جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹ - ۱۷:۰۲

شجریان را درست ببینیم

مسعودبصیری

شجریان

یکی از ظلم هایی که معمولا در حق افراد می شود از طرف دوستداران و طرفداران آنهاست به این شکل که آنها از علاقه زیاد به ورطه افراط افتاده یا به دلیل فضای احساسی که بر وجودشان حاکم می شود فریب کلاهبرداران اجتماعی و سیاسی را خورده و دشمن را دوست تصور می کنند.

این مساله در مورد موضوعات اقتصادی هم صدق می کند و گاهی انسان به دلیل احتیاج مالی یا علاقه به کالایی خاص، اسیر دست کلاهبرداران و شیادان می شود. در حقیقت کلاهبرداران یاد گرفته اند که با استفاده از احساسات یا گاهی طمع برخی افراد کالایی را به نام های مختلف از جمله ارزان فروشی، تخفیفات زیاد یا سودهای کلان به مردم واگذار کرده و پس از کسب سود خود را کنار کشیده یا صحنه را ترک کنند.

متاسفانه در مورد خسرو آواز ایران یعنی محمدرضا شجریان هم این اتفاق افتاده است.

طرفداران او را البته باید به چند دسته تقسیم کرد. اول کسانی که او را خوب می شناختند، با صدایش مانوس بودند و آشنایی خوبی با دستگاه ها و ردیف های موسیقی سنتی داشته و دارند، فرهنگ ملی و ایرانی را ارج می نهند، اهل شعر و ادب هستند، سراغ اشعار و موسیقی های مبتذل نمی روند و اساسا هنر را برای تعالی و به تعبیر شجریان برای اندیشیدن می خواهند.

دسته دوم کسانی هستند که موسیقی را گوش می دهند و اطلاعات حداقلی هم از آن دارند اما مثل گروه اول نیستند. همه چیز گوش می دهند اما واقف هستند که موسیقی اصیل و متفکر از موسیقی مبتذل جداست.

دسته سوم کسانی هستند که کاری به اصالت و سنت و فرهنگ قومی و ملی خود ندارند. آنها همه چیز گوش می دهند. موسیقی برای آنها وسیله سرگرمی یا لهو و لعب است و برایشا تفاوتی بین سنتی و راک و غربی و شرقی و پاپ نیست. آنها هرهری مذهب هستند. گاهی اینطرف و گاهی آنطرف و گاهی هم هیچ جا نیستند. اینها اتفاقا بیش از دو دسته دیگر ادای انسان های فهمیده و با فرهنگ را در می آورند. حرف های قلمبه می زننند. در همه چیز اظهار نظر می کنند و هرجا منافعشان ایجاب کند به همان شکل در می آیند.

متاسفانه موضوع محمدرضا شجریان و درگذشت وی هم وسیله سواستفاده کلاهبرداران اجتماعی قرار گرفته است و امثال بی بی سی یا ایران اینترنشنال یا من و تو که سرسلسله به ابتذال کشیدن موسیقی ایرانی و تبدیل کردن آن به یک ملغمه غربی و شرقی بی هویت هستند مدتیست داعیه دار شجریان شده اند در حالی که الحق و لانصاف بیشترین ضربه به موسیقی توسط همین رسانه ها و امثال اینها در طول تاریخ موسیقی وارد شده شده است.

اینها با پخش آهنگ های جلف و شهرت دادن به خوانندگان دائم الخمر یا خانواده بریده، آنها را برای نوجوانان و جوانان الگو کردند. به راستی چه کسی دوستدار شجریان است؟ آن رسانه ای که موسیقی او را به مظلومیت کنار زد و گوش موسیقایی مردم ایران را تقلیل داد یا کسانی که با هنر شجریان زندگی کردند و تعالی موسیقی او را خواستار بودند؟

البته به نظرم این نکته ای است که حتی خود شجریان هم می دانست و به همین دلیل هیچ گاه رخت اقامت از سرزمین مادری خود برنداشت و فهیمده بود که اگر کسی به موسیقی او اهمیت می دهد قطعا ایرانیان و فرهنگ دوستدان شرق عالم هستند. ایرانی ها هستند که حتی حاضرند چند میلیون پول بلیط برای یک شب کنسرت او بدهند وصدای او را بنیوشند. اما در غرب کسی این را نمی فهمید و حتی همان خوانندگان مهاجرت کرده هم امروز طرفداری در غرب ندارند و دیگر از آن کنسرت های شلوغ سه دهه پیش در لس آنجلس خبری نیست.

اما چه خوب است که دوستداران واقعی شجریان و اهل فرهنگ و موسیقی، که به خصوص در دسته اول این مجای تعریف شدند اجازه ندهند ساحت شجریان و موسیقی و هنر او آلوده کلاهبرداران سیاسی و اجتماعی و رسانه های غرب زده و غرب دوست و بی هنران شود. علاقمندان واقعی موسیقی سنتی ایرانی باید دامن شجریان را از آلودگی های سیاست زدگی پاک کننده و اجازه ندهند برخی ها اینقدر وقیح شوند که به نام موسیقی، محمد رضا شجریان را به باده گساری متهم کرده و او را ذلیل خاطرات کذب و شهرت خواهی خود کنند.

شجریان ممکن است اشتباهاتی داشته باشد اما به خصوص در سالهای اخیر به نظر می رسد با شناخت درست فضای سیاسی از این حاشیه ها کنار کشید و حتی در مصاحبه با روزنامه ایران برخی از گفته های سابق خود را اصلاح کرد و به ویژه در مورد مذهب صراحتا بر پایبندی خود به آن تاکید کرد. او به خوبی فهمیده بود که اگر کسی به موسیقی سنتی و اصیل ایرانی ضریب داده و باعث رشد آن بشود کسی جز مردم ایران و دولت جمهوری اسلامی ایران که از ابتدای انقلاب از موسیقی اصیل حمایت کرد نخواهد بود.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.