اظهارات زلنسکی درباره «پایان حکومت ایران» و پاسخ تند وزیر خارجه اگر در سطح ادبیات سیاسی متوقف بماند، ممکن است صرفاً یک جدال لفظی دیپلماتیک تلقی شود، اما در سطح تحلیل روابط بینالملل، این نوع موضعگیریها بازتابی از منطق عمیقتری در ساختار نظام بینالملل است؛ منطقی که رفتار دولتها را نه بر اساس احساسات، بلکه بر اساس جایگاه، امنیت و موازنه قدرت توضیح میدهد. در نظام بینالملل، مرجعی بالاتر از دولت وجود ندارد که امنیت کشورش را تضمین کند. هر دولت ناگزیر است خود مسئول بقای خویش باشد. در چنین محیطی، بازیگران سیاسی جهان بیش از آنکه به هنجارهای اخلاقی یا ادبیات آرمانی تکیه کنند، به محاسبه قدرت، تهدید و فرصت میاندیشند. بنابراین وقتی رئیسجمهور اوکراین علیه ساختار سیاسی ایران موضعگیری میکند، این سخن را باید در چارچوب موقعیت امنیتی و نیازهای راهبردی کییف فهم کرد، نه صرفاً در قالب موضعگیری ایدئولوژیک.
اوکراین در میانه جنگی فرسایشی با روسیه قرار دارد؛ جنگی که بقای سرزمینی و سیاسی این کشور را به چالش کشیده است. در چنین شرایطی، سیاست خارجی اوکراین بهشدت به حمایتهای نظامی، مالی و سیاسی غرب وابسته است. هر موضعگیری در قبال بازیگران دیگر، بخشی از پیامرسانی راهبردی به متحدان غربی نیز محسوب میشود. وقتی کییف، تهران را در کنار مسکو قرار میدهد، در واقع در حال تقویت تصویری از یک «محور تهدید» است که باید مهار شود. این تصویرسازی میتواند در بسیج حمایت بیشتر غرب مؤثر باشد.
از سوی دیگر، برای ایران نیز این موضعگیری صرفاً یک اظهارنظر رسانهای نیست. هر سخنی که مشروعیت ساختار سیاسی یک کشور را هدف قرار دهد، در ادبیات امنیتی بهعنوان تهدیدی علیه ثبات داخلی تلقی میشود. در محیطی که رقابت قدرتهای بزرگ شدت یافته و منطقه غرب آسیا نیز دچار بیثباتیهای مزمن است، هر گونه سخن از «پایان حکومت» میتواند در تهران بهمثابه امتداد جنگ روایتها و فشارهای ژئوپلیتیک تعبیر شود. پاسخ تند عراقچی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است: بازدارندگی کلامی برای جلوگیری از عادیسازی چنین ادبیاتی. در واقع، در ساختار کنونی نظام جهانی، واژهها نیز ابزار قدرتاند. ادبیات سیاسی بخشی از جنگ نرم و مکمل رقابت سخت است. وقتی یک بازیگر در سطح رئیسجمهور از تغییر ساختار سیاسی کشور دیگر سخن میگوید، این پیام صرفاً برای مخاطب داخلی نیست؛ بلکه برای سایر بازیگران نیز سیگنال ارسال میکند. این سیگنال میتواند به معنای همراستایی کامل با بلوک خاصی از قدرتهای جهانی باشد.
از منظر موازنه قوا، جنگ اوکراین شکافهای ژئوپلیتیکی را عمیقتر کرده است. کشورها ناگزیرند جایگاه خود را نسبت به این شکاف تعریف کنند. ایران بهدلیل روابطش با روسیه، در نگاه کییف بخشی از محیط تهدید تلقی میشود. در مقابل، تهران نیز تحولات اوکراین را صرفاً یک بحران منطقهای نمیبیند، بلکه آن را بخشی از رقابت بزرگتر میان قدرتهای جهانی میداند. بنابراین تقابل لفظی اخیر را باید در متن این صفبندی کلان تحلیل کرد.
نکته مهم این است که در چنین ساختاری، دولتها بیش از آنکه به تغییر رفتار دیگران امیدوار باشند، به ارسال پیام بازدارنده میاندیشند. پاسخ ایران نیز در همین چارچوب قرار میگیرد: نشان دادن اینکه ورود به ادبیات تغییر رژیم، بیپاسخ نخواهد ماند. این نوع واکنشها معمولاً با هدف حفظ اعتبار و جلوگیری از برداشت ضعف صورت میگیرد؛
اوکراین در شرایط جنگی نیازمند حفظ روحیه و تثبیت تصویر «مبارزه با محورهای حامی روسیه» است. ایران نیز در شرایط فشارهای خارجی، نیازمند نمایش قاطعیت در برابر هر گونه تهدید کلامی است. در نهایت، آنچه در این تقابل لفظی مشاهده میشود، بازتابی از یک واقعیت ساختاری است: دولتها در پی بقا هستند و در مسیر بقا، ناچار به تعریف دوستان و دشمنان میشوند. در چنین محیطی، سخنان تند نه از سر احساس، بلکه از دل محاسبه برمیخیزد.
فهم این منطق، کمک میکند تا از سطح هیجانی ماجرا عبور کنیم و آن را در چارچوب رقابت قدرتها و منطق امنیتی نظام بینالملل ببینیم؛ جایی که واژهها نیز بخشی از موازنهاند و هر جمله، حامل پیامی فراتر از ظاهر خود است.
۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۰۲
کد مطلب: ۱۱۲۵۷۹۰
اظهارات زلنسکی درباره «پایان حکومت ایران» و پاسخ تند وزیر خارجه اگر در سطح ادبیات سیاسی متوقف بماند، ممکن است صرفاً یک جدال لفظی دیپلماتیک تلقی شود.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس



نظر شما