دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۰ - ۰۸:۴۴

گفت‌وگو با «مهدی دریایی» پژوهشگر و تنها موزه‌دار خصوصی به انگیزه برپایی نمایشگاه «نسخ و ادوات تعزیه شبیه حسین(ع)»

هدف من راه‌اندازی دپارتمان تعزیه است

صبا کریمی

تعزیه خوانی

مهدی دریایی می گوید: هدف من ایجاد و راه اندازی یک دپارتمان تعزیه است که به موازات آن موزه و بحث آموزش را هم پیگیری کنیم. متاسفانه طی ۲۰ سال اخیر که این درخواست را با میراث فرهنگی و وزارت ارشاد مطرح و پیگیری کردم تاکنون به هیچ نتیجه‌ای نرسیدیم و موفقیتی نداشتیم.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر قدس آنلاین، «مهدی دریایی» پژوهشگر تعزیه به گفته خودش تنها موزه دار خصوصی در کشور است که بیش از سه هزار قطعه ادوات تعزیه و نسخ خطی کمیاب و قدیمی را به تنهایی و در شرایطی غیراستاندارد و سخت با چنگ و دندان نگهداری می‌کند. عشق به هنر تعزیه در رگ‌هایش جاری است و با آن زندگی می‌کند، بیش از سی کتاب در حوزه تعزیه و هنرهای نقالی به رشته تحریردرآورده و دارنده گواهی درجه یک هنرهای آیینی سنتی است. از هفت نسل قبل تعزیه خوان بوده اند و طبق سنت های خانوادگی و بنا به خواسته پدرش این ادوات را نه تنها حفظ کرده که بر مجموع آن نیز افزوده است. این روزها نمایشگاهی از «نسخ و ادوات تعزیه شبیه حسین (ع)» در حوزه هنری برپاست. به همین بهانه با او به گفت وگو پرداختیم و در ادامه از زبان این پژوهشگر ماجرای جمع آوری هزاران قطعه اسباب تعزیه را که هرکدام با خود سال‌ها و نسل‌ها خاطره به همراه دارد، می خوانید.

 

آقای دریایی برای شروع بحث از ادوات تعزیه و نسخ خطی شروع کنیم که بالغ بر ۳هزار قطعه است، داستان جمع آوری این حجم از ابزار و آلات تعزیه چیست؟

اجداد من از دوران قاجار در تهران مستقر و به تعزیه خوانی مشغول بودند. از آن زمان به بعد ادوات تعزیه زیادی باقی مانده که من همه آنها را جمع آوری کردم و البته بخشی از این مجموعه نیز طی سال‌ها از نقاط مختلف کشور خریداری شده است. ضمن این که سال‌هاست به پژوهش و تحقیق درباره تعزیه مشغول هستم و با این نگاه که مجموع این ابزار و ادوات می‌تواند به نوعی سند هویت هنر این مملکت باشد آنها را جمع آوری کردم که نهایتاً چیزی در حدود ۳۶۰۰ تکه ادوات در موزه شخصی ام دارم و از این تعداد، ۲۵۰۰ تکه آن شخصاً خریداری شده است.

تمام تلاش من این بوده که آلات و اسبابی که متعلق به دوران گذشته است از بین نرود. اگر به کشورهای دیگر مانند ژاپن و چین نگاهی بیندازید می بینید که اهمیت ویژه ای برای هنرهای آیینی قائل هستند و به مستندات آن هم بسیار توجه می کنند. مستندات تعزیه به عنوان هنری قدیمی و مذهبی، لباس ها و ابزار و نسخ خطی است که من در این مجموعه بخش عمده آن را از دوران صفویه تا انقلاب اسلامی حفظ و نگهداری کرده ام و در چهار بخش طبقه بندی شده که شامل «البسه»، «ابزار و تجهیزات»، «ماسک‌ها و عروسک‌ها» و «نسخ تعزیه» است. به طور مثال بخش البسه متعلق به دوره صفویه تا پهلوی است و با مجموعه ای از تغییرات در نوع، رنگ و شیوه دوخت در آنها مواجه هستیم که از دوره ای به دوره ای دیگر متفاوت است.

