یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۶:۰۶

نخل ها ایستاده می میرند

«ام الشجر» در حصار مصیبت ها

نخل

خوزستان- تا بوده در تاریخ نام نخل جنوب ایران و خوزستان را به یاد می آورد درختی که محلی ها برایش احترام ویژه قائلند و آن را نماد روزی و برکت می دانند، قدیم‌تر دارندگان باغ های نخل از افراد اسم و رسم دار شهر و روستا به شمار می‌رفتند و نخلستان هویت آنها بود امروز باغ های نخل گرانتر شده و نخل ها کمیاب تر اما نخل دارها دیگر از اسم و رسم سابق را ندارند.

 قدس آنلاین- گروه استانها- طیبه قاسمی؛ با عبور از اهواز نخل های سر به فلک کشیده میان این روزهایی که آلودگی هوا کمی هم مجال نفس کشیدن به مردم اهواز داده، خودنمایی می کند، نخل هایی که شناسنامه استان است کمی جلوتر اما نخل های بی سر و سیاه تیره روزی شان را به رخ کشیده، تک نخل های محصور شده در میان زباله و نخاله نشان می دهد ساخت و ساز و شهر سازی  گردن نخل ها را نشانه رفته و تنه های "ایستاده در غبار" شان را می سوزاند.

ابومالک می‌گوید: دیگر نخلی باقی نمانده است که سبقه ای برای  صاحبش باشد نخلستان‌ها همه یا سوزانده شده اند یا با دیوارکشی ها پنهان ازدید منابع طبیعی و محیط زیست، قطع می شوند، در مسیرهای شهری نیز به جای تطابق راه و شهرسازی با درختان و استفاده بهینه از نخل ها در نقشه های شهری از بین رفته اند تا جا برای ساخت و ساز باز باشد.

و ادامه می دهد: هیچ کس هم نمی گوید نابودی آنها مشکلات لاینحلی برای شهرهای گرما زده خوزستان به بار می‌آورد، حالا که فضای سبز از دست رفته اقدام به کاشت درختان کهور و کنوکارپوس می کنند که سال‌های متوالی است بر سر مضر بودن یا نبودن آن بودجه، انرژی و روان به باد می دهند.

تغییرات شهری و روستایی کارشناسی نشده اند

مرد روستایی تاکید می کند: اگر تغییرات شهری و روستایی کارشناسی شده بودند سالها پیش پی می بردند هیچ شهر و شهرستانی بدون فضای سبز معنی ندارد و فضای سبز محلی که خواست و تدبیر خداوند بوده را حفظ ی کردند تا بودجه ها صرف عمران های دیگر شود اما دریغ...

 نخل دار باسابقه اهواز، منطقه کوت عبدالله، باغ‌های کوت سیدصالح را نشان می‌دهد و توضیح می دهد: اینجا هنوز بخش‌های زیادی از زمین ها نخلستان است، بی سر و سامانی در نخلستان ها باعث شد بسیاری از آنها توسط شهرداری‌های سابق سوزانده شوند اما محلی های «سید صالح» هنوز با چنگ و دندان از نخل ها محافظت می کنند.

یک نخلدار دیگر ادامه می‌دهد: شرایطی که بر اثر فضای اقتصادی و همکاری نکردن مسئولان به وجود آمده آزاردهنده است، آب کارون را به استان‌های دیگر می دهند و ما نخل دارها باید برای سهمیه آب مدام در جدال باشیم هرچقدر فریاد می‌زنیم درختان باقی مانده را نجات دهید گوشی بدهکار نیست.

وی با ذکر این نکته که کمتر اتفاق افتاده اقدامی در باره قطع ۴_۵ درخت انجام شود، می افزاید: به همین دلیل هم درخت ها را کم کم از بین می برند، همین چند نخلستان هم از میان برود به غیر از دست دادن نماد خوزستان این استان رو به نابودی می رود.

معامله دوسر باخت نخلداران

ابوفاضل که مشغول کندن علف های زیر درخت است اما نظر دیگری دارد به تلخی حرفهای هم روستایش را تکمیل می کند: چه فایده ای اصلاً برای ما دارد؟ خرماها که می رسند سودش برای دلال هاست آنچه یادگار سال بدو خوب باغ برای ماست، دست های پینه بسته ای که با آن نمی توانیم فرزندانمان را هم نوازش کنیم، اصلاً از نخل، شرجی، عرق ریختن و خرما پزان را ما میبریم بهترین خرما را کارخانه های صادرکننده.

