ما از این ناآرامیها کم ندیدهایم. نسل ما از اعتراضات ۷۱ مشهد تا حوادث سال ۱۳۸۸ و سپس از اتفاقات ۹۶ تا ۹۸ و ۱۴۰۱، دیدهایم؛ روزهایی که با همه تلخیاش تمام شده و مردم به روال عادی زندگیشان برگشتهاند. صد البته زخم این اتفاقات بر پیکره میهن باقی میماند. آنچه موجب اعتراضها شده، از فشارهای اقتصادی تا احساس تبعیض، بیش از هر چیز تلخ است؛ اینکه بخشی از جامعه احساس میکند باید اعتراض خود را نسبت به وضعیت فعلی کف خیابان فریاد بزند، واقعیتی تلخ اما درسآموز است. در این وقایع تلخیهای زیادی دیده میشود؛ از مردمی که در کف خیابان بحق معترضاند، تا افرادی که با دشمنان این ملت همراه میشوند و اعتراض را به آتش زدن، شکستن و سلاح کشیدن سوق میدهند و افرادی که در قالب نیروهای حافظ امنیت و نظم، هدف حملات وحشیانه نه معترضان که اغتشاشگران قرار میگیرند و جان خود را در این راه از دست میدهند. به جز اینها بخش بسیار بزرگتر جامعه که معترضاند، اما به خیابان نمیآیند را نیز باید دید. اینها میدانند اعتراض کف خیابانی علاوه بر اینکه نتیجهبخش نیست، میتواند مقدمه ورود آشوبگران و ویرانیطلبان و تخریب کشور شود.
پس در حقیقت ما با چند دسته مواجهیم؛ نخست، بخش زیادی از جامعه که از شرایط ناراضیاند و با وجود تحلیل متفاوت از چرایی وجود مشکلات و مقصران آن، حضور در کف خیابان را اثرگذار نمیدانند. دوم، بخشی از جامعه که احساس میکنند اعتراض را باید در خیابان فریاد بزنند تا شنیده شود و اثر بگذارد. سوم، افرادی که برای خرابکاری و ویرانگری مأموریت دارند.
نکته مهم این است که بخش نخست را باید دید. بخشی که ممکن است درباره نظام و اجزای آن تفاوت دیدگاه جدی هم داشته باشند. ممکن است سلیقه سیاسی آنها با هم متفاوت باشد اما آوار تورم و مشکلات اقتصادی بر سر همه آنها یکسان میریزد. اینجاست که باید گفت همه ما در برابر فشاری که تورم، مشکلات اقتصادی، تبعیضها و سوءاستفادهها به سرمان آورده است، کم و بیش آسیب دیدهایم اما برخی از همین افراد ترجیح میدهند نه تنها با اعتراضات خیابانی همراهی نکنند که حتی در قالب نیروی بسیجی گوش به فرمان مواجهه با تخریبها و آشوبها باشند.
در حقیقت صف معترضان خیابانی، معترضان غیرخیابانی و معترضانی که از اصل نظام حفاظت میکنند، یکی است و همه به یک نسبت از سختیها و ناراستیهای داخل دستگاههای حکومتی زیان دیدهاند اما تعریف متفاوتی از ریشه و چرایی شکلگیری مشکلات و نحوه مواجهه با آن دارند، اینجاست که ضرورت وحدت در برابر گروهی که حتی قائل به اعتراض خیابانی نیست بلکه در پی آتش زدن، شکستن، غارت کردن و ناامن کردن هستند، احساس میشود. همین مسئله را در جنگ ۱۲روزه نیز دیدیم که حتی افرادی که به حکم دادگاههای جمهوری اسلامی، به زندان رفته بودند و اکنون نیز خارج از کشور هستند و سالهاست منتقد بعضاً غیرمنصف نظام بودهاند در برابر دژخیم کودککشی چون نتانیاهو موضع میگیرند و ترجیح میدهند طرفدار این نظام یا مخالف و منتقد به آن باشند اما ایرانی باشند و مزدور و سگ دستآموز رژیم صهیونیستی نباشند.
جنگ ۱۲روزه برای بسیاری از حزباللهیها درسآموز بود تا بدانند دشمن این مملکت لزوماً حتی آن که صریح علیه نظام موضع انتقادی میگیرد، نیست، بلکه کسی است که در جنگ مزدور دشمن میشود، کوکتل مولوتوف درست میکند، اموال عمومی را به آتش میکشد و برای خوشایند ترامپ دم تکان میدهد. اینجاست که حتی حزباللهیها و طرفداران غیرتمند نظام جمهوری اسلامی باید حتی معترضی که به دلیل گرانی و مشکلات اقتصادی و احساس تبعیض به خیابان آمده را دشمن نپندارد و با او همدردی کند. وحدت ملی همین است که هر کسی در زمان فتنه و آشوب اصل ایران یکپارچه را قبول داشت و با دشمن خارجنشین این مرز و بوم و مزدور داخلیاش که ویران میکند، مرزبندی داشت، یکی از ماست که باید با او متحد شویم.
۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۴
کد مطلب: ۱۱۲۲۹۹۶
ما از این ناآرامیها کم ندیدهایم. نسل ما از اعتراضات ۷۱ مشهد تا حوادث سال ۱۳۸۸ و سپس از اتفاقات ۹۶ تا ۹۸ و ۱۴۰۱، دیدهایم؛ روزهایی که با همه تلخیاش تمام شده و مردم به روال عادی زندگیشان برگشتهاند.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس



نظر شما