به گزارش قدس آنلاین، زهرا رشیدی درباره ایده شکلگیری نمایش «زخم تاماهاک»، اظهار کرد: کانون فارابی هر سال همزمان با ایام شهادت حضرت رقیه(س) یک نمایش آیینی روی صحنه میبرد و امسال نیز قصد داشتیم این سنت را ادامه دهیم، اما با توجه به سال سخت و اندوهباری که پشت سر گذاشتیم و همچنین شهادت دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب، تصمیم گرفتیم اثری متفاوت تولید کنیم.
وی ادامه داد: در همین راستا مقرر شد داستان حضرت رقیه(س) با روایت کودکان میناب درهم آمیخته شود. برای این منظور با افراد مختلف درباره حادثه میناب و کودکان این واقعه گفتوگو انجام شد و روایتهایی مانند زنده ماندن «حلما» دختر ۱۸ ماهه از زیر آوار و همچنین ماجرای شهید محمدطاها جعفری که پیکرش پس از ۳۰ روز پیدا شد، بیش از همه توجه ما را جلب کرد. همین اتفاقها زمینه شکلگیری این نمایش را فراهم کرد.
این کارگردان تئاتر درباره داستان نمایش توضیح داد: داستان درباره دو دانشجو است که برای تکمیل یک پادکست راهی میناب میشوند. یکی از این دانشجویان در رؤیای خود با شهید محمدطاها روبهرو میشود و میان آنها گفتوگویی شکل میگیرد. محمدطاها در جستوجوی دختربچهای به نام حلماست، کودکی که از زیر آوار جنگ زنده بیرون آمده است. در پایان نمایش، به واسطه حضرت رقیه(س)، حلما به زندگی بازمیگردد و همزمان پیکر محمدطاها نیز پس از ۳۰ روز پیدا میشود.
رشیدی با اشاره به روند انتخاب بازیگران، بیان کرد: تمامی بازیگران از میان دانشآموزانی انتخاب شدند که در پروژههای قبلی مانند نمایش «سرگذشت»، «دختر آفتاب» و همچنین کلاسهای بازیگری این مجموعه حضور داشتند. انتخاب آنها بر اساس توانایی، استعداد، علاقه و با همفکری تیم تولید شامل تهیهکننده، نویسنده و کارگردان انجام شد.
وی درباره دشواریهای تولید این اثر خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین چالشهای ما، تعداد محدود شخصیتها و پیچیدگی نقشها بود. بازیگران نمایش همگی سن کمی داشتند و اجرای شخصیتهایی با ابعاد عمیق برای آنها آسان نبود، اما با هفتهها تمرین فشرده توانستیم به نتیجه مطلوب برسیم.
این کارگردان تئاتر ادامه داد: تنها دو روز پیش از اجرا، به دلیل محدودیتهای فنی، نبود امکانات و مسائل مالی، ناچار شدیم بخش عمدهای از طراحی اجرایی و میزانسنها را تغییر دهیم و در مدت یک روز، طراحی جدیدی برای اجرا انجام دهیم. علاوه بر این، اجرای نمایش در شرایط خاص امسال و همزمانی آن با فضای جنگ، خود چالش دیگری برای گروه بود.
رشیدی درباره بازخورد مخاطبان، اضافه کرد: با وجود اینکه این اثر نسبت به نمایشهای سالهای گذشته ساختار متفاوتی داشت، مخاطبان ارتباط بسیار خوبی با آن برقرار کردند. تماشاگران با داستان حلما و محمدطاها همدلی کردند و بسیاری از آنها برای نخستینبار با این روایتها آشنا شدند.
وی درباره نقش عناصر بصری و فنی نمایش، خاطرنشان کرد: طراحی صحنه، نور، موسیقی و لباس در این اثر کاملاً به هم وابسته هستند. از آنجا که نمایش دارای فضاهای مختلفی مانند رؤیا، تعزیهخوانی و واقعیت است، تفکیک این فضاها با کمک نور و موسیقی انجام میشود. همچنین به دلیل استفاده از سایهبازی، نورپردازی اهمیت ویژهای داشت و موسیقی نیز در فضاسازی و انتقال احساسات نقش مؤثری ایفا کرد. طراحی لباسها نیز متناسب با شخصیتها انجام شده و در کنار سایر عناصر به شکلگیری فضای نمایش کمک کرده است.
این کارگردان تئاتر با اشاره به نقش هنر در شرایط امروز جامعه، تصریح کرد: تئاتر موجب آگاهی مردم میشود و آنها را به اندیشیدن عمیقتر درباره جهان و اتفاقات پیرامونشان دعوت میکند. به اعتقاد من رسالت تئاتر این نیست که انسانها را یکشبه تغییر دهد، بلکه اگر یک اثر نمایشی با کیفیت و صادقانه اجرا شود، بهتدریج در روح و جان مخاطب نفوذ میکند و پیام و تأثیر خود را در طول زمان بر جای میگذارد. از همین رو هنر میتواند در افزایش تابآوری اجتماعی، همدلی و تقویت انسجام جامعه نقشی مؤثر و ماندگار ایفا کند.




نظر شما