او تاکید می کند: بار نخلستان ها را یکجا می خرند و خودمان باید بدترین خرما را در بازار به قیمت همان خرمای صادراتی بخریم! نام این معامله جز دو سر باخت چه میتواند باشد؟اینها را در کنار نادیده گرفتن سهمیه آب بگذارید تا اوضاع اسفناک نخل ها را بفهمید.

پیرمرد امتداد جاده ای که وسط نخل ها ایجاد شده،  حسرت زده می نگرد وادامه می‌دهد: صدام با دوجین توپ و تفنگ نتوانست خم شدن نخلها را ببیند، سوختند اما پا بر جا ماندند و دوباره رشد کردن، حالا خودمان تیشه به ریشه آنها می‌زنیم!

مرگ شور

محمود محمودیان استاد دانشگاه مهندسی هیدرولیک آب شوشتر در گفتگو با خبرنگار قدس آنلاین یکی از دلایل از دست رفتن نخلستانها را عدم رعایت حق آبه های پایین دست می داند و اذعان می کند: برای آبیاری  نخلستان ها کانال های خاکی کشیده می شود که به رودخانه وصل است زمان قدیم «مد» می شد آب سوار بر زمین و به نخلستان می رفت، در زمان جزر آب بر می گشت، این شیوه از قدیم تا به حال بوده است، آب شیرین و درصد کمی نمک به پایین دست (بهمنشیر) می‌رفت و آب دریا از آن سمت می آمد و با آن مخلوط می شد آبی متوسط از لحاظ شوری تهیه می شد که نخلستان‌ها به آن مقاوم بودند.

وی با تاسف از آلوده شدن آب کارون و نخلستان‌های خشکیده، تاکید می کند: امروز به دلیل آبیاری با آب دریا حتی کیفیت و کمیت محصولات نیز پایین آمده است.

زباله و نخاله شریک جرمند

معضل این درختان پایدار البته به سوختن و قطع شدن ختم نمی شود و ریختن زباله و نخاله در باغ های نخل مشکل دیگری است، سالها قبل خبر از تشکیل کمیسیونی در مسکن و شهرسازی داده شد تا لااقل اگر قرار است تغییر کاربری صورت گیرد فضای سبز باشد نه ساخت و ساز، متاسفانه در برقراری این کمیسیون، محیط زیست، جهاد کشاورزی، مسکن و شهرسازی و فرمانداری آنقدر تعلل کردند که نرخ مسکن ره صد ساله را طی کرد و ایستادنش بر قله آنقدر سود داشت که حتی بسیاری از باغ داران متعصب به نخل را وسوسه کند قید مشکلات ریز و درشت نخلداری را بزنند و روی قالیچه سلیمان ساخت و سازبنشینند.

حالا شهرداران مناطق مختلف قبل از هر ساخت و سازی خبر از حفظ درختان در انجام پروژه ها را در بوق می کنند چون پیشینه منطقه اند و از بین بردن آنها قانونی نیست و مجوز می خواهد اما پروژه ها تمام می شود و یک نخل در محل آن باقی نمی ماند! قانون و مجوز کاری از پیش نمیبرند تا سالهای بعد درختان کوتاه قد و آبخور کهور جای نخل های برافراشته وصبور را بگیرند.

یک نخلدار دیگر ادامه می‌دهد: شرایطی که بر اثر فضای اقتصادی و همکاری نکردن مسئولان به وجود آمده آزاردهنده است، آب کارون را به استان‌های دیگر می دهند و ما نخل دارها باید برای سهمیه آب مدام در جدال باشیم هرچقدر فریاد می‌زنیم درختان باقی مانده را نجات دهید گوشی بدهکار نیست.

وی با ذکر این نکته که کمتر اتفاق افتاده اقدامی در باره قطع ۴_۵ درخت انجام شود، می افزاید: همین چند نخلستان هم از میان برود به غیر از دست دادن نماد خوزستان این استان رو به نابودی می رود.

ابوفاضل که مشغول کندن علف های زیر درخت است اما نظر دیگری دارد به تلخی حرفهای هم روستایش را تکمیل می کند: چه فایده ای اصلاً برای ما دارد؟ خرماها که می رسند سودش برای دلال هاست آنچه یادگار سال بدو خوب باغ برای ماست، دست های پینه بسته ای که با آن نمی توانیم فرزندانمان را هم نوازش کنیم، اصلاً از نخل شرجی و عرق ریختن و خرما پزان را ما میبریم بهترین خرما را کارخانه های صادرکننده،

او تاکید می کند: بار نخلستان ها را یکجا می خرند و خودمان باید بدترین خرما را در بازار به قیمت همان خرمای صادراتی بخریم! نام این معامله جز دو سر باخت چه میتواند باشد؟

اینها را در کنار نادیده گرفتن سهمیه آب بگذارید تا اوضاع اسفناک نخل ها را بفهمید.

پیرمردی رو به من با چشمان حسرت زده، ادامه می‌دهد: صدام با دوجین توپ و تفنگ نتوانست خم شدن نخلها را ببیند، سوختند اما پا بر جا ماندند و دوباره رشد کردن، حالا خودمان تیشه به ریشه آنها می‌زنیم!

احمدرضا لاهیجان زاده، معاون محیط‌ زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط ‌زیست  کشور بعد از ابراز نگرانی از سوزاندن یا از بین بردن درختان نخل اظهار می کند: سالهاست نخلستانها علاوه بر نقش تعیین کننده در کسب ثروت و اقتصاد استان خوزستان  در معیشت مردم نیز تاثیر غیر قابل انکار دارند.

لاهیجان زاده درختان نخل را مانند سپری مقابل بادها می داند که تعدیل هوای گرم را به دنبال دارند و ادامه می دهد: هرچقدر ساخت و ساز بیشتر شود و اراضی از حالت خاک، درخت و جنگل خارج شوند، میزان تابش خورشید، بیشتر موجب بالا رفتن دمای محیط می شود و هرچه این محدوده های محیط زیستی از دست رود به همان نسبت محدوده های دمایی بالاتر می رود.

وی اضافه می کند: تولید اکسیژن و جذب دی اکسید کربن دیگر مزیت بزرگ جنگل هاست و متاسفانه این درختان را از بین می روند و بعد شهرداری با صرف هزینه های هنگفت ناچار است در محدوده شهری پارک ایجاد کند و با هزینه های بالاتر از آنها نگهداری کند.

معاون محیط‌ زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط ‌زیست  کشور با ذکر این مهم که نخلستانها ثروت ملی-استانی اند، تصریح می کند: این نعمت خدادادی از قدیم الایام بوده و بدون هزینه به ما به ارث رسیده برای نگهداری آن لازم است از تغییر کاربری اش جلوگیری کنیم، محیط زیست، جهاد کشاورزی، مسکن و شهرسازی و فرمانداری یک جلسه تشکیل دهند تا مسئله از بین رفتن نخلستان ها حل شود.

محمود محمودیان استاد دانشگاه مهندسی هیدرولیک آب شوشتر یکی از دلایل از دست رفتن نخلستانها را عدم رعایت حق آبه های پایین دست می داند و اذعان می کند: برای آبیاری  نخلستان ها کانال های خاکی کشیده می شود که به رودخانه وصل است زمان قدیم «مد» می شد آب سوار بر زمین و به نخلستان می رفت، در زمان جزر آب بر می گشت، این شیوه از قدیم تا به حال بوده است، آب شیرین و درصد کمی نمک به پایین دست (بهمنشیر) می‌رفت و آب دریا از آن سمت می آمد و با آن مخلوط می شد آبی متوسط از لحاظ شوری تهیه می شد که نخلستان‌ها به آن مقاوم بودند.

وی با تاسف از آلوده شدن آب کارون و نخلستان‌های خشکیده، تاکید می کند: امروز به دلیل آبیاری با آب دریا حتی کیفیت و کمیت محصولات نیز پایین آمده است.

معضل این درختان پایدار البته به سوختن و قطع شدن ختم نمی شود و ریختن زباله و نخاله در باغ های نخل مشکل دیگری است، سالها قبل خبر از تشکیل کمیسیونی در مسکن و شهرسازی داده شد تا لااقل اگر قرار است تغییر کاربری صورت گیرد فضای سبز باشد نه ساخت و ساز، متاسفانه در برقراری این کمیسیون، محیط زیست، جهاد کشاورزی، مسکن و شهرسازی و فرمانداری آنقدر تعلل کردند که نرخ مسکن ره صد ساله را طی کرد و ایستادنش بر قله آنقدر سود داشت که حتی بسیاری از باغ داران متعصب به نخل را وسوسه کند قید مشکلات ریز و درشت نخلداری را بزنند و روی قالیچه سلیمان ساخت و سازبنشینند.

حالا شهرداران مناطق مختلف قبل از هر ساخت و سازی خبر از حفظ درختان در انجام پروژه ها را در بوق می کنند چون پیشینه منطقه اند و از بین بردن آنها قانونی نیست و مجوز می خواهد اما پروژه ها تمام می شود و یک نخل در محل آن باقی نمی ماند! قانون و مجوز کاری از پیش نمیبرند تا سالهای بعد درختان کوتاه قد و آبخور کهور جای نخل های برافراشته وصبور را بگیرند.