دوشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۰ - ۰۹:۳۶

قدرت‌یابی طالبان چه تأثیری بر روابط تجاری ایران و افغانستان می‌گذارد؟

بیم و امیدهای روابط اقتصادی تهران و کابل

مینا افرازه

اقتصاد

با تسلط نیروهای طالبان بر عرصه سیاسی افغانستان، نگرانی‌هایی درباره مراودات اقتصادی ایران با این کشور مطرح شده است.

افغانستان یکی از کشورهای راهبردی در تبادلات تجاری ایران است که سال گذشته سهم این کشور از کل صادرات ایران، حدود ۸درصد بوده، آماری که به‌ خوبی بیانگر جایگاه افغانستان در صادرات غیرنفتی ایران با همسایگان خود است. همچنین براساس آمارها تا پیش از تحولات اخیر ۴۰درصد از کل واردات افغانستان مربوط به کالاهای ایرانی بوده است. این در حالی است که قدرت‌یابی طالبان و مسائل ناشی از آن موجب شده تا سرنوشت ادامه و گسترش مبادلات ایران با این کشور در وضعیت مبهمی قرار بگیرد و صادرکنندگان ایرانی با احتیاط بیشتری گام بردارند.

موادغذایی و مصالح ساختمانی؛ بیشترین کالاهای صادراتی به افغانستان

بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند به دلیل نیازهای مردم افغانستان از یکسو و نیز مصرفی بودن کالاهای صادراتی به افغانستان و ضرورت واردات این کالاها از سوی دولت متبوع آنان، قطعاً در بلندمدت شاهد برقراری روابط تجاری گسترده‌تر ایران با افغانستان خواهیم بود. چنانکه رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان در همین باره می‌گوید:«بیشترین کالاهای صادراتی به افغانستان، موادغذایی و مصالح‌ساختمانی از نظر مقداری است. البته در خصوص سوخت نیز مصرف سوخت افغانستان از طریق ایران است که دولت طرف‌حساب است. با این‌ حال، افغانستانی‌ها در آینده نیاز به سوخت، موادغذایی، مصالح ساختمانی و لوازم زندگی دارند. اگر روابط  حسنه باشد، سرانجام دولت افغانستان نیاز به کالاهای ایرانی خواهد داشت و روابط  تجاری در نهایت ادامه خواهد داشت».

جدای از تحولات اخیر، گرچه به‌ طورکلی تجارت میان ایران و افغانستان در موقعیت مطلوبی به سر می‌برد، اما این موقعیت دستخوش نوسان‌های بسیاری بوده که تلاش‌ها و اقدام‌های دیگر رقبا همچون پاکستان از جمله علل آن محسوب می‌شود. در واقع براساس  گزارش‌های منتشرشده، ایران در سال ۲۰۱۹میلادی در جایگاه نخست تأمین‌کننده کالاهای مورد نیاز افغانستان بوده است و چین، پاکستان، هند، روسیه و امارات‌متحده‌عربی در رده‌های بعدی قرار گرفته‌اند؛ اما در سال ۲۰۲۰ سهم ایران به ۱۷درصد کاهش ‌یافته و پاکستان پیشرفت قابل ‌توجهی داشته است؛ بنابراین همین موضوع حساسیت و توجه بیشتر طرف ایرانی را می‌طلبد.

نقش بازار هرات در خنثی‌سازی تحریم‌ها

آنچه در تداوم روابط اقتصادی ایران و افغانستان اهمیت دارد و ضرورت برنامه‌ریزی بلندمدت برای پیگیری و توسعه ارتباطات تجاری را پررنگ می‌کند، نقش بازار افغانستان در کاهش اثرات تحریم‌های اقتصادی است. نکته‌ای که سعید لیلاز، تحلیلگر مسائل اقتصادی نیز صراحتاً درباره آن بر این باور است که «در دوران تحریم اولیه و ثانویه، بازار ارز هرات و بازار سلیمانیه نقش بسیار مهمی در خنثی‌سازی تحریم آمریکا داشتند. همین اثرگذاری بالا سبب شد ما در ایران هیچ‌گاه دچار قحطی دلار و به‌تبع آن دچار قحطی صادرات و واردات نشویم، در حقیقت این دو بازار نقش بازار دبی را برای ایران کمرنگ کردند و خود این نشان می‌دهد مقداری از صادرات رسمی و غیررسمی ایران، چه دولتی و غیردولتی ایران از همین محل بوده و در یک ‌کلام نقش این بازار در خنثی‌ کردن تحریم غیرقابل ‌چشم‌پوشی است».

