دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۵

کلنگ زنی!

کلنگ زنی

خوزستان- معرفی برای تصدی صندلی های بالاتر اصولا چیزی است که مسئولان در خشت های خام زمین می بینند این است که یادشان می افتد سری هم به مناطق دور افتاده بزنند و کلنگی را با قدرت هر چه تمام تر بر زمین بکوبند.

هفته دولت هم آمد و رفت و آنچه بیش از هر چیزی در این هفته از اخبارها به گوش می رسد کلنگ هایی است که بر تن بی جان زمین می خورد و مردمانی که فوج فوج جمع شده اند دور مسئولان استانی و کشوری تا شاید یک قدم برای آنها برداشته شود، این مسیر اما برای مسئولان بیشتر از مردم هیجان دارد معرفی برای تصدی صندلی های بالاتر اصولا چیزی است که مسئولان در خشت های خام زمین می بینند و این است که در میان گرما و سرما میز خود را ترک کرده یادشان می افتد سری هم به مناطق دور افتاده بزنند و کلنگی را با قدرت هر چه تمام تر بر زمین بکوبند.

خلاصه که در اکثر موارد تنها چیزی که از این آیین کلنگ زنی ها باقی می ماند زخم زمین از احساس تیزی وسیله ای است که یادآوری می کند باید منتظر باشد طرحی دیگر جانش را بگیرد و گرنه آدمها در حد سایه ای دریک عکس می آیند و می روند تا ردی دیگر، جایی دیگر باقی بگذارند.

آمدند، کلنگ زدند و رفتند

هفته دولت که باشد سنگ مفت و گنجشک هم مفت می شود برای آمارهای افتتاح دادن و کلنگ بر زمین زدن، از تغییرات سالانه این افتتاح ها شاید تعداد خودروهای اسکورت، تشکیلات و البته محافظان شکیل تر، خوش تیب تر، مجسمه وارتر و تحت فرمان تر بیشتر باشد تا میزان به انتها رسیدن پروژه هایی که در این وانفسا بختشان باز شده.

از این حرفهای درگوشی درباره خیلی از پروژه هایی که به طور نمادین شروع می شوند و بعد از یادها می روند بگذریم کمتر کسی خوش بین به انتها رسیدن دیگر طرح های جدی افتتاح شده در هفته های دولت است.

اصولا در این میان برنامه ریزی برای مصاحبه ها هم انجام شده و هیچ خبرنگاری نمی تواند بدون هماهنگی به آقا یا خانم مدیر نزدیک شود مبادا سوال طرف درباره نقش دولت در توسعه رو به رشد نباشد! این را در کنار ساعت ها تاخیر مدیران بگذارید تا بدانید تشریفات چیست؟

شاید از این افتتاحیه ها آنچه در ذهن بماند پیرمردی است که زیر آفتاب ۵۰ درجه نامه خود را چتر کرده و چشم به حرفهای مدیری دارد،او امیدوار است در این نیروگاه یا کارخانه فرزندش کارمند دولت شود یا زنی که در میان برف و سرما آنقدر عجله کرده یادش رفته ممکن است کودکش سرما بخورد به امید اصلاح فاضلاب محله تا کودکش محیط سالم برای زیست داشته باشد، خیلی ها هم که فقط به امید آب شرب جمع شده اند.

این همان امیدی است که هنوز وجود دارد در دلهای مردمان بی آلایش این سرزمین؛ تصوری که پای پیاده کیلومترها راه آنها را به دنبال خوروهای زیاد و شیک مسئولان می کشاند تا در چشم شان روزهای بهتری ترسیم شود.

برای دیگرانی که چنین برنامه هایی اهمیتی فقط در حد تماشا دارد و روز را به روز مرگی سر نکردن آنچه ذهنشان را قلقلک می دهد این است که کاش همت مسئولان در ارایه راهکار ها و به سرانجام رسیدن این پروژه ها  به بلندی و جدیت بلند کردن همان کلنگ از زمین باشد.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.