چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸ - ۱۲:۰۹

جشن تولد متفاوت در پارک ملت مشهد

احمد فیاض

تولد

معلولان ضایعه نخاعی استان؛ تولد ۱۷ سالگی سمیرا را در پارک ملت مشهد جشن گرفت

به گزارش قدس آنلاین از ۳۵ هزار اصله درخت چندین ده ساله پارک ملت هم سئوال کنی، هرگز به یاد نمی آورد که چنین جشن تولدی را نظاره کرده باشند اما حالا با مشارکت مهربانانه اعضای انجمن و البته همت ستودنی مادر سمیرا قرار است چنین جشن تولدی رنگ و بوی واقعیت بخود گیرد.
 ساعت ۱۹ شامگاه سه شنبه ۱۸ تیرماه که فرا می رسد؛ در ضلع شرقی بوستان ملت مشهد به ظاهر همه چی عادت است! زیر پای دریاچه پارک؛ دورهمی اعضای انجمن حمایت از معلولان ضایعه نخاعی مشهد در شامگاه داغ تیرماه و محل همیشگی برقرار است. ناگهان ورق بر می گردد! عده ای به تکاپو می افتند. بین دو درخت طنابی وصل می شود و بادکنک ها در اندک نسیم نه چندان خنک به رقص در می آیند! شِرشِره ها نیز آویزان می شوند. چشم برهم زدنی؛ جعبه ای در جلوی نیمکت قرار میگیرد و کیک تولدی جانمایی می شود! با توضیحات آقای مرمری از اعضای هیات امنای انجمن؛ دستم می آید که قرار است تا لحظاتی دیگر،  سورپرایز و جشن تولد متفاوت غافلگیرانه ای برای سمیرا نژادنجف از اعضای انجمن معلولان ضایعه نخاعی برگزار شود.  از ۳۵ هزار اصله درخت چندین ده ساله پارک ملت هم سئوال کنی، هرگز به یاد نمی آورد که چنین جشن تولدی را نظاره کرده باشند اما حالا با مشارکت مهربانانه اعضای انجمن و البته همت ستودنی مادر سمیرا قرار است چنین جشن تولدی رنگ و بوی واقعیت بخود گیرد. به شمع های روی کیک تولد که عدد ۱۷ را نشان می دهد؛ خیره می شوم.  صدایی در فضا می پیچد: "تماس بگیرید تا بچه ها بیایند". بابک زرین با گیتارش ور می رود. وی که کاسب یک مجتمع بزرگ کامپیوتری در مشهد است و دستی در موسیقی نیز دارد؛ با اقدامی خداپسندانه و برای مشارکت در شادمانی این نوجوان معلول کار و کسبش را تعطیل کرده، و آمده است تا موسیقی زنده اجرا نماید. سرپنجه های بابک وقتی با هنرمندی، سیم های گیتار را به صدا در می آورد؛ همان لحظه از کریدور باریکی که به این مکان حلقوی موزاییکی دنج راه پیدا می کند؛ سه دختر نوجوان ویلچرسوار را می بینم که در غریو شادمانه شان یکی پس از دیگری وارد می شوند. ظاهرا بساط نخود سیاه جمع شده! یکی از دخترهای ویلچرنشین اما چشمانش با چشم بندی بسته است و ویلچرش توسط خانمی هدایت می شود.  "سمیرا" که بنظر می رسد از سر و صدای حاضران کنجکاو شده، تلاش می کند تا هر چه سریعتر چشم بند را باز کند. چشم بند که به کنار می رود؛ همخوانی "تولد، تولد، تولدت مبارک" با موسیقی بابک، اوج می گیرد. دست ها به صدا در می آید و افشانه شادی در فضا پخش می شود. مادر سمیرا که آرام و قرار ندارد؛ حالا اشک ذوق دارد و اولین نفری است که سمیرا را بوسه باران کرده، و تولدش را تبریک می گوید. چند لحظه ای سمیرا مبهوت این غافلگیری است. بخود که می آید در میدان چرخی می زند و از مشارکت تک تک حاضران تشکر می کند. خانم برومند در میان کف زدن های متوالی جمع حاضر، خود ویلچر دخترش را سمت نیمکت برده، و به سمیرا کمک می کند تا روی نیمکت چوبی مستقر شود. صدای آهنگ قصر صدف توسط بابک زرین، مادر و دختر را در این محفل ساده همراهی می کند. " تو بیا تا برقراره دنیا من و تو به عشق هم بنازیم؛ مثل ماهی توی آب دریا واسه هم قصر صدف بسازیم.....". مادر سمیرا وقتی می شنود که "دوست دارم زنگ صداتو/ رنگ خوش رنگ چشاتو/ زندگی شیرینه با تو"؛ لبخندی حاکی از رضایت بر لبانش می نشیند و خستگی لحظات پرهیجان برای برگزاری این جشن تولد متفاوت از تنش خارج می شود. "برومند" در توصیف دخترش می گوید: سمیرا متولد ۸۱ است و از همان بدو تولد با عارضه ضایعه نخاعی متولد شده است. ۵ بار تاکنون برای بهبودی سمیرا بر روی وی عمل های مختلفی صورت گرفته است. وی ادامه داد: سمیرا فوق العاده دختر باهوشی و توانمندی است. علیرغم محدویت ها اما دوره های پیشرفته زبان می رود، سفالگری آموخته و فتوشاب یاد دارد. دانش آموز رشته گرافیک است. مادر؛ گرچه از محدودیت های اجتماعی و عدم مناسب سازی مجموعه های آموزشی نیز گلایه ها دارد اما با غرور خاطرنشان کرد: خانواده کوچک ما با سمیرا معنی می گیرد. حاضر نشدیم دیگر فرزندی بیاوریم و زندگی ما تمامی شد؛ سمیرا!. عاشقش هستم و به همین دلیل سعی کردم برای امسال جشن تولدی متفاوت و خاطره انگیز برای وی ترتیب دهم.

فشفشه ها در گرگ و میش هوا نورافشانی می کند. حالا سمیرا نژادنجف دست به چاقو برای فوت کردن شمع ها و برش کیک تولدش آماده می شود. یک آرزو بیشتر ندارد!. " امروز آنقدر سورپرایز شدم که دیگر چیزی نمی خواهم جز اینکه بابا و مامان برای همیشه پیشم باشند".
رییس هیات مدیره انجمن حمایت از معلولان ضایعه نخاعی خراسان رضوی نیز در حاشیه مراسم با اشاره به برگزاری این جشن متفاوت اظهار کرد: ارتقای همدلی معلولان و نیز توجه بخشی افکار عمومی جامعه و بهبود باورهای غلط شماری از شهروندان از جمله اهداف برگزاری این جشن تولد در یک فضای عمومی مانند پارک ملت است.
نسا خوش نیت افزود: کودک و نوجوان معلول جسمی حرکتی نیز مثل تمامی کودکان و نوجوانان برخوردار از نیازهای عاطفی و روحی است و برگزاری یک جشن تولد اینچنینی می تواند منجر به افزایش آگاهی های شهروندان در زمینه عادی بودن معلولان شود. این پیش فرض غلط باید از بین برود که «این معلول در فرایند رشدش با مشکلات زیادی مواجه خواهد شد»، «با کودکان هم‌سن و سال خود فرق دارد و همیشه از آنها عقب‌تر و پایین‌تر خواهد بود»، «قادر نیست ارتباط درستی با آنها برقرار کند»، «نمی‌تواند عملکرد تحصیلی و شغلی مناسبی داشته باشد» و ... . بلکه بر عکس در عرصه هایی این معلولان بودند که پیشرو و جلودار بوده، و توانمندی هایشان حتی از سایر افراد جامعه نیز برتر بوده است.
وی تصریح کرد: عدالت اجتماعی در تمامی سطوح بایستی برای معلولان برقرار باشد. معلولیت شاید محدودیت جسمی و حرکتی باشد اما در سایر حوزه ها محدودیتی برای معلولان وجود ندارد و کمترین مطالبه ما همطرازی و همسانی با تمامی افراد جامعه در دریافت خدمات است.
خوش نیت افزود: شرکت دادن فرزند معلول در مهمانی‌ها، مراسم و جشن‌ها در تقویت روحیه نشاط و شادی و همچنین تقویت مهارت‌های ارتباطی تأثیر زیادی دارد؛ بنابراین در تمام مهمانی‌ها، دید و بازدیدها و جشن‌ها و حتی مراسم عزا او  باید همراه شود. چون در غیراین صورت احساس طردشدگی و انزوا به او دست می‌دهد.
ساعت حدودا ۲۱ شب را نشان می دهد. شماری از پارک روندگان نیز در گوشه و کنار در این جشن شادی شریک معلولان شده اند. کیک جشن تولد پخش می شود. کام همه شیرین شده، و دیده ها به سمت معلولان همراه با احترام است. جمعیت برای سمیرای نوجوان آرزوی بهترین ها دارد. در حالی از جمع حاضر خداحافظی می کنم که عطر سبز بهار را در دل گرمای خرماپزون تیر ماه تابستان احساس می نمایم و مست آن می شوم. زمزمه می کنم: معلولان نیز حق زندگی دارند؛ مثل من، مثل تو، مثل "ما"! آنها را باور کنیم!.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.