سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۷

قصه خلق سرود «خمینی ای امام» از شیکاگو تا تهران

شاهنگیان

خالق سرود «خمینی ای امام» گفت: مرحوم سبزواری ۲ قطعه شعر درباره حضرت امام به من داد. اسم امام هم در یکی از آن شعرها آمده بود، من این دو تا شعر را از مرحوم سبزواری گرفتم و با هم تلفیق کردم، بخش‌هایی از یک شعر را روی شعر دیگر گذاشتم و شد سرود «خمینی ای امام».

قدس آنلاین: بی شک نمی‌توان کارکرد سرود را در پیروزی انقلاب نادیده گرفت. هنری که به واسطه آن شور حماسه و همدلی همچنان که در جمع خوانی سرود وجود دارد، در اتحاد مردمی تجلی یافت و برگی سترگ از تاریخ این سرزمین را رقم زد. حال سوال پیش می آید که این سرودها چه ویژگی هایی داشتند که به سرعت همگانی و ماندگار شدند. سرودهایی که برگرفته از نغمات و موتیف هایی بعضا ساده و بدون بهره از ابزار و آلات موسیقی، بدون تنظیم و ارکستراسیون، بدون هارمونی و کنترپوئن و فوگ، و هرآنچه در علم موسیقی است، اما به غایت بر دل نشستند، طوفان به پا کردند و مردم در بحبوحه انقلاب دسته دسته آنها را زمزمه میکردند... 

در همین خصوص بر آن شدیم تا مصادف با دوازدهم بهمن، با پیشکسوتی گفتگو کنیم که خالق یکی از ماندگارترین سرودهای انقلاب است. «حمید شاهنگیان» خالق «خمینی ای امام» از ماجرای دوران دانشجویی در شیکاگوی آمریکا تا کف خیابان انقلاب در گفتگویی نوستالژیک برایمان تعریف می کند:

شما پیش از انقلاب در شیکاگو رشته مدیریت می خواندید، در فضایی دور از بحبوحه انقلاب. چطور شد به یکباره خود را به آوردگاه انقلاب رساندید؟

*از شیکاگو تا کف خیابان های تهران

در ابتدا ایام دهه فجر و چهل و دومین سالگرد تولد انقلاب را به همه هم میهنان ارجمند به خصوص خانواده شهدا که با همه وجود چه در زمان انقلاب و چه در زمان بعد از آن، از این انقلاب با خون و جان خود دفاع کردند و تاریخ به این عزیزان مدیون و بدهکار خواهد بود. روح همه شهدا شاد.

سوال کردید که چطور از شیکاگو به آوردگاه انقلاب آمدم. من ابتدا باید برای شما و آنها که این مطلب را مطالعه خواهند کرد یک توضیحی بدهم. الزاما کسانی که بیرون از کشور هستند، بیرون از محدوده جغرافیایی هستند، بیرون از حوادث نیستند. و بخصوص گروه عظیمی از   دانشجویان ایرانی که من منظورم عمدتا دانشجویان انجمن دانشجویان مسلمان هستند چون دوسه گروه دیگر هم بودند که بعضی هایشان به نام مسلمانان بودند، بعضی هم که به منافقین مربوط بودند و عده ای هم که از چپی ها و کمونیست ها بودند و خطوط فکری متفاوتی داشتند.   من منظورم بچه مسلمان ها بود که عضو انجمن اسلامی دانشگاه شیکاگو بودند.

اینها با وجودیکه برقراری ارتباط با ایران بسیار دشوار بود، دائما در تماس بودند و ماهم که بالاخره همکاری و عضویت داشتیم در این انجمن دانشجویان مسلمان، طبیعتا از سال ۵۶ در جریان ساعت و روز حوادث انقلاب بودیم. و اینجا من لازم میدانم گرچه خیلی ها ممکن است با نظر من مخالف باشند، که از ایشان اسم برده شود ولی من به نظرم می رسد که باید حرف حق زده شود.

