به گزارش قدس آنلاین، شبکه الجزیره در گزارشی تحلیلی به قلم «یانگ شیاوتونگ»، پژوهشگر مرکز «هورایزن اینسایتس» در بروکسل، با عنوان «آیا چین برای نجات ونزوئلا حرکت میکند؟» مینویسد: در شرایطی که ونزوئلا و ایالات متحده تا مرز جنگ پیش رفتهاند، چین از محکوم کردن آشکار اقدامات آمریکا خودداری نکرده است. از دید پکن، تشدید اقدامات واشنگتن - که شامل توقیف نفتکشهای ونزوئلایی، هدف قرار دادن قایقهای مشکوک به قاچاق مواد مخدر و اعمال محاصره دریایی در سواحل ونزوئلا میشود - نمونه کلاسیک «یکجانبهگرایی» آمریکا، نقض حاکمیت کشوری دیگر و تعرضی آشکار به منشور ملل متحد است.
در تماس تلفنی وزیر خارجه چین، «وانگ یی»، با همتای ونزوئلایی خود در ۱۷ دسامبر، وی آنچه را «قلدری یکجانبه» از سوی ایالات متحده خواند رد کرد و بر «حق ونزوئلا در دفاع از حاکمیت و کرامت ملیاش» تأکید نمود.
حمایت لفظی بدون پشتیبانی ملموس
با این حال، علیرغم این موضعگیری سختی خطابی، پکن هیچ حمایت ملموسی از کاراکاس ارائه نداده است. این موضوع هم احتیاط چین را برای نیفتادن در تلهای ژئوپلیتیک نشان میدهد و هم همزمان محدودیتهای نفوذ آن در آمریکای لاتین را عیان میسازد.
این تحلیل با اشاره به بیش از دو دهه تلاش چین برای گسترش روابط اقتصادی خود با کشورهای آمریکای لاتین میافزاید: در نتیجه، پکن اکنون بزرگترین شریک تجاری کشورهای آمریکای جنوبی است و همچنین رتبه دوم مبادلات تجاری را با مکزیک، به عنوان یکی از نزدیکترین متحدان ایالات متحده در منطقه، دارا میباشد.
این تعامل عمیق چین ناشی از درجه بالایی از وابستگی متقابل اقتصادی است. کالاهای کشاورزی، به ویژه سویا از برزیل، آرژانتین و اروگوئه، به تقویت امنیت غذایی چین کمک کردهاند. در مقابل، مواد معدنی مانند کربنات لیتیوم استخراج شده از شیلی، آرژانتین و بولیوی به عناصر ضروری برای صنعت رو به رشد خودروهای الکتریکی چین تبدیل شدهاند. صادرات خودروهای برقی چین به آمریکای لاتین نیز در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است.
این منطقه همچنین نه تنها مشکل ظرفیت مازاد تولید چین را کاهش داده، بلکه بازاری برای فناوری ارتباطاتی چین، مانند تجهیزات شبکه ۵G هوآوی - که همواره در کشورهای غربی با رد مواجه شده - فراهم کرده است.
واکنش واشنگتن و حفظ دست برتر
از آنجایی که ایالات متحده به طور سنتی آمریکای لاتین را حیات خلوت نفوذ خود میداند، رشد نفوذ چین در منطقه را با شک و خصومت فزایندهای پذیرفته است. برای مثال، در فوریه گذشته، وزیر خارجه آمریکا «مارکو روبیو» - که مواضع سرسختانهای علیه چین دارد - یک کارزار دیپلماتیک گسترده در منطقه راه انداخت و اعلام کرد که برای «مقابله با نفوذ حزب کمونیست چین در نیمکره غربی» آمده است.
اگرچه واشنگتن نتوانسته یک جایگزین اقتصادی جذاب برای همکاری با چین ارائه دهد و به جای آن سیاست فشار از طریق تعرفهها را انتخاب کرده، اما همچنان در نبرد نفوذ دست برتر را حفظ میکند. به عنوان نمونه، آمریکای لاتین هنوز آخرین سنگر دیپلماتیک حامی تایوان محسوب میشود، جایی که هفت کشور منطقه روابط دیپلماتیک رسمی با تایپه به جای پکن حفظ کردهاند. پیروزی اخیر نامزد محافظهکار مورد حمایت ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری هندوراس که قول قطع روابط با چین و ازسرگیری روابط رسمی با تایوان را داده بود، یک پیروزی سیاسی برای واشنگتن محسوب میشود. تحت فشار دولت ترامپ، چندین کشور لاتین نیز موافقت کردهاند روابط اقتصادی خود با چین را محدود کنند.
