزله و سیل مقاوم نیست و باید زمینه مقاوم‌سازی این واحدها با مشارکت بنیاد مسکن فراهم شود.

اینکه خانه های روستاییان خراسان رضوی درمقابل بلایای طبیعی مقاوم نیست را نمیتوان موضوع جدیدی دانست ؛ این مساله درروستاهای تمام کشور به چشم میخورد حال شاید درخراسان رضوی وضع اندکی بدتر یا بهتر باشد که چندان تفاوتی دراصل ماجرا نمیکند.

اما موضوع جدی تر و جدیدتر از این که البته آقای استاندار هم به آن اشاره میکند حاشیه شهر مشهد است که وضعیت خانه های اهالی ان بسیار اسف بارتر از بسیاری روستاهای دور افتاده است و صد البته بسیار هم خطرناکتر.

واقعیت این است که درصورت بروز حوادث طبیعی مانند زلزله و سیل ؛ در مناطق روستایی تلفات خیلی بالا نمیرود، چرا که ساکنان روستاها روز به روز کمتر میشوند و پراکندگی جمعیت هم هر روز کمتر وکمتر میشود به گونه ای که اکنون درتمام روستاهای استان پهناور خراسان رضوی فقط حدود ۱/۷میلیون نفر ساکنند . اما فقط درحاشیه شهر مشهد بیش از یک میلیون نفر سکونت دارند . بنابراین بروز هرگونه حوادث طبیعی درمشهد یا حاشیه آن میتوان منجر به یک فاجعه عظیم وبزرگ شود که غیر قابل جبران خواهد بود.

دراینکه منازل روستاییان باید نوسازی و بازسازی شود شکی نیست ، بنیاد مسکن باید محکم پای کار بیاید و با افزایش وام های بلند مدت  ، کاهش سود بانکی و تسهیل در پرداخت زمینه ترغیب اهالی روستاها را به بازسازی واحد مسکونی خود فراهم کند.

البته ناگفته پیداست که درشرایط اقتصادی فعلی روستاییان خیلی تمایل به نوسازی یا بازسازی واحد مسکونی خودنداشته باشند بویژه که به اندازه افزایش هزینه های جاری ؛ درامد انها افزایش نداشته است وهرروز دستشان تنگ تر میشود. اما راهکارهایی هم هست که بتوان انها را تشویق کرد راهکارهایی مانند سند دار کردن خانه های روستایی یااجرای طرح های هادی که متولی هر دو هم بنیاد مسکن است و به نظر میرسد باید تلاش بیشتری حداقل درخراسان رضوی داشته باشد.

اما حل مساله حاشیه شهرمشهد همتی فراتر از یک نهاد و یک سازمان را میطلبد ، کما اینکه مسوولیت ساماندهی حاشیه شهر مشهد هم برعهده یا  نهاد یا سازمان قرار ندارد. دراین میان به نظر میرسد برخی تلاشها صورت گرفته است مانند اجرای طرح بازآفرینی برای ساخت ۱۰هزار واحد مسکونی ؛ اما واقعیت این است که حتی درصورت اجرای صحیح این طرح هم فقط بخش کوچکی از مشکلات رفع شده است .

اشتباهات پی درپی مسوولان وقت در هماهنگی ومنافع ومصالح کل شهر زمینه ساز مشکلی درحاشیه مشهد شده است که اکنون با چندین برابر هزینه هم قابل رفع نیست . سالها قبل زمانی که ساخت وسازهای شبانه درحاشیه مشهد شکل گرفته بود ؛ شهرداری مشهد اگر بجای برخورد سلبی  مالکان را موظف به ساخت درچارچوب ضوابط میکرد اکنون دهها هزار خانه سست درحاشیه مشهد بنا نشده بود.

اگر مسوولان شهر بجای کتمان این واقعیت که این حاشیه ها روزی به متن مشکلات مشهد تبدیل خواهند شد درهمان زمان این مناطق را درطرح های جامع وتفصیلی شهر دیده بودند و بجای چشم بستن بر حقایق حداقل امکان ساخت زیر نظر مهندسان را فراهم کرده بودند اکنون صدها واحد مسکونی نداشتیم که خشت انها بر زمین نرم گذاشته شده نه پی و پایه ای محکم .