وی می‌افزاید: «تنها بندر ایران که رسماً از شمول تحریم‌ها مستثنا بوده است، بندر چابهار است. ما در جاده و راه‌آهنی که در این بندر در حال ساخت است میلیون‌ها دلار سرمایه‌گذاری کردیم و این‌ها یک دالان مطمئن برای خنثی کردن تحریم‌ها تابه‌ حال بوده‌اند و منابع ارزی قابل‌توجهی را سرازیر ایران می‌کنند».

در بلندمدت، تجارت میان دو کشور به سود ایران خواهد بود

پیرمحمد ملازهی، کارشناس مسائل افغانستان در گفت‌وگو با قدس اظهار کرد: در وهله نخست باید گفت بازار افغانستان به ‌شدت نیازمند کالاهای ایرانی است و یکی از راه‌های نقش‌آفرینی ایران در افغانستان، تأمین نیازمندی‌های مردم آن از طریق تجارت است. بنابراین یک مشکل وجود دارد و آن این است که وقتی طالبان گمرکات مرزی میان ایران و افغانستان را به دست گرفتند، این مسئله مطرح شد که پرداخت پول گمرکی ایران باید به کدام طرف افغانستانی صورت بگیرد. واقعیت این است در حال حاضر طالبان در پی تسلط بر گمرکات است و اجازه نخواهد داد محموله‌های ایران بدون پرداخت حق‌الحساب به افغانستان بروند.

ملازهی ادامه داد: علت اینکه طالبان پیش از هر اقدامی ابتدا گمرکات را تصاحب کردند، به این دلیل بود که منابع مالی دولت قطع شود؛ بنابراین به نظر می‌رسد ممکن است همین موضوع تجار ایرانی را در برقراری روابط تجاری با طرف افغانستانی دچار تردید و احتیاط کند که در شرایط فعلی چه اقدامی را انجام بدهند. ایران قاعدتاً باید بتواند تعادل را ایجاد کند یا حداقل بتواند تاجران ایرانی را برای ادامه تجارت قانع سازد. باید مذاکراتی میان طرفین شکل بگیرد تا هر چه سریع‌تر روند تبادلات به حالت عادی و سابق برگردد.

این کارشناس مسائل افغانستان تصریح کرد: قطعاً در نگاه بلندمدت، تجارت میان دو کشور به سود ایران خواهد بود. از سوی دیگر افغانستان نیز به ‌شدت دچار تنگنای موادغذایی و نیازهای اساسی است؛ بنابراین در چنین شرایطی، تحلیل‌ها بر این است که نه‌تنها تغییری در کم و کیف مبادلات دو کشور پیش نخواهد آمد بلکه حجم تجارت افزایش می‌یابد.

وی همچنین گفت: البته ایران تنها کشوری نیست که با افغانستان دارای تبادلات اقتصادی و تجاری است و در این مسیر رقبای تجاری متعددی وجود دارند. در واقع بسیاری از رقبای تجاری ایران منتظرند ارتباط کشورمان با افغانستان قطع شود، به‌ویژه پاکستانی‌ها که به دنبال توسعه تجارت خودشان هستند. همچنین برخی دولت‌های آسیای‌مرکزی و چینی‌ها نیز درصدد پیشتازی در بازار افغانستان هستند. حتی ترک‌ها نیز در زمینه‌های تجاری و ساخت شرکت‌های اقتصادی فعال‌اند. در چنین شرایطی، هر یک از این کشورها تلاش دارند رقبای دیگر را از صحنه خارج کنند؛ بنابراین ایرانی‌ها باید عرصه خلاقیت و فعالیت را در دست بگیرند و در حفظ موقعیت خود بکوشند. در حال حاضر نیازهای افغانستان از نظر موادغذایی و دیگر محصولات بالاست و ایران باید با رفع این نیازمندی‌ها به دنبال تأمین منافع خود باشد.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.