همزمان با برپایی دومین سوگواره تعزیه‌خوانی «شبیه حسین (ع)»، نگارخانه ابوالفضل عالی نیز میزبان نمایشگاه «نسخ و ادوات تعزیه شبیه حسین(ع)» است، ایده برپایی این نمایشگاه از کجا آمد؟

این موزه سیار به شهرهای مختلفی برده شده و در معرض دید عموم قرار گرفته است. این اواخر نیز به پیشنهاد حوزه هنری و کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه، بخشی از ادوات موزه را برای بازدید در نمایشگاهی به تهران منتقل کردیم و در اختیار علاقمندان قرار دادیم.

یکی از درخشان ترین دوران تعزیه به زمان قاجار بازمی گردد اما پس از آن رژیم پهلوی تا جایی که توانست مانع از برپایی آن شد و حتی بسیاری از تکیه‌های قدیمی تخریب شدند. چطور این نسخ و ادوات از آن دوران و حتی پیش‌تر حفظ شده است؟

اجداد من تا سال ۱۳۴۲ در تهران بودند و پس از سال ۴۲ که تعزیه ممنوع می شود به فراهان و تفرش بازمی‌گردند و تعزیه را همانجا ادامه می دهد. این را هم باید متذکر شوم که اجدادم شاید به اهمیت موضوع پی نبرده بودند که این ادوات ارزش تاریخی دارد و تنها به آن به چشم اعتقادی نگاه می کردند و برایشان بیشتر وسیله کار بود.

زمانی که پدرم مسئولیت نگهداری از این مجموعه را به من داد با کمک آشنایان و اساتید تئاتر همچون آقای فتحعلی بیگی که برای تدریس به اراک می آمدند و به این حوزه علاقمند بودند آنها را حفظ کردم و همانطور که گفتم با خریداری بسیاری ادوات دیگر این مجموعه را غنی تر و  کامل تر کردم.

۳۶۰۰ قطعه ادوات تعزیه که کم هم نیستند را در چه شرایطی نگهداری می کنید؟

نگهدای این وسایل بسیار سخت است. حتی گاهی به قدری تحت فشار بوده ام که تصمیم به فروش آنها هم گرفتم. ۲۰ سال است که با میراث فرهنگی و وزارت ارشاد می جنگم و به آنها می گویم علیرغم این که اینها متعلق به اجداد من است و تعدادی از آنها را خریداری کردم اما در حقیقت این گنجینه متعلق به هنر تعزیه است که ثبت جهانی شده است.

لباس‌ها و نسخ خطی، بیش از سایر ابزار در معرض خطر هستند و نگهداری آنها بسیار پیچیده و مشکل است. قبلاً برای نگهداری از نفتالین استفاده می کردیم که به علت مشکلاتی که به وجود آورد دیگر از آن استفاده نشد و در حال حاضر از تنباکو برای نگهداری لباس ها استفاده می کنیم. نسخه‌های تعزیه نیز قدیمی ترین نسخه های موجود در ایران است و حتی کتابخانه مجلس هم آنها را ندارد. این نسخ باید در شرایط خاصی نگهداری شود اما ما آنها را در یخدان نگه می‌داریم.

متاسفانه تعزیه متولی مشخصی در کشور ندارد و مظلوم واقع شده است. فقط یک دهه اول محرم و صفر به آن توجه می شود اما من عاشق کارم هستم و ۳۶۵ روز سال با آنها زندگی می کنم.

اشاره کردید که بسیاری از این نسخ نایاب هستند و حتی موزه‌ها هم آنها را ندارند. چگونه است که وزارت ارشاد یا میراث فرهنگی دنبال حفظ آنها نیستند؟

به دلیل اینکه میراث فرهنگی به جای این که بسیاری از گنجینه های گذشته را حفظ کند درصدد از بین بردن آن است! نمونه آن بسیاری از ساختمان های قدیمی است که به جای مرمت، تخریب می شوند در حالی که باید آن را حفظ کنند اما با خودشان فکر می کنند چرا باید با این کار مسئولیتشان را زیاد کنند!