*انجمن اسلامی دانشجویان در آمریکا ما را در جریان انقلاب گذاشت

محور تمام این اتفاق ها و فعالیت های انجمن اسلامی دانشجویان، افرادی مثل دکتر چمران و در آمریکا دکتر یزدی که خدا هر دوی این بزرگواران را رحمت کند،   بودند و واقعا زحمتی که دکتر یزدی برای روشنگری بچه های انقلابی  مسلمان در خارج از کشور کشیدند و پدرانه همه اینها را زیر پر و بال خود می گرفت و با تشکیل کانون های مختلف در انجمن اسلامی در شهرها و ایالات مختلف آمریکا، به شدت در پرورش بچه مسلمان انقلابی موثر بود و  زحمت کشید و حالا امیدوارم که اشتباهات  یا اختلافات سیاسی بعدیش که خودش یا حزبش با مسیر اصلی انقلاب پیدا کرد، موجب نشود که فداکاری ها و تلاش ها و زحماتش در آن دوران نادیده شود چون واقعا از عدالت به دور است. همانطور که زشتی ها را باید گفت، زیبایی ها را هم باید بیان کرد. و من اصرار دارم که این وظیفه را انجام دهم. خداوند رحمتش کند و بخاطر اون تلاشهایش برای انقلاب  اجرش دهد و انشاالله اگر  تقصیر و قصوری هم داشته، خدا بخاطر آن زحماتش، از سر تقصیراتش بگذرد.   

ازینرو ما اصلا دور از انقلاب نبودیم و با همان تعلیمات و اطلاع رسانی ها و تاثیراتی که از انجمن اسلامی و  دکتر رضایی، مهندس رضایی و دکتر یزدی که سردمدار این حرکت و روشنگری و ایجاد شور انقلابی بودند، می گرفتیم، بدین سبب من  صرفا برای ورود به جرگه انقلاب به ایران بازگشتم. و با وجودیکه اصلا روحیه جنگ مسلحانه نداشتم ولی فکر می کردم که تنها راه حضور در انقلاب پیوستن به گروههای مسلح مسلمان در داخل کشور است، که خب خدا برای من به گونه ای دیگر رقم زد و جوری دیگر در خدمت انقلاب بودم.  

اولین بار چه چیزی در شما باعث شد به فکر ساخت سرود برای انقلاب بیافتید؟

*سرود باعث ماندگاری حادثه هفده شهریور شد

دلیل ریشه ای این قضیه نگاه مدیریتی من بود چون تحصیلاتم هم مدیریت است. آن روزیکه حادثه هفده شهریور اتفاق افتاد و حوادث مشابه آن هم قبلا زیاد افتاده بود، حالا با درجه ای کمتر یا بیشتر، وقتی آن اتفاق افتاد من فکر کردم که باید به لحاظ تاریخی، این حادثه ثبت شود و برای ثبتش شاید هنر بهترین مرکب باشد و در جمع هنرها از عکاسی و طراحی و نقاشی و داستان نویسی و همه، موسیقی پرواز بلندتری دارد و به همین دلیل من به فکر افتادم که به واسطه موسیقی این حادثه را مانا نگهدارم و به نظرم میرسد که بسیار تصمیم درستی بود. شاهد کلامم هم این است که گرچه حوادث مشابه شهریور بسیار اتفاق افتاده است، که بعضی جاهایش را خود من حضور داشتم و دیدم که آن حوادث چقدر مشابه حادثه هفدهم شهریور بودند، ولی فکر می کنم ماندگاری هفده شهریور را باید بیشتر از هر چیزی به سرود، «هفده شهریور» منتصب کنیم.

آن روز با این سرود سر زبان ها ماند و و مرتب تکرار شد و سالهای بعد هم برایش سالگرد گرفته شد و آن روز به عنوان یک روز ویژه و خاص در تاریخ نهضت ما باقی ماند. حال آنکه روزهای مشابهی در خود همین تهران وجود داشته تقریبا با همان حدود از شهدا و همان حدود از سطح جنایت رژیم سابق ولی آنها تقریبا از یادها رفته است. مانند کشتار سرچشمه، کشتان میدان خراسان،   کشتار شب اول محرم، اینها کشتارهای خیلی بزرگی بود که مشابه حادثه هفده شهریور بود ولی مرکب موسیقی این حادثه را به اوج برد و رفت آن بالا و کسی دستش بهش نرسید که بخواهد آن را از خاطره ها محو کند.

سرود «خمینی ای امام» نه تنها یکی از بهترین آثار شماست بلکه یکی از ماندگارترین و به جرات می توان آن را یکی از سه اثر اول انقلاب نامید. در خصوص خلق این اثر و جزئیاتش از ایده تا همفکری با شاعر و خلق این سرود برای مخاطبین توضیح بفرمایید و اینکه برای اولین بار کی و کجا پخش شد؟  دلایل ماندگاری اش چه بود و تا کنون چند بار بازخوانی شده و با ارکستراسیون های مختلف ضبط و اجرا شده. در این خصوص توضیح بفرمایید.

*سرود «خمینی ای امام» را اولین بار گروه شش نفره خودمان خواندیم

مرحوم سبزواری دو قطعه شعر درباره حضرت امام به من داد. اسم امام هم در یکی از آن شعرها آمده بود، قرار شد برای ساخت سرود روی این شعرها کار کنیم. من این دو تا شعر را از مرحوم سبزواری گرفتم و با هم تلفیق کردم، بخش‌هایی از یک شعر را روی شعر دیگر گذاشتم و شد سرود «خمینی ای امام»

سرود «خمینی ای امام» دو ویژگی خیلی خاص دارد که آن را برتر از بسیاری از آثار دیگر می کند. ویژگی اول خود حضرت امام (ره) هستند. وقتی شما راجع به انسانی با خصوصیات الهی حضرت امام صحبت می کنید خود این یک جذابیت و گیرایی خاص و منحصر به فردی دارد و باعث ماندگاریش می شود. کما اینکه سرود «الله اکبر، خمینی رهبر» هم که سال ۵۸ ساخته شد آنهم به دلایل مشابهی مانند همین سرود «خمینی ای امام» ماندگار شده است.  

برتری و ویژگی دیگری که سرود «خمینی ای امام» بر سرود «الله اکبر، خمینی رهبر» یا دیگر آثار از این دست دارد، مساله زمان تاریخی آن است. این سرود به لحاظ تاریخی در موقعیتی از تاریخ قرار گرفت که بهای فوق العاده  زیادی بهش داده شد و تاثیر خیلی زیادی هم گذاشت. به این دو دلیل به نظر من باعث ماندگاری این سرود شده است. اما نکته ای که در مورد این کار برایم جالب بود این که بسیاری از استادان موسیقی به قدری از نظر فنی و تکنیکی از این کار تعریف کرده اند که خود من باورم نمی شود چون من این تکنیک ها را بر اساس علمی بلد نبودم و تنها با احساسم و به لحاظ حسی از این تکنیک ها بهره بردم و ازینرو شاید یکی دیگر از دلایل ماندگاری این اثر نیز همین مسائل تکنیکی باشد.

خمینی‌ای امام را اولین بار، خودمان باگروه سرود شش نفره حسینیه خواندیم. مرحوم سبزواری دو قطعه شعر درباره حضرت امام به من داد. اسم امام هم در یکی از آن شعرها آمده بود، قرار شد برای ساخت سرود روی این شعرها کار کنیم. من این دو تا شعر را از مرحوم سبزواری گرفتم و با هم تلفیق کردم، بخش‌هایی از یک شعر را روی شعر دیگر گذاشتم و شد سرود «خمینی ای امام». 

در بین تمام بازسازی ها و تنظیم هایی که بعدا از این اثر صورت گرفت، من کار آقای سرآبادانی را سرآمد باقی تنظیمها و ورژن های این اثر می دانم گرچه من بیش از ۶ مورد ارنجمان(تنظیم) و سازبندی مختلف از موسیقیدانان مختلف بر روی این اثر شنیده ام.

سرود «برخیزید ای شهیدان راه خدا» دیگر اثر به غایت موفق شما بود. در مورد ایده و دلایل ساخت این اثر توضیح بفرمایید و اینکه چه عواملی در خلق آ «حضور داشتند و شرایط اولین ضبط این اثر چگونه بود. اثری که حتی به جبهه های جنگ رسید و رزمندگان را با شنیدنش قهرمانانه به خطوط دشمن می زد.

همان چند عاملی که در رابطه با خلق سرود «خمینی ای امام» گفتم وجود دار. هم  به لحاظ تاریخی، هم موقعیتی و هم به لحاظ جغرافیایی در جاییکه اجرا شد و در روزی که اجرا شد و البته خدا رحمت کند استاد «حمید سبزواری» را که متاسفانه آنچنان در محاق فراموشی فرو رفته و مطبوعات و صدا و سیمای ما اصلا اسمی از ایشان نمی آورند که گویی اصلا چنین کسی وجود نداشته است. در حالیکه من معتقدم در ارتباط با شعر و بخصوص سرود انقلاب، اگر فعالیت های تمام شاعران آن دوره را در یک کفه ترازو بگذاریم و «حمید سبزواری» را در کفه دیگر قرار دهیم، قطعا «حمید سبزواری» سنگین تر است. تاثیر وی در پیشبرد اهداف انقلاب، ارائه شعائر  مطلوب انقلاب، هیچ کسی و حتی مجموع همه شان هم به پای حمید سبزواری نمی رسید. ولی به نظر من بسیار به صورت ناجوانمردانه از دایره رسانه خارج شده و انگار نه انگار که همچون بزرگی با آنچنان خدمات عظیمی برای انقلاب  وجود داشته است.

استاد «حمید سبزواری» را که متاسفانه آنچنان در محاق فراموشی فرو رفته و مطبوعات و صدا و سیمای ما اصلا اسمی از ایشان نمی آورند که گویی اصلا چنین کسی وجود نداشته است

فرصتی شد تا از این دلگیریم از اینکه ناسپاس هستیم نسبت به افراد خدوم و فداکارمان،   که در آن شرایط سخت و طاقت فرسا در قبل و بعد از پیروزی انقلاب آن اشعار را سرود. بخصوص در اوایل انقلاب که ما هیچ امکاناتی نداشتیم ایشان به داد ما رسید بدین جهت حیفم آمد که از این عزیز نامی برده نشود. خلاصه علاوه بر عواملی که عرض کردم، روح شهدا هم در ماندگاری و موفقیت این اثر تاثیرگذار بود.    

شما بعد از انقلاب تا سال ۶۰ رئیس شورای موسیقی و شعر سازمان صدا و سیما بودید. در آن زمان رویکردتان نسبت به تولید موسیقی چگونه بود و چه آثار شاخصی در دوره شما در ساطمان خلق شد؟

*سرود «ای مجاهد ای شهید مطهر» از مرحوم راغب مورد تایید امام بود

دوران ریاست من بر شورای موسیقی و شعر سازمان صدا و سیما یکی از بحرانی ترین ایامی که بر موسیقی انقلاب گذشت  همان دو سه سال اول بود به جهت اینکه موسیقی مطرود بود از نگاه حوزه ها و وسیله ای بود در اختیار گروههای کمونیستی و مارکسیستی و منافقین که از آن سوء استفاده می کردند و ما این وسط قیچی شده و بریده می شدیم و نگهداشتن موسیقی در آن شرایط به نظر من یک شاهکار بود که خدا لطف کرد که من در آن مقطع بتوانم سهمی در خدمت درست داشته باشم. و باعث شد تصمیماتی که گرفته بودم و رویه هایی که اتخاذ کرده بودم که بیشترش در فیلم مستند خوش ساخت «بزم رزم» شرح داده شده،   ما توانستیم موسیقی را از خطر حذف کامل حفظ کنیم.  

خداوند مرحوم «احمدعلی راغب» را رحمت کند که با ساخت سرود «ای مجاهد ای شهید مطهر» در واقع یک تایید قطعی و مستقیمی ما از حضرت  امام دریافت کردیم که جبهه ما را قوی تر کرد.  البته جبهه فشار متاسفانه هنوز هم هست. یعنی در چهل و دومین سالگرد تولد انقلاب اسلامی هنوز کسانی هستند که موسیقی را به طور کامل حرام می دانند و به هر حال ما حتی توی نزدیکان خودمان هم داریم که اگر در مجلسی صدای رادیو یا تلویزیون بیاید اینها بلند می شوند و از آن مجلس می روند. چون احتمالا بنابر نظر مرجع تقلیدشان که آن را حرام می داند.

به هر حال آن فشارها تدبیر می خواست تا خنثی شود و ما در آن زمان تنها مرکزی بودیم که می توانستیم با تدبیر یا بی تدبیری نتیجه کاملا متضادی را در موسیقی حصول کنیم. من بارها گفته ام که آن نگاه حتی در خود تولید رادیو هم بود، نگاهی منجمد، خشک، نادان، که سرود «خمینی ای امام» را هم برای  سالها ممنوع الپخش اعلام کرده بودند به دلایل متحجرانه خودشان که می گفتند ایراد این سرود این است که با عبارت «ای مجاهد» شروع می شود. بعد که من با آنها کلنجار می رفتم می گفتم بروید آیات قرآن را که «فَضَّلَ اللّهُ المُجاهِدینَ...» و یا کلمات دیگری که مشتق از «مجاهدین» هست را در قرآن پیدا کنید و اگر می توانید آنها را عوض کنید! چون ظاهرا قرآن شما با قرآن حضرت رسول متفاوت است. خب ما با اینچنین گروههایی مواجه بودیم.

