تحولات منطقه

وحید آقاپور از جمله بازیگرانی است که مسیرش را از تئاتر آغاز کرده و در سال‌های فعالیتش، حضور در سینما، تلویزیون و نمایش خانگی را نیز تجربه کرده است.

آرزو دارم فرهنگ، به دغدغه روزمره مردم تبدیل شود / تئاتر، تفریحی لوکس نیست / چهره‌محوری؛ مهم‌ترین آفت تئاتر
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

وحید آقاپور از جمله بازیگرانی است که مسیرش را از تئاتر آغاز کرده و در سال‌های فعالیتش، حضور در سینما، تلویزیون و نمایش خانگی را نیز تجربه کرده است. او در آثاری چون «چک برگشتی»، «لحظه گرگ و میش»، «شرایط خاص» و «موقعیت مهدی» بازی کرده، اما برای بسیاری از مخاطبان، نامش بیش از هر چیز با «ممیزی» گره خورده است؛ مجموعه‌ای که با زبان طنز به موضوع ممیزی در آثار هنری پرداخت و آقاپور را با چهره‌ای متفاوت به مخاطبان معرفی کرد.
با این حال، تئاتر همچنان بخش مهمی از نسبت او با بازیگری است؛ همان جایی که به گفته خودش، بیش از سینما، تلویزیون و پلتفرم‌ها از بازی ‌کردن در آن لذت می‌برد. این روزها آقاپور با نمایش «روزهای بی‌باران» در مشهد روی صحنه بود؛ نمایشی که بهانه‌ای شد تا گفت‌وگو را از یک نقش و یک اجرا آغاز کنیم و به وضعیت امروز تئاتر، دشواری‌های اقتصادی این عرصه، چهره‌محوری، کیفیت نمایش‌نامه‌ها و نسبت مخاطب با فرهنگ برسیم.

چه چیزی در «روزهای بی‌باران» شما را بیش از هر چیز به پذیرفتن این نقش ترغیب کرد؟

چون نمایش‌نامه اثر، جذاب، تأثیرگذار و بسیار ملموس بود. نکته دوم، نقش پوریا بود که به من پیشنهاد شد. این نقش، نقشی تأثیرگذار است؛ شخصیتی که ابعاد مختلف آن به‌خوبی در نمایش‌نامه پرداخت شده است. تصور می‌کنم تقریباً هر بازیگری علاقه‌مند باشد چنین نقشی را تجربه کند. این دو دلیل موجب شد به این نمایش بپیوندم.
در نمایش ما، کاراکتر پوریا در برابر یک انتخاب اساسی قرار می‌گیرد؛ انتخابی که در حقیقت تعیین‌کننده مسیر ادامه زندگی او است.
اگر مخاطب بتواند خود را در موقعیت این انتخاب قرار دهد و درباره آن بیندیشد، نمایش در برقراری ارتباط با مخاطب و انتقال آنچه مدنظر داشته، موفق عمل کرده است.

اگر بخواهید میان تئاتر، سینما، تلویزیون و پلتفرم‌های نمایش، بر اساس تجربه و سلیقه شخصی خود انتخاب کنید، کدام مدیوم برای شما جذابیت بیشتری دارد؟

اگر بخواهم از منظر لذت و تجربه شخصی صحبت کنم، تئاتر برای من لذت‌بخش‌تر از سینما، تلویزیون و پلتفرم است.
با این حال، از آنجا که به اعتقاد من یکی از معیارهای یک بازیگر موفق، توانایی حضور مؤثر و موفق در گونه‌های مختلف است، ترجیح می‌دهم بیش از آنکه مدیوم را ملاک انتخاب قرار دهم، کیفیت متن را در نظر بگیرم و در متنی خوب و ارزشمند بازی کنم؛ چه این متن متعلق به تئاتر باشد، چه سینما، چه تلویزیون یا پلتفرم.

آیا فعالیت در تئاتر برای شما، به‌عنوان یک بازیگر، انتخابی منطقی است؟ وضعیت دستمزدها در این عرصه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اجازه بدهید کمی دقیق‌تر پاسخ بدهم. نخست اینکه می‌توانیم بگوییم قیمت بلیت تئاتر همپای تورمی که در کشور وجود دارد، افزایش پیدا نکرده است. اساساً قیمت محصولات فرهنگی نمی‌تواند همپای تورم پیش برود. حتی کتاب نیز با وجود اینکه مردم می‌گویند گران شده، به اندازه نرخ تورم افزایش قیمت نداشته است. این مسئله موجب شده وضعیت اقتصادی افرادی که در تئاتر فعالیت می‌کنند، نسبت به ۱۰سال گذشته، به‌تدریج دشوارتر شود. واقعیت این است که اگر بخواهم با نهایت تلخی صحبت کنم، زندگی شخص من، اگر صرفاً به تئاتر می‌پرداختم، با درآمد حاصل از این هنر نمی‌گذشت. به همین دلیل، من و کسانی ‌که پایگاه اصلی فعالیتشان تئاتر بوده است، ناچار می‌شویم سالی یک یا دو بار به تئاتر بازگردیم؛ بیشتر برای اینکه حال خودمان را خوب کنیم چون انگیزه مالی در تئاتر چندان معنای پررنگی ندارد.

مهم‌ترین چالش امروز تئاتر چیست؛ اقتصاد یا سیاست‌گذاری و کمبود حمایت‌های فرهنگی؟

مشکلات تئاتر امروز ما، حاصل مجموعه‌ای از عوامل مختلف است. یکی از مهم‌ترین آن‌ها، مسئله اقتصاد است که به کلیت اقتصاد نابسامان کشور بازمی‌گردد. نکته دیگر، بودجه دولتی تئاتر است. با وجود اینکه تعداد اندکی از تئاترها اساساً در دسته تئاترهای دولتی قرار می‌گیرند، همان تعداد معدود نیز سهم بسیار اندکی از بودجه دولتی دریافت می‌کنند. به‌ طور کلی، همه کسب‌وکارها به هر حال تحت تأثیر شرایط اقتصادی قرار گرفته‌اند؛ از سوی دیگر، بخش دولتی نیز تنها تعداد معدودی از تئاترها را پوشش می‌دهد و همان تعداد اندک نیز مبلغ ناچیزی را به‌عنوان کمک‌هزینه دریافت می‌کنند. مسئله دیگر، کمبود نمایش‌نامه‌های خوب است. واقعیت این است که نمایش‌نامه خوب در تئاتر ما کم نوشته می‌شود. تعداد نمایش‌نامه‌نویسانی که آثارشان در اجرا بتواند مخاطب را با خود همراه کند، چندان زیاد نیستند.

آیا با این دیدگاه که تئاتر در شرایط امروز به یک کالای لوکس تبدیل شده است، موافقید؟

من واژه «لوکس» را برای تئاتر به کار نمی‌برم و ترجیح می‌دهم از تعبیر «خاص» استفاده کنم. به نظر من، «لوکس» الزاماً تعریفی است که با جنبه مالی و اقتصادی یک موضوع ارتباط پیدا می‌کند. امروز قیمت متوسط بلیت تئاتر، برای مثال از حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان آغاز می‌شود. با این میزان هزینه، شاید بتوان دو تا ساندویچ خرید؛ بنابراین اگر بخواهیم از این منظر نگاه کنیم، ساندویچ هم می‌تواند در دسته کالاهای لوکس قرار بگیرد. از سوی دیگر، قیمت بلیت تئاتر را نمی‌توان لزوماً با قیمت کنسرت مقایسه کرد. با این حال، اگر تئاتر را در قالب یک تفریح تعریف کنیم، می‌توان گفت تفریحی خاص است؛ یعنی گروهی از افراد، به‌طور مشخص، تئاتر را انتخاب می‌کنند و ترجیح می‌دهند بخشی از اوقات فراغت خود را به تماشای تئاتر اختصاص دهند.

به نظر می‌رسد تئاتر امروز بیش از گذشته به سمت چهره‌محوری رفته و گاهی محتوا برای جذب مخاطب و فروش بیشتر به حاشیه می‌رود. این روند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این هم به نظر من یکی از آفت‌های تئاتر است که شاید از اواخر دهه ۸۰ آغاز شد. برخی از تئاترها برای اینکه از نظر مالی بتوانند موفق باشند یا مخاطبان بیشتری را با خود همراه کنند، به استفاده از چهره‌ها روی آوردند و از آن‌ها دعوت کردند. اگر تنها تمهید یک نمایش برای جذب مخاطب، دعوت از چهره‌ها باشد، اتفاق مطلوبی نیست؛ اما اگر نمایش‌نامه واقعاً خوب باشد و آن چهره نیز، فارغ از شناخته ‌شدن، در جایگاه و حضور درستی قرار گرفته باشد، ایرادی ندارد. آنچه مطلوب نیست، رویکرد تک‌ساحتی به این ماجراست؛ اینکه صرفاً چهره‌ بودن، به‌عنوان مهم‌ترین یا تنها عامل موفقیت یک اثر در نظر گرفته شود.

آیا تئاتر در وهله نخست باید سرگرم‌کننده باشد یا می‌توان انتظار داشت در کنار سرگرمی، پیام و اندیشه‌ای نیز به مخاطب منتقل کند؟

نخستین کارکرد تئاتر، سینما و تلویزیون، سرگرم‌ کردن مخاطب است. اساساً اگر یک تئاتر یا فیلم نتواند مخاطب را سرگرم کند، نمی‌توان آن را اثری موفق دانست؛ اثر باید بتواند مخاطب را با خود همراه کند و برای او جذابیت داشته باشد. در کنار این سرگرمی، اگر اثر بتواند جهان‌بینی و اندیشه نویسنده را نیز به‌خوبی منتقل کند، یا از طریق همین سرگرمی، مخاطب را اندکی به فکر وادارد، در ذهن او پرسش ایجاد کند و زمینه‌ای برای تأمل و تعمق فراهم آورد، آن اثر به‌مراتب ارزشمندتر خواهد بود. اگر تئاتری حتی والاترین پیام را در خود داشته باشد و نتواند مخاطب را سرگرم کرده و با خود همراه کند، اثر موفقی نیست و نمی‌تواند در برقراری ارتباط با مخاطب به نتیجه مطلوب برسد.

این روزها چه پروژه‌هایی را در دست دارید و مخاطبان در آینده نزدیک شاهد کدام آثار شما خواهند بود؟

سال گذشته نمایشی با عنوان «در همسایگی تزارها» را به کارگردانی احمد سلیمانی و نوشته محمدرضا کوهستانی کار کردم. با توجه به اینکه این نمایش سال گذشته تعداد محدودی اجرا داشت قرار است مهر ماه در تماشاخانه ایرانشهر تهران روی صحنه برود و پیش از آن نیز چند اجرای شهرستان داشته باشیم. از این بابت بسیار خوشحالم. همچنین در سریال «مرد سه هزار چهره» به کارگردانی مهران مدیری نیز حضور داشته‌ام که تقریباً ماه گذشته کار آن را به پایان رساندیم و احتمالاً اوایل شهریور پخش خواهد شد. همچنین سریال مناسبتی «نگین ارباب» با موضوع واقعه کربلا به کارگردانی محمدحسین لطیفی در آستانه اربعین از تلویزیون پخش خواهد شد. در یک سریال و فیلم سینمایی با لیلی عاج با عنوان «خانم یامامورا» نیز حضور داشته‌ام که نسخه سینمایی دارد. این اثر نیز احتمالاً در نیمه دوم سال از تلویزیون پخش خواهد شد. در یک سال گذشته، بخش عمده فعالیت و همکاری من در تلویزیون بوده است.

«نگین ارباب» از نظر فضای داستانی و ژانر، تجربه‌ای متفاوت است. همکاری با آقای لطیفی و حضور در این اثر برای شما چگونه بود؟

از دوران دانشجویی آثار آقای لطیفی را دنبال می‌کردم و همواره برایم جذاب بودند. به همین دلیل، همیشه علاقه‌مند بودم فرصتی برای همکاری با ایشان فراهم شود. این نخستین تجربه همکاری من با آقای لطیفی بود و در این اثر، نقش عبیدالله بن زیاد را ایفا کردم. اگرچه نقش من در بخش‌هایی از داستان، حضور پررنگی ندارد اما عبیدالله بن زیاد شخصیتی بسیار تأثیرگذار و خاص است و ایفای این نقش برای من تجربه ارزشمندی بود. در مجموع، همکاری با آقای لطیفی برایم بسیار خوب و لذت‌بخش بود. از سوی دیگر، داستان سریال و روایت آن که به موازات ماجرای کربلا پیش می‌رود، جذابیت‌های ویژه‌ای دارد. در این روایت، چند تن از شخصیت‌های داستان، ایرانی هستند و همین مسئله، قصه را برای مخاطب ایرانی جذاب‌تر می‌کند. به نظرم، «نگین ارباب» می‌تواند برای مخاطبان تلویزیون تجربه‌ای دیدنی و جذاب باشد.
این نکته را در پایان یادآور می‌شوم؛ اساساً سپری ‌شدن یک دوران و تغییر مدیوم‌های فرهنگی، برای من که آدم خاطره‌بازی هستم، اتفاقی تلخ است و موجب غصه و دغدغه‌ام می‌شود. البته در عرصه کتاب نیز وضعیت به همین شکل است. آمار چاپ کتاب و تیراژ آن بسیار پایین آمده و دیگر قابل مقایسه با سال‌هایی نیست که ما دانشجو بودیم. در مجموع، اگر آرزویی داشته باشم، این است که مردم کشور من در حوزه فرهنگ، همان‌ قدر که دغدغه اقتصادی دارند و حق هم دارند؛ با هر میزان درآمد و با هر کیفیتی از معاش، امر فرهنگی را بخشی از دغدغه‌های خود بدانند و برای آن زمان بگذارند. نمی‌گویم الزاماً بودجه‌ای را به این امر اختصاص دهند؛ چراکه بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی صرفاً نیاز به زمان دارند مثلاً اگر توانایی خرید کتاب ندارید، منابع و فایل‌های پی‌دی‌اف رایگان را بخوانید. امیدوارم امر فرهنگی جایگاه جدی‌تری در زندگی مردم پیدا کند و فرهنگ و مطالعه، بیش از پیش، به بخشی از زندگی روزمره آنان تبدیل شود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha