جمعه ۲۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۷:۲۵

در گفت و گو با قدس آنلاین مطرح شد

عاشورا داستان تاریخی نیست؛عاشورا نتیجه کینه و کدورت از بعثت پیامبر است

س. عباسی

قیام عاشورا

حجت الاسلام والمسلمین محسن مهاجرنیا گفت: کسانی که از منظر نگاه الگویی و اسوه بودن به ماجرای عاشورا می نگرند، عاشورا را تنها یک واقعه که در سال 61 ه.ق. رخ داده نمی بیند، بلکه این دسته عاشورا را متصل به اولین وقایع تاریخ اسلام اعم از بعثت پیامبر اسلام، هجرت؛ رحلت پیامبر؛ وصل به جریانهای سیاسی بعد از پیامبر اکرم، جانشینی بعد از پیامبر وکلیه منازعاتی در جامعه می بینند که جریان کفر اصلا با اسلام مشکل دارد.

حجت الاسلام والمسلمین محسن مهاجر نیا پژوهشگر مسائل دینی واستاد حوزه در گفت و گو با قدس آنلاین گفت: یکی از مسائلی که در تاریخ حیات بشر همیشه تاثیر گذار و در مسیر تکامل حرکت جوامع دیده شده موضوع الگوگیری از تجربیات گذشته هاست. بشر همواره به لحاظ معرفت شناسی و تجربی نگاهی به  گذشته داشته تا از گذشته درس عبرت بگیرد. اما در خصوص ماجرای عاشورا  به دلیل ویژگی خاص عاشورا، مقوله عبرت گیری صرفا درس آموزی یا نگاهی به گذشته نیست، بلکه همه حقیقت دین و حقایق انسانی در ذیل این حادثه شکل گرفته که همراه شدن و عبرت گرفتن از آن در واقع نه یک موضوع خاص بلکه در کل سبک زندگی در عرصه های سیاسی؛ اجتماعی؛ اقتصادی و فرهنگی و کلیت دین جاری است.

وی دراین باره افزود: دو تلقی از عاشورا وجود دارد. یک تلقی آن را اتفاقی در تاریخ می داند که  در برهه ای از زمان جنگی رخ داده و دو جریان فکری با هم درگیر شده اند و قرار نیست دیگر چنین اتفاقی تکرار شود؛ چنین نگاهی به موضوع عاشورا به دنبال عبرت گیری نیست؛ بلکه عاشورا را با نگاه داستانی و توجه به  جنبه های مثبت یا منفی ارزیابی می کند.

 استاد حوزه خاطر نشان کرد: دیدگاه دیگری به قضیه عاشورا این است که این اتفاق تاریخی نیست؛ بلکه حقایق ماورای عاشورا نهفته است که نمی توان آن را صرفا یک حادثه تلقی کرد؛ این نگاه بر این موضوع تاکید دارد که همه حقیقت دین در عاشورا به نمایش گذاشته شده است و حادثه را حقیقتی بزرگ قلمداد می کند نه یک واقعیت خارجی. لذا این نگاه با کسانی که عاشورا را صرفا یک واقعه تاریخی می دانند بسیار متفاوت است چرا که حادثه کربلا را فوق یک اتفاق تاریخی می داند.

حجت الاسلام والمسلمین محسن مهاجر نیا استاد حوزه گفت: همه به مسائلی که تشکیل دهنده شاکله کربلا بوده اعم از وجود یک جریان حق طلب و عدالتخواه که عقلانیت دینی واخلاق وانسانیت را در عرصه عاشورا به نمایش گذاشته باور دارند. قطعا در طول تاریخ در این موارد بین کسی اختلاف و شبهه ای وجود نداشته است چرا که موارد یاد شده حقایق دین و انسانیت به شمار می روند که شامل زمان  نمی شوند و تمام شدنی نیستند و فرازمانی و فرامکانی هستند؛ لذا کسانی که دنبال عبرت گیری از حادثه عاشورا هستند، نگاهشان بالاتر از مورد نگری است. در حال حاضر درجهان اسلام جریان هایی که مخالف مکتب اهل بیت و موافق جریان عاشورا هستند آن را صرفا در حد یک حادثه قبول دارند و اتفاقی تاریخی قلمداد می کنند و اشتباهی را متوجه یزید می کنند بی آنکه او را حتی گناهکار بدانند؛ اما کسانی که از منظر حقایق عاشورایی به این موضوع می نگرند حادثه عاشورا را به یک فرد و جریان متصل نمی کنند بلکه آن را در دل کلیت دین و کلیت کفر در برابر هم ارزیابی می کنند.

پژوهشگر مسائل دینی بیان داشت: عده ای عاشورا را از این منظر مورد بررسی و تامل قرار می دهند که عاشورا الگوی تام و تمام و سبک زندگی در همه عرصه ها است و از آن به صورت جدی عبرت می گیرند، در حالی که آدمهای متوسط با نگاه صرفا احساساتی شان عاشورا را در یک مصیبت یا  تراژدی کاهش می دهند و فقط وقایعی چون کشتن طفل شیرخواره یا تشنگی را بیان می کنند تا احساس حزن و اندوه خود را نسبت به وقایع عاشورا نشان دهند. تمام آنچه این گروه از عاشورا درک کرده اند تاثر و شور و احساسات است و وقتی که از مجلس عزای حسینی بیرون می آیند بدون هیچ عبرت گیری به خانه باز می گردند در حالی که حفظ ظاهر کرده و لباس مشکی بر تن کرده اند.

استاد حوزه تصریح نمود: کسانی که از منظر دوم یعنی نگاه الگویی و اسوه بودن عاشورا به تعبیر خود امام حسین (ع) که خود را  اسوه والگو به جامعه معرفی می کند به ماجرای عاشورا می نگرند، عاشورا را تنها یک واقعه  در سال 61 ه.ق. رخ داده نمی بیند،  بلکه این دسته عاشورا را متصل به  اولین وقایع تاریخ اسلام اعم از بعثت پیامبر اسلام، هجرت؛ رحلت پیامبر؛ وصل به جریانهای سیاسی بعد از پیامبر اکرم، جانشینی بعد از پیامبر وکلیه منازعاتی در جامعه می بینند که جریان کفر اصلا با اسلام مشکل دارد. بی تردید عاشورا را نمی توان جدای از این موارد ارزیابی کرد چرا که جریان مهاجرین، انصار، اموی و علوی که در سقیفه بر سر جانشینی پیامبر خدا (ص) رقابت می کردند در حالی که در غدیر جانشین از سوی خداوند تعیین شده بود؛ همه وهمه در عاشورا دخیل هستند. رفتارها و فعالیتهای این جریانات سیاسی است که بیست وپنج سال باعث خانه نشینی امام علی شد و امام حسن را هشت ماه در وسط رقابت و رویارویی با معاویه خانه نشین کرد. سرریز این جریان در عاشورا به صورت عریان نشان داده شد، لذا نمی توان گفت حادثه عاشورا اتفاقی بوده که تعدادی در آن کشته شدند بلکه پشت سر عاشورا همه اسلام نهفته است.

حجت الاسلام و المسلمین محسن مهاجر نیا گفت: جریان سازیهای عنوان شده همه  و همه در دوره امام حسین (ع) وجود داشته است. چهار جریان دینی انقلابی وادامه دهندگان بعثت و غدیر درکنار امام حسین (ع) حضور دارند و جریان باند اموی، طلقا وکسانی که جنگ برامام علی تحمیل می کردند اعم از ناکثین مارقین و قاسطین و  توده جریان اجتماعی وپوپولیتسی که باند اموی با خودهمراه  کرده بود به همراه کسانی که غائبین جریان عاشورا به شمار می روند و در گوشه ای ایستادند و سکوت کردند در حالی که می دیدند جریان حق قربانی می شود؛ نشان دهنده درس گیری از عاشورا و همه افرادی است که به نوعی در رقم زدن آن موثر بوده اند؛ نشانه الگو گیری از کسانی که در تاریخ اسلام نقش داشته اند و رفتار و عملکرد آنها منجر به رویارویی خیر و شر شده است.تاریخی که کفر و اسلام در آن رو در روی هم قرار می گیرند، بنابراین همه این حقایق را باید پشت سر جریان عاشورا دید تا عبرت گرفت.

استاد حوزه در پایان خاطر نشان کرد: عبرت واژه عربی و به معنای عبوراز کنار چیزی است. وقتی عبرت می گیرید که تاریخ را بخوانید، گذشته را ببینید و به سادگی از کنار حقایق آن عبور نکنید، نگاه تعقل برانگیز و درس آموزی بر عبرت ها داشته باشیم تا حقیقت بر ما عیان شود، چرا که در عبور بی توجه از تاریخ و وقایع آن نمی توان به بینش، بصیرت و آگاهی کافی دست یافت.درس گرفتن از عاشورا به مثابه حقایق دین وحقایق انسانی و فطری است که در کلیت اسلام وجود دارد و در همه تاریخ بشر بهترین عبرت ها برای مقابله با شر و کفر، بودن دائمی درکنار خیر وحقیقت است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.