جشنواره موسیقی فجر در دهه شصت با عنوان جشنواره سرود و آهنگهای انقلابی و با همین ایده آغاز به کار کرد. اما امروز آنچنان اثری از ایده اصلی در این جشنواره دیده نمی شود. آیا برای بازگشت لااقل بخشی به عنوان موسیقی و سرودهای انقلابی به جشنواره موسیقی فجر اقدامی صورت گرفته است؟

در مورد جشنواره موسیقی فجر هم زیاد در جریان نیستم هم خیلی دنبال نکردم. ولی تنها در جشنواره نیست که نوع سرودهای انقلابی برایش ارزشی قائل نشده اند، الان حتی در جامعه کسی برایشان ارزشی قائل نیست. صدا و سیمای ما که  به قول حضرت امام (ره) دانشگاه عمومی است، شما ببینید برای کارهای  انقلابی یا مناسبتی، که هردو ارزش ویژه خودشان را دارند، چقدر سرمایه گذاری کرده، چقدر  برایش اهمیت دارد.   دم دستی ترین اشعار را به دم دستی ترین آهنگسازان و توسط دم دستی ترین خواننده ها می دهند اجرا کنند و فقط یک بار پخش شود که بخواهند آمارشان را با آن پر کنند و بگویند ما برای هر مناسبت تاریخی و تقویمی کاری انجام داده ایم. و این کارها انقدر کیفیتشان پایین است و در پخششان  انقدر بی وفایی می شود که حتی آنها که ذره ای کیفیت دارند، که انگار یک سیاست تعریف شده ای است که عمدا موسیقی از بین برود. حالا مثلا در سالهای ۶۷ به بعد میگفتند مردم دیگر از این ریتم های مارش گونه خسته شده اند و باید مقداری لطافت به موسیقی افزوده می شد ولی نباید ماجرای «نو که آمد به بازار کهنه میشه دل آزار» پیش می آمد.  

ولی امروزه اصلا آن بهانه های سابق وجود ندارد. جامعه انقدر مملو از انواع و اقسام موسیقی است که هرکسی هرچیزی را می تواند تنها با فشار دادن دکمه موبایل به دست بیاورد.

در مجموع به نظر من سرودها و کارهای انقلابی همچنان می توانند به عنوان بخشی از ظرفیت فرهنگی هنری کشور به عنوان آثار ملی میهنی بازتولید شده و در اختیار مردم قرار گیرند.

شما بعد از خلق آثار ماندگار اوایل انقلاب، در سنگر مدیریتی کشور خدمت کردید، اما همچنان موسیقی انقلاب یکی از دغدغه های اصلی شما بود. در مورد خلق دیگر آثارتان توضیح بفرمایید و اینکه آیا همچنان در فعالیت خلق آثار موسیقی فعالت هستید یا خیر؟

*من دغدغه انقلاب را دارم هر ایرادی ببینم بازگو می کنم

بله من همچنان دغدغه موسیقی انقلاب را دارم. علاوه بر آن دغدغه همه ارکان این انقلاب را دارم. وقتی که می بینم افراد فداکاری که برای این انقلاب زحمت کشیدند و الان کنار گذاشته شده اند و اسمی از آنها برده نمی شود. باز هم دغدغه ام را در ارتباط با مرحوم استاد «حمید سبزواری» بیان می کنم که چرا اسمی از ایشان برده نمی شود.  

من چون دغدغه انقلاب را دارم هر ایرادی که ببینم بازگو می کنم و دعا می کنم خدا من را تا آخر عمر با همین دغدغه به سوی خودش بخواند. امیدوارم ببینم روزی را که همه آرزوهایی را که داشتیم، تماما آرزوهایی که داشتیم، با آنهمه شهیدی که در راه این انقلاب و اسلام دادیم  و جانبازانمان که بخشی از وجود خود را برای انقلاب گذاشتند، جانبازهایی که هنوز پس از دهه ها در تخت بیمارستان ها هستند و اینهمه سال را با زجر و سختی گذرانده اند. ضمن اینکه آزادگان ما جزء مظلوم ترین قشری هستند که در ارتباط با آنهمه سختی و شکنجه ای که کشیدند و تحمل کردند و حقشان آنچنان که باید ادا نشده است.   

امیدوارم خداوند این توفیق را از من نگیرد و تا آخرین روز حیاتم در خدمت انقلاب باشم گرچه به شدت از نتایج حاصله ناراضی ام و اصلا خوشحال نیستم که ملت شریف ایران در این وضعیت  اقتصادی زندگی می کنند. اصلا خوشحال نیستم از اینکه لیست کسانیکه مسولیت توی این کشور داشته و دارند را اگر بخواهید به واقع نگاه کنید، در جمع آنان که اختلاص کرده اند، بسیاری از آنها را میبینی و آن عدالتی را که  باید در حقشان انجام شود، متاسفانه نشده است.

انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری فارس

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.