تحولات منطقه

رسانه‌های غربی اعلام کرده‌اند آمریکا دو سامانه پاتریوت به عربستان می‌فرستد. خبرگزاری‌ها این اقدام را تلاشی برای «اطمینان‌بخشی» به متحدان خلیج‌فارس توصیف کرده‌اند، در شرایطی که دونالد ترامپ از احتمال ازسرگیری کارزار بمباران ایران خبر داده است.

رسانه‌های غربی: آمریکا دو سامانه پاتریوت به عربستان و قطر می‌فرستد/ روان‌درمانی عربستان با کمک‌های قطره‌چکانی
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

رسانه‌های غربی اعلام کرده‌اند آمریکا دو سامانه پاتریوت به عربستان می‌فرستد. خبرگزاری‌ها این اقدام را تلاشی برای «اطمینان‌بخشی» به متحدان خلیج‌فارس توصیف کرده‌اند، در شرایطی که دونالد ترامپ از احتمال ازسرگیری کارزار بمباران ایران خبر داده و واشنگتن برای استفاده از حریم هوایی عربستان به موافقت ریاض نیاز دارد. پرسش اصلی این است این «کمک‌ها» تا چه حد کارکرد دفاعی واقعی دارند و تا چه حد ابزاری برای مدیریت روانی و راهبردی یک متحد در حال تغییرند.

پاتریوت‌هایی که یک دهه است کار نکرده‌اند

استقرار دو سامانه ضدموشکی پاتریوت از سوی آمریکا در عربستان و قطر، اعزام نیروهای فرانسوی به بندر ینبع و ارائه یک هواپیمای سوخت‌رسان از سوی بریتانیا، سه رخداد جداگانه به نظر می‌رسند، اما درواقع بخشی از یک الگوی واحدند. این اقدامات در شرایطی انجام می‌شود که عربستان سعودی پس از یک دهه درگیری با حوثی‌ها، همچنان در برابر حملات موشکی و پهپادی آسیب‌پذیر است. اما واقعیت این است عربستان سعودی در طول یک دهه گذشته میزبان سامانه‌های پاتریوت بوده است. این سامانه‌ها در طول جنگ یمن بارها در برابر حملات موشکی و پهپادی حوثی‌ها قرار گرفته‌اند و نتیجه آن نه توقف حملات، بلکه تداوم و حتی تشدید آن‌ها بوده است.
از حمله به تأسیسات آرامکو در بقیق و خریص در سپتامبر ۲۰۱۹ که نیمی از تولید نفت عربستان را متوقف کرد تا حملات مکرر به فرودگاه‌ها و زیرساخت‌های انرژی در سال‌های بعد، همه نشان می‌دهد پاتریوت نه بازدارنده بوده و نه قاطع. بخشی از این ناکامی، ساختاری است: پاتریوت برای رهگیری موشک‌های بالستیک طراحی شده، نه پهپادهای ارزان‌قیمت و پروازکننده‌های کوتاه‌برد. حوثی‌ها با پرتاب انبوه پهپادهای ساده و موشک‌های کروز، سامانه‌های دفاعی گران‌