شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۵:۲۹

پیک نیک، بیخ گوش خطر

رقیه توسلی

تصادف

بعد از این همه سال جاده داری و اتومبیل سواری انگار هنوز نمی دانیم شرایط محل اُتراق، تنها به خوشی آب و هوا و منظره زیبا و خوشآمدی ما نیست و از مهمات توقف در یک مکان، حضور امنیت است.

سال هاست اسم دارند... حاشیه جاده! شانه خاکی!

پس گریزی نیست جز اینکه انتخاب های آگاهانه تری داشته و مثل گردشگران متمدن، مجری برخی قانون های نانوشته باشیم.

آخر پنج شنبه بازار و جمعه بازار نیست که بساط پیک نیک را هرجا که پسندیدیم، پهن کنیم... بیخ گوش خطر... وسط حادثه... حوالی عبور و مرور هزاران اتومبیل.

بعد از این همه سال جاده داری و اتومبیل سواری انگار هنوز نمی دانیم شرایط محل اُتراق، تنها به خوشی آب و هوا و منظره زیبا و خوشآمدی ما نیست و از مهمات توقف در یک مکان، حضور امنیت است.

اینکه کنار جاده و مسیرهای برون شهری نباشد... اینکه با آن انتخاب به حریم اتومبیل ها تجاوز نکرده و بهای سلامت خود را بپردازیم... که اگر حاشیه اتوبان ها، کنار و گوشه شهرها و روستاها، جای چادرزدن و اتراق و استراحت بود دیگر چه نیازی به این همه پارک و پارک جنگلی و استراحتگاه های امن؟ چه احتیاجی به تدبیر و درایت شهرداری ها برای اسکان شایسته مسافر؟

قرار نیست کس دیگری ما را نجات بدهد و به جایمان فکر کند پس به بیراهه نرویم که گاهی تصمیم نادرست، تاوان جبران ناپذیر دارد.

مثل همین سفرهای نیمه تمام... مثل اخبار تلخی که خواندن و شنیدن شان، همه مان را غمگین و مضطرب می کند و از گفته ها و ناگفته ها و نکته های زُمخت سرشار است...

مثل این خبر: « یک دستگاه اتومبیل در جاده بابل - قائم شهر از مسیر منحرف و اعضای چهارنفره خانواده ای را که در حاشیه جاده مشغول استراحت بودند، به کام مرگ کشاند.»

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.