اما امروز هم باز مسوولان راهی اشتباه را برگزیده اندو درپیش گرفته اندو بجای دخیل کردن همین مردم دنبال راهی هستند برای کارچاق کنی شرکتهایی که معلوم نیست وابسته به کدام مقام یا مسوول است . شرکتهایی که قرار است برای این مردم با وام بانکی خانه مقاوم بسازد وتحویلشان دهد. این من واینهم شما ، این روش قادر نخواهد بود حتی کوچکترین مشکلی ازحاشیه شهر را رفع کند که چه بسا خود تبدیل به مشکلی بزرگ خواهد شد. البته کتمان نمی شود که این ساخت وسازها مشکل جیب برخی افراد داری ارتباط وژنهای خوب را رفع خواهد کرد.

مشکل اینجاست که مدیران شهری مشهد هیچ شناختی از مردم این مناطق و روابط حاکم براین جمعیت ندارند. قبل از اجرای پروژه ها ریالی صرف مطالعات اجتماعی و فرهنگی در حاشیه شهر نشده و هیچ تحقیقی درخصوص وضعیت اقتصادی حاشیه نشینان صورت نگرفته است .  آنوقت چطور توقع داریم که این اقشار مانند طبقه متوسط جامعه بلافاصله واحدهای اپارتمانی ساخته شده توسط دولت را خریداری کرده و وام های طویل المدت انرا پرداخت کنند. کارگری که حتی به درامد فردایش امیدی ندارد چطور میتواند وامی ۲۰ساله را تقبل کند. البته واحدهای ساخته شده قطعا به فروش خواهد رفت اما به مانند بسیاری دیگر از پروژه ها نصیب کسانی میشود که نقدینگی کافی دارند و این واحد راهم به فهرست خانه ها و خودروهایشان اضافه میکنند تااز قافله ارزش افزوده عقب نمانند و از دیگرسو انرا اجاره داده و عایدی مستمری کسب کنند.

واقعیت این است که بهترین روش برای بازسازی حاشیه شهر مشهد بکارگرفتن اهالی همان مناطق است . اصلا نیازی هم نیست که دولت یا شهرداری یا سایر سازمانهایی که چشمشان به بودجه ای است که به نام حاشیه نشینان به کام آنها واریز میشود دخالت چندانی داشته باشند. کافی است که مجوزهای لازم را بدون بروکراسی دست و پاگیر اداری و بدور از باج خواهی های معمول کارمندان ومدیران میانی دراختیارشان گذاشته شود. قطعا همراهی وهمکاری این قشر را به بهترین وجه شاهد خواهید بود که چطور کلنگ بازسازی ونوسازی را بر تن املاکشان خواهد کوبیدو درمدتی بسیار کمتر ازانچه دولتی ها پیش بینی میکنند وضعیت این مناطق بهبود خواهد یافت .

اما آیا مدیران ما از این امر بی اطلاعند؟ خیر . اینگونه نیست .اتفاقا مدیران عموم دستگاههایی که با حاشیه نشینان مرتبطند ازاین امر اطلاع دارند . پس چرا دراین خصوص اقدامی نمیشود؟ این مساله درواقع همان حلقه مفقوده ماجراست . واقعیتی که بالاخره باید یکی شجاعت کرده ومطرح نماید. مساله در ارزش افزوده وسودی است که از بازسازی نصیب سازمانهای مختلف میشود.این سود درچند بخش است ، دربخش عایدی سازمانها از صدور مجوزهای گوناگون، از ارزش افزوده اراضی بعد بازسازی ؛ از شرکتهایی که کاربازسازی را به دست میگیرند ؛ از وامهای کم بهره و طویل المدت و .....

استانداری خراسان رضوی ، فرمانداری و شهرداری مشهد، سازمان راه و شهرسازی و... هرگز حاضر به چشم پوشی از این سود و منافع نیستند . این درحالی است که اگر بگذارند این منافع نصیب مردم حاشیه شهر شودخودشان بازسازی را به بهترین وجه و با کمترین هزینه برای دولت انجام خواهند داد.  وباری که همین سودجویی ها بر دوش شهر مشهد افکند برخواهند داشت ، اگر همین سودجویی ها بگذارد.

انتهای پیام

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.