شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۹ - ۱۵:۳۸

تنه به راویانی که سر جای درستشان نیستند

خیرالنساها را روایت نکرده‌ایم

محمد اصغرزاده فعال حوزه تاریخ شفاهی

خیرالنسا صدخروی

جنگ که شروع شد، شیرزن‌ها جگرگوشه‌هایشان را روانه میدان رزم کردند. آن‌ها اما می‌دانستند جنگ، کیلومترها آن طرف‌تر و فقط در مرزهای این کشور نیست. باید از خانه‌هایشان آغاز می‌کردند. پس آستین همت و غیرت را بالا زدند و نشان دادند پشت دلاورمردهای این مملکت را گرم نگه می‌دارند.

خیرالنسا هم زنی از همین شیرزن‌هاست. پسرهایش در جبهه می‌جنگیدند و خودش کیلومترها آن‌طرف‌تر در روستای صدخروِ سبزوار برای رزمنده‌ها مادری می‌کرد. نخستین بار بچه‌های جهاد سازندگی از او خواسته بودند برای جبهه نان جمع کند. فرغون را برداشت و درِ خانه همه اهالی روستا رفت و به قول خودش برای جبهه گدایی کرد. اما با یک فرغون که نمی‌شد سفره رزمنده‌ها را پر نگه داشت.

دست به کار شد و خانه‌اش شد بزرگ‌ترین پایگاه پشتیبانی جنگ در شهرستان سبزوار. هر روز تعدادی از زن‌های روستا پای تنورش جمع می‌شدند، خمیر چانه می‌کردند و نان به تنور می‌زدند و کیسه کیسه نان برای رزمنده‌ها می‌فرستادند. کم کم از مربا گرفته تا آش، از شالگردن گرفته تا کلاه هم به کمک‌ها و مادری‌هایشان اضافه شد.

سال ۹۴ که در جشنواره عمار مستند «ننه سکینه» اکران شده بود، گفتیم باید ننه‌سکینه منطقه خودمان را هم پیدا کنیم. گشتیم و گشتیم تا از بچه‌های جهاد سازندگی به خیرالنسا رسیدیم. وقتی هم سراغش رفتیم، با اینکه بیش از ۹۰ سال از عمرش گذشته بود، بسیار سرزنده و خوش‌حافظه بود. وقتی می‌نشستیم پای خاطراتش دست ما را می‌گرفت و می‌برد به سال‌های جنگ، پشتمان گرم می‌شد که کشورمان چه قهرمان‌هایی دارد.

مصاحبه‌مان با او به ۵۰ ساعت رسید؛ مصاحبه‌ای که حاصلش شد «مستند خیرالنسا» و کتاب خاطراتی که در حال نگارش است. فکر می‌کنم خیلی هم خوش‌شانس بودیم که خداوند عمر درازی به خیرالنسا داده بود تا بتوانیم خاطراتش را ثبت کنیم. حالا اما باید یک سؤال بکنیم، از همه نهادها و مؤسسه‌های فعال در حوزه تاریخ. باید بپرسم چرا در تمام این سال‌ها، خاطرات امثال خیرالنسا سهمی در تاریخ شفاهی این سرزمین نداشته؟ چرا در تاریخ‌نگاری جنگ، به خط مقدم محدود شده‌ایم و از پشت جبهه که وجه مردمی ماجراست، غفلت کرده‌ایم؟

خیرالنسا یکی از قهرمان‌های کشور ماست و این سرزمین نمونه‌هایی از خیرالنسا به خود زیاد دیده. حالا اما نگاه ما به روایت‌های جنگ موجب شده این قهرمان‌ها برای نسل‌های جدید روایت نشوند. در این بین ولی من گمان می‌کنم به‌ تجربه از بازخوردهای آثار مکتوب و دیداری این سال‌ها به همه‌مان ثابت شده مردم تشنه روایت این قهرمانانشان هستند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.