من سی جلد کتاب منتشر و با تعزیه زندگی کرده ام و آن را می شناسم و گواهی درجه‌یک هنرهای آئینی و سنتی را دارم. به همین دلیل با این فضا به خوبی آشنا هستم فقط مکانی برای حفظ و نگهداری این آثار می خواهم که آن را ماندگار کنم و در همه ایام سال هنر نقالی، روحوضی، پرده خوانی و تعزیه را به جریان بیندازیم و علاقمندان را به این سمت سوق دهیم. اما دولت و میراث فرهنگی همکاری نمی کنند و می گویند این ادوات را به ما بسپار خودمان می فروشیم یا خودت با هزینه شخصی خانه بخر که متاسفانه من هم چنین امکانی ندارم.

من تنها موزه دار خصوصی در کشور هستم. شاید موزه دارانی باشند اما به این شکل تخصصی کار نمی کنند و نهایتاً ۵۰ ـ ۶۰ تکه وسیله دارند اما من ۳۰۶۰ تکه اسباب قدمت دار و ۵۳۷ مجلس نسخه بدون تکرار و در مجموع ۲۷۰۰ مجلس نسخه دارم.

آیا سازندگان سریال های تاریخی برای استفاده از لباس ها سراغ شما می آیند؟

بله خیلی سراغ ما را می گیرند اما این لباس ها قابلیت استفاده به آن شکل را ندارند که بتوانیم در اختیار گروه های تلویزیونی و سینمایی قرار دهیم. اما کسانی که علاقمند بودند از روی لباس ها و نوع بافت زره ها عکاسی و الگوبرداری کرده اند.

آیا درصدد نیستید از مجموع این ادوات عکاسی و آنها را به صورت آرشیو تصویری حفظ کنید؟

اتفاقاً به من پیشنهادات بسیاری برای این کار می دهند. این موزه در مکان های مختلفی همچون کاخ نیاوران، کاخ گلستان و سعدآباد به نمایش درآمده و این پیشنهاد شده که از آنها عکاسی کنیم اما مسئله اصلی برای من این است که با این کار چه اتفاقی می افتد؟ حتی اگر بهترین کاتالوگ ها هم تولید شود مقطعی است و کاری از پیش نمی برد و تنها برای من هزینه دارد. فراموش نکنیم که این بحث شخصی نیست و پای هویت و هنر ملی ـ مذهبی در میان است.

شما در این سال ها با مشکلات بسیاری برای حفظ این آثار مواجه بودید و خواسته‌هایتان بی پاسخ مانده است؛ انتظار شما از دولت جدید چیست؟

هدف من ایجاد و راه اندازی یک دپارتمان تعزیه است که به موازات آن موزه و بحث آموزش را هم پیگیری کنیم. متاسفانه طی ۲۰ سال اخیر که این درخواست را با میراث فرهنگی و وزارت ارشاد مطرح و پیگیری کردم تاکنون به هیچ نتیجه‌ای نرسیدیم و موفقیتی نداشتیم.

من از دولت‌های قبل چیزی نخواستم، تنها توقع من این بود که فضایی را در اختیارم قرار دهند تا این ادوات را آنجا نگهداری کنیم. در طول این سال ها خیلی از افراد مسئول به منزل من آمدند و از این مجموعه بازدید کردند و وعده دادند اما رفتند و هیچ گاه هم خبری از آنها نشد. انتظارم از دولت جدید این است که فضایی به نام دپارتمان تعزیه ایجاد شود. حفظ این نسخ و البسه کمک به حفظ هنر است و شاید در دهه های آینده متوجه شویم چه گنجینه ارزشمندی داریم و ثروت بزرگی را حفظ کرده ایم. این یک موزه سیار است و باید جایگاه داشته باشد، موزه‌ای که به نام ائمه اطهار(ع) و سیدالشهداست و باید تقدسش را حفظ کنیم.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.