ونزوئلا؛ آزمایشی برای نفوذ چین
در مورد ونزوئلا، این تحلیل مینویسد: فشار آمریکا کمتر به قدرت روابط آن با چین مرتبط است و بیشتر به سیاستهای داخلی واشنگتن مربوط میشود. با این حال، هرگونه تغییر در نظام ونزوئلایی تأثیرات منفی بر منافع چین خواهد داشت. چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت خام ونزوئلا، منفعتی مستقیم در حفظ صلح و ثبات در این کشور دارد. اگرچه چین وابستگی حیاتی به نفت ونزوئلا ندارد و این کشور در میان ده تامینکننده بزرگ نفت به چین جای ندارد، اما اعتراض آمریکا به نفتکشهای ونزوئلایی، استراتژی انرژی چین را که بر تنوع بخشیدن به منابع تامین و پرهیز از وابستگی بیش از حد به هر یک است، تضعیف میکند.
دکترین مونروی جدید یا تله ژئوپلیتیک؟
چین تنش در ونزوئلا را نه تنها از منظر منافع اقتصادی، بلکه از زوایای ژئوپلیتیک گستردهتر و مرتبط با الگوی ایالات متحده در اعمال نفوذ جهانی مینگرد. سند جدید «استراتژی امنیت ملی» دولت ترامپ بر بازگشت به اصول «دکترین مونرو» تاکید کرده که هدف آن جلوگیری از هرگونه مداخله خارجی در قاره آمریکا است که منافع ایالات متحده را تهدید کند. این سند همزمان با تشدید تنش با ونزوئلا، سیگنالهای متناقضی به پکن فرستاده است. از یک سو، به نظر میرسد آمریکا از اهمیت رقابت با چین میکاهد و در عوض بر تحکیم سلطه خود در نیمکره غربی تمرکز میکند. اما از سوی دیگر، واشنگتن هیچ گام عملی برای کاهش درگیری خود در منطقه آسیا برداشته است.
پکن از این میترسد که واشنگتن سعی در فریب آن با سخنانی حاکی از یک تغییر استراتژیک واهی دارد تا چین را در حالت اطمینان کاذب قرار دهد. در واکنش، چین یک سند سیاستی ویژه برای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب منتشر کرده که به نظر میرسد پاسخی مستقیم به تحولات اخیر و بازتابدهنده تلاش پکن برای انتقال تقابل به «حیاط خلوت» ایالات متحده باشد.
چشمانداز: عدم مداخله و افشای محدودیتها
اما سیاستهای اعلام شده در این سند از همان نقاط ضعف همیشگی سیاست خارجی چین رنج میبرد: حمایتهایی بیشتر نمادین تا عملی. در این چارچوب و با در نظر گرفتن اهمیت اقتصادی محدود ونزوئلا برای چین و فاصله جغرافیایی زیاد آن، به نظر نمیرسد پکن مایل به تخصیص هیچ منابع واقعی برای دفاع از این کشور لاتین باشد.
در صورت وقوع حمله آمریکا به ونزوئلا، احتمالاً چین از این رویداد برای ترویج دیدگاه خود درباره جهان چندقطبی استفاده کرده و خود را مدافع حقوق بینالملل و منشور ملل متحد معرفی خواهد کرد. اگرچه ممکن است درگیری واشنگتن در یک جنگ طولانی را به نفع خود ببیند، اما مطمئناً برای نجات ونزوئلا مداخله نخواهد کرد. با این حال، سرنگونی دولت ونزوئلا توسط آمریکا، محدودیت قدرت چین در منطقه را آشکار کرده و بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین را وادار میکند تا در مورد سودمندی همراهی با پکن، در شرایطی که ایالات متحده تهاجمی بسیار نزدیک است، تجدیدنظر کنند.




نظر شما