تحولات منطقه

اینجا «سرای نجمه خاتون (س)» است؛ خوابگاه ۴۰۰ نفری دختران دانشگاه علوم پزشکی مشهد که امروز با حضور تولیت آستان قدس رضوی به بهره‌برداری رسید؛ اما قصه‌اش از امروز شروع نشده است.

زیر سایه گنبد رضوی؛ وقتی نام «مادر امام مهربانی‌ها» پناهگاه دانشجویان دختر شد
زمان مطالعه: ۵ دقیقه
صدای تلاوت قرآن در فضا پیچیده است. میان رفت‌وآمدها، دختران جوان یکی‌یکی وارد ساختمان می‌شوند؛ بعضی دنبال نام و شماره اتاقشان هستند، بعضی با تلفن همراهشان از اتاق‌ها عکس می‌گیرند و برای مادرشان می‌فرستند و بعضی هنوز با چشم‌هایی که برق شوق دارد، به فضای تازه نگاه می‌کنند؛ انگار می‌خواهند مطمئن شوند چیزی را که مدت‌ها منتظرش بوده‌اند، واقعاً مقابل چشمانشان می‌بینند.

قصه این ساختمان، از یک شب افطاری تولیت آستان قدس رضوی با دانشجویان آغاز شد؛ شبی که دانشجوها فرصت پیدا کردند بی‌واسطه از دغدغه‌هایشان به تولیت بگویند؛ از چیزهایی که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسند، از نبود گلدان و ماشین لباسشویی تا مسئله‌ای بزرگ‌تر به نام کمبود خوابگاه و حتی نیاز به خوابگاه متأهلی.

آن شب، حرف‌ها شنیده شد و پیگیری‌ها آغاز شد؛ و کمتر از یک سال بعد، نتیجه آن گفت‌وگو را می‌شود در ساختمانی دید که حالا قرار است بخشی از زندگی دختران دانشجوی علوم پزشکی مشهد باشد.

قصه از جایی شروع شد که دانشجوها حرف زدند

زهرا هوشمند، دبیر شورای صنفی خوابگاه دختران دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از روزهایی می‌گوید که افزایش ظرفیت رشته پزشکی، کمبود فضای خوابگاهی را جدی‌تر کرده بود.

به گفته او، تعدادی از دانشجویان شهریه‌پرداز دیگر امکان اسکان در خوابگاه را نداشتند و ناچار بودند به خوابگاه‌های خودگردان بروند؛ شرایطی که برای دانشجویان دختر دشوار بود و حتی در مواردی می‌توانست ادامه تحصیل را تحت‌تأثیر قرار دهد.

همین دغدغه، زمینه درخواست برای ساخت خوابگاه جدید شد؛ درخواستی که با محدودیت بودجه دانشگاه همراه بود، اما با حمایت آستان قدس رضوی، مسیر دیگری پیدا کرد.

هوشمند هنوز روزهایی را که برای این مطالبه پیگیری می‌کرد به یاد دارد؛ روزهایی که دانشجوها چندان امیدی نداشتند این خواسته به این سرعت به نتیجه برسد. حالا خودش ترم هشتم پزشکی است و به روزهای فارغ‌التحصیلی نزدیک می‌شود، اما با خوشحالی می‌گوید بخشی از تلاش‌هایش در ساخت این خوابگاه سهمی داشته و بیش از همه، برای دانشجوهایی خوشحال است که بعد از او وارد اینجا می‌شوند.

چهار دانشجو، چهار میز؛ یک اتاق برای درس‌خواندن

پیش از «سرای نجمه خاتون (س)»، شرایط اسکان برای برخی دانشجویان ساده نبود.

یکی از دانشجوها از اتاق‌هایی می‌گوید که برای چهار نفر طراحی شده بود؛ اما گاهی شش دانشجو در آنها اسکان داشتند؛ امکاناتی که برای چهار نفر پیش‌بینی شده بود، باید پاسخگوی جمعیت بیشتری می‌شد. یخچال‌های قدیمی، تخت‌های قدیمی و فضای محدود مطالعه، بخشی از خاطرات خوابگاه قبلی است.

در بعضی ساختمان‌ها نیز یک کولر آبی با کانال‌کشی باید هوای چندین اتاق را تأمین می‌کرد؛ اما حالا در ساختمان جدید، هر اتاق چهار میز برای مطالعه دارد، کولر مستقل برای هر اتاق در نظر گرفته شده و حمام و سرویس بهداشتی نیز داخل اتاق تعبیه شده است.

برای دانشجوی پزشکی که ساعت‌های طولانی را پای درس و در بیمارستان می‌گذراند، داشتن یک فضای آرام برای استراحت و مطالعه، فقط یک امکان رفاهی نیست؛ فرصتی است برای اینکه ذهنش را از بخشی از دغدغه‌های روزمره خالی کند.

کاش من هم در این دوران دانشجو بودم

در گوشه‌ای از مراسم، بانویی کنار من نشسته که زهرا اکبری نام دارد و او مدیر بیمارستان است و از خاطرات دوران دانشجویی‌اش می‌گوید؛ از سال‌های تحصیل دور از شهر و سختی‌هایی که دانشجویان آن دوره با کمبود امکانات تجربه می‌کردند. او ورودی سال ۱۳۶۶ بوده است و روایتش از آن روزها، فاصله میان امکانات آن سال‌ها و آنچه امروز برای دانشجویان فراهم شده را به تصویر می‌کشد.

اما برای دانشجوهای امروز، «خوابگاه نجمه خاتون (س)» فقط مجموعه‌ای از اتاق‌ها، میزها و امکانات تازه نیست و یکی از دانشجویان دختر میان شلوغی مراسم، لحظه‌ای نگاهش روی تصویر حرم می‌ماند. لبخند می‌زند و آرام می‌گوید: «رفتم امام رضا، گفتم خودش پناهم بشه.»

او از نام خوابگاه می‌گوید که منور به نام مادر امام مهربانی‌هاست؛ همین نام باعث شده احساس کند که به امام رضا (ع) نزدیک‌تر شده است.

فاطمه، دانشجوی دیگری است که گوشی تلفنش را بیرون آورده و از اتاق‌ها و فضای خوابگاه عکس می‌گیرد. عکس‌ها را برای مادرش می‌فرستد؛ می‌خواهد او را هم در این لحظه شریک کند. چند قدم آرام برمی‌دارد، دوباره به اطراف نگاه می‌کند و خدا را شکر می‌کند که در جوار امام رضا (ع) قرار گرفته است.

خبر ساخت خوابگاه، روزی در میان دانشجوهای خوابگاه‌های قدیمی پیچیده بود؛ خبری که با خودش هزار سؤال آورده بود: «خدا کنه به ما هم برسه»، «یعنی واقعاً ساخته می‌شه؟»، «امکان داره ما هم اینجا اسکان بگیریم؟»

دختری از کاشمر، زیر سایه گنبد

زهره، دانشجوی‌ترم دهم پزشکی، از کاشمر به مشهد آمده است؛ از شهری دورتر، با رؤیای پزشک شدن.

او از اینکه می‌تواند بخشی از زندگی‌اش را در جوار حرم مطهر امام رضا (ع) بگذراند، با حس خاصی حرف می‌زند. برای او، این اتفاق فقط برخورداری از یک خوابگاه مجهز نیست؛ لطفی است که خودش آن را از امام رضا (ع) می‌داند.‌

می‌گوید اینکه در شهری دیگر پزشکی بخواند و در جایی زندگی کند که نام امام رضا (ع) بر آن قرار گرفته، برایش بسیار خوشحال‌کننده است و امیدوار است این لطف و عنایت تا پایان عمر همراهش باشد.

از او که درباره حال‌وهوای دانشجوها می‌پرسم، از شوق دخترانی می‌گوید که برای دیدن اتاق‌هایشان آمده‌اند؛ البته در کنار این شادی، هنوز دانشجویانی هستند که نتوانسته‌اند در خوابگاه جدید اسکان پیدا کنند و امیدوارند با افزایش ظرفیت، دانشجویان بیشتری بتوانند از این امکانات بهره‌مند شوند.

خانه‌ای برای آرامش پیش از رفتن به بیمارستان

شاید معنای این خوابگاه را بهتر از هر چیز، خود دانشجویان علوم پزشکی بیان کنند؛ آنها قرار است در آینده در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، با درد و رنج مردم روبه‌رو شوند؛ شب شیفت بدهند، در شرایط سخت‌کار کنند و مسئولیت سلامت بیماران را برعهده بگیرند.

وقتی دانشجوی پزشکی دست‌کم دغدغه‌های اولیه‌ای مانند اسکان را نداشته باشد، ذهنش آزادتر است تا به درس و مسئولیتی فکر کند که در آینده بر عهده خواهد داشت.

این همان نقطه‌ای است که حرف‌های تولیت آستان قدس رضوی درباره جامعه پزشکی و خدمت به مردم، با زندگی همین دانشجوها گره می‌خورد؛ دانشجوهایی که امروز در اتاق‌های تازه‌شان جا می‌گیرند تا فردا در بیمارستان، کنار تخت بیماران بایستند.

از یک افطاری ساده تا «سرای نجمه خاتون (س)»

«سرای نجمه خاتون (س)» را شاید بتوان ادامه همان شبی دانست که دانشجوها روبه‌روی تولیت آستان قدس رضوی نشستند و از زندگی دانشجویی‌شان گفتند؛ از دغدغه‌هایی که بعضی کوچک و بعضی بزرگ بود، اما همه از یک نیاز مشترک حکایت داشت: داشتن جایی امن و مناسب برای زندگی و درس‌خواندن.

امروز، همان قصه را می‌شود در رفتار دانشجوها دید؛ در دختری که عکس اتاقش را برای مادرش می‌فرستد، در دانشجویی که باذوق شماره اتاقش را می‌پرسد، در زهرا هوشمند که از به‌ثمررسیدن پیگیری‌ها خوشحال است و در زهره‌ای که ایستادن زیر سایه نام امام رضا (ع) را لطفی بزرگ می‌داند.

یک سال پیش، ساخت یک خوابگاه مطلوب هنوز یک مطالبه بود؛ امروز، اما سقف دارد، اتاق دارد، میز مطالعه دارد و مهم‌تر از همه، قرار است خانه دانشجوهایی باشد که بخش مهمی از سال‌های زندگی‌شان را در مسیر علم و خدمت به مردم سپری می‌کنند.

شاید برای همین است که میان هیاهوی مراسم، وقتی یکی از دانشجوها آرام می‌گوید «اسم خوابگاه باعث می‌شود حس کنم آقا نزدیک‌تر شده»، قصه «سرای نجمه خاتون (س)» معنایی فراتر از افتتاح یک ساختمان پیدا می‌کند؛ قصه جایی که از شنیدن درد دل دانشجوها آغاز شد و حالا با لبخند آنها ادامه دارد.

منبع: آستان نیوز

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha