همزمان با ۱۸ شهریور، ۹ سپتامبر؛ «روز جهانی حمایت از آموزش در برابر حمله»، توجه به استمرار حق یادگیری در روزهای جنگ و بحران، مسئلهای فراتر از یک دغدغه آموزشی و مرتبط با آینده و اقتدار جوامع است. حجتالاسلاموالمسلمین مهدی شریعتیتبار، پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، در یادداشتی مسئولیت جامعه، نهادهای آموزشی و خانوادهها در صیانت از آموزش در شرایط بحرانی و جایگاه این حق را از منظر آموزههای اسلامی بررسی کرده است. در ادامه مشروح یادداشت را میخوانید:
اسلام به مسئلهآموزش، تعلیم و در کنار آن، تربیت اهتمامی ویژه دارد. برای درک جایگاه علم و دانش در منظومه معارف اسلامی، همین نکته کافی است که نخستین آیاتی که بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد، با فرمان «اقْرَأْ» آغاز میشود و در همان پنج آیه نخست سوره علق، از خواندن، تعلیم، علم و قلم سخن به میان میآید. این آغاز را میتوان نشانهای معنادار از جایگاهی دانست که اسلام برای علم، دانش و فرایند تعلیموتعلم قائل است.
در ادبیات، گاه نویسنده در آغاز یک اثر، بهگونهای ظریف و نمادین به مهمترین مضامین آن اشاره میکند که از آن با عنوان «براعت استهلال» یاد میشود. از این منظر نیز آغاز نزول قرآن با «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ» تأملبرانگیز است؛ گویی از همان ابتدا، علمآموزی و خواندن بهعنوان یکی از پایههای مهم جامعه اسلامی موردتأکید قرار گرفته است.
البته در نگاه اسلام، آموزش از تربیت و جهتگیری الهی جدا نیست. تعبیر «بِاسْمِ رَبِّکَ» نشان میدهد که علم و آموزش باید در مسیر رشد و تعالی انسان قرار گیرد و به بالندگی او کمک کند. از همین رو، تعلیموتعلم تنها یک امتیاز یا فعالیت اختیاری نیست، بلکه در مواردی به مرتبه تکلیف و فریضه میرسد.
آموزش؛ از حق فردی تا مسئولیت اجتماعی
برخی دانشها برای هر فرد مسلمان ضرورت دارد و در اصطلاح فقهی، فراگیری آنها واجب عینی است؛ از جمله شناخت اصول اعتقادی و آموختن احکام و مسائلی که انسان در زندگی روزمره با آنها سروکار دارد. در مقابل، بخشی از علوم و دانشها واجب کفایی به شمار میروند؛ یعنی جامعه باید بهاندازه نیاز خود، افرادی را در آن حوزهها تربیت کند.
جامعه برای ادامه حیات و پیشرفت خود به متخصصان رشتههای مختلف، از علومانسانی و اجتماعی گرفته تا پزشکی، علومتجربی، ریاضیات، فیزیک، شیمی و دیگر عرصههای علمی نیاز دارد؛ بنابراین، فراهمکردن زمینه آموزش این دانشها تنها یک انتخاب فرهنگی نیست، بلکه مسئولیتی اجتماعی است که بر دوش جامعه و متولیان آن قرار دارد.
از این منظر، آموزش را باید «حق» نیز دانست. در آموزههای دینی، حتی در روابط خانوادگی نیز برای تعلیم جایگاهی حقوقی در نظر گرفته شده است؛ چنانکه در روایات، آموزش قرآن از حقوق فرزند بر والدین شمرده شده است. در سطحی گستردهتر، حکومت و ساختارهای اجتماعی نیز مسئولاند بستر لازم برای تعلیم، تربیت و دسترسی جامعه به دانش را فراهم کنند.
به همین دلیل، دانشگاه، حوزه علمیه، مدرسه و همه نهادهای متولی علم و فرهنگ باید آموزش را نه یک امر حاشیهای، بلکه یکی از حقوق اساسی و نیازهای بنیادین جامعه بدانند.
امیرالمؤمنین علی (ع) در تعبیری معنادار میفرمایند: «العِلمُ سُلطانٌ؛ مَن وَجَدَهُ صالَ بِهِ، وَ مَن لَم یَجِدهُ صیلَ عَلَیهِ»؛ علم قدرت است؛ هر کس به آن دست یابد، بهواسطهٔ آن اقتدار پیدا میکند و آنکه از آن محروم باشد، دیگران بر او تسلط مییابند. این سخن، ارتباط مستقیم علم با استقلال و اقتدار یک جامعه را نشان میدهد.
جنگ، ضرورت آموزش را از بین نمیبرد
این مسئولیت در شرایط جنگ و بحران نهتنها از بین نمیرود، بلکه اهمیتی دوچندان پیدا میکند. طبیعی است که هنگام تجاوز دشمن، دفاع از سرزمین، امنیت مردم و موجودیت جامعه در صدر اولویتها قرار گیرد؛ اما این اولویت به معنای تعطیلکردن حرکت علمی کشور نیست.
در این زمینه، آیه ۱۲۲ سوره توبه، معروف به «آیه نفر»، قابلتأمل است:
«وَما کانَ المُؤمِنونَ لِیَنفِروا کافَّةً فَلَولا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهوا فِی الدّینِ وَلِیُنذِروا قَومَهُم إِذا رَجَعوا إِلَیهِم لَعَلَّهُم یَحذَرونَ.»
این آیه در بستر تقسیم مسئولیتهای اجتماعی، نکتهای مهم را یادآوری میکند؛ همه ظرفیتهای یک جامعه نباید بهگونهای به یک حوزه معطوف شود که دیگر نیازهای اساسی آن متوقف بماند. در شرایط جنگی، گروهی وظیفه دفاع و حضور در میدان را بر عهده دارند و در همان حال، جریان علم، فهم، آموزش و انتقال دانش نیز باید ادامه پیدا کند.
اگر مدافعان یک جامعه در میدان نبرد از امنیت و موجودیت کشور صیانت میکنند، پشتجبهه نیز باید از نظر علمی زنده، فعال و روبهرشد بماند؛ بهگونهای که بازگشت رزمندگان با جامعهای مواجه نشود که در آن آموزش متوقف شده و حرکت علمی آسیبدیده است.
دفاع پایدار بدون دانش ممکن نیست
جنگ ناگزیر بخشهای مختلف جامعه را تحتفشار قرار میدهد و مدارس، دانشگاهها و دیگر مراکز آموزشی نیز ممکن است با اختلال یا محدودیت مواجه شوند؛ اما اختلال در شکل معمول آموزش نباید به توقف اصل آموزش منجر شود.
اتفاقاً اگر جامعهای بخواهد در صحنه دفاعی نیز موفق باشد، ناگزیر از رشد علمی است. توان نظامی و دفاعی نیز بدون دانش، پژوهش، فناوری و تربیت نیروی متخصص قابلارتقا نیست. پیشرفت در علوم دفاعی، پزشکی، مهندسی، ارتباطات و بسیاری از حوزههای دیگر، مستقیماً باقدرت یک کشور برای عبور از بحران پیوند دارد.
بر همین اساس، در شرایطی که به هر دلیل امکان فعالیت عادی برخی مراکز آموزشی فراهم نیست، متولیان آموزش باید شیوههای جایگزین و متناسب با شرایط را پیشبینی کنند تا ارتباط دانشآموز، دانشجو و طلبه با فرایند یادگیری قطع نشود. شکل آموزش ممکن است تغییر کند، اما اصل آن نباید متوقف شود.
خانوادهها نیز در چنین شرایطی مسئولیت دارند. آنان میتوانند با حفظ فضای یادگیری، ایجاد آرامش روانی، تشویق فرزندان به مطالعه و همراهی با سازوکارهای جایگزین آموزشی، اجازه ندهند بحران، پیوند نسل جدید با دانش و آموزش را قطع کند.
تبدیل تهدید جنگ به فرصتی برای رشد علمی
سیره پیامبر اکرم (ص) نیز نمونهای قابلتوجه در این زمینه در اختیار ما قرار میدهد. در منابع تاریخی آمده است که پس از جنگ بدر، برخی اسیرانی که توانایی مالی برای پرداخت فدیه نداشتند؛ اما خواندن و نوشتن میدانستند، در برابر آموزش نوشتن به شماری از نوجوانان مسلمان آزاد میشدند. این روایت، فارغ از جزئیات تاریخی آن، تصویری روشن از اهمیت آموزش حتی در متن یک رخداد جنگی ارائه میکند؛ یعنی حتی جنگ نیز میتواند به فرصتی برای تقویت دانش تبدیل شود. جامعه در شرایط بحران با نیازها، ضعفها و مسائل تازهای مواجه میشود. همین نیازها باید شناسایی شوند و پژوهشگران، دانشگاهها، حوزههای علمیه و مراکز علمی برای پاسخگویی به آنها به حرکت درآیند.
در چنین شرایطی باید پرسید جامعه در حوزه دفاع، فناوری، سلامت، روانشناسی، اقتصاد، ارتباطات، آموزش و فرهنگ با چه نیازهای تازهای مواجه شده است و علم چگونه میتواند برای حل آنها راهحل ارائه کند. به این معنا، جامعهای که در دل بحران نیز مسیر تولید و انتقال دانش را حفظ میکند؛ نهتنها آسیبپذیری خود را کاهش میدهد، بلکه میتواند تهدید را به زمینهای برای پیشرفت تبدیل کند.
در آموزههای اسلامی نیز علم زمانی کامل میشود که فراگرفته، حفظ، منتشر و در عمل به کار گرفته شود. جامعه علمی نباید تنها دریافتکننده دانش باشد؛ بلکه باید آن را حفظ کند، توسعه دهد، به دیگران منتقل کند و برای حل مسائل واقعی جامعه به کار گیرد.
از منظر شرعی، عقلی و اجتماعی، آموزش یکی از پایههای رشد و استمرار حیات یک جامعه است. جنگ و بحران میتواند شیوههای آموزش را تغییر دهد؛ اما نباید اصل آن را به حاشیه براند. جامعه، حاکمیت، نهادهای علمی، نظام آموزشی و خانوادهها هر یک در این زمینه مسئولیت دارند.
اگر دفاع از سرزمین، امنیت امروز یک ملت را تضمین میکند، حفظ آموزش و دانش، آینده آن ملت را میسازد. از همین رو، حتی در سختترین شرایط باید «کاروان علم» در حرکت بماند و جامعه مسیر رشد، آگاهی و بالندگی علمی خود را ادامه دهد.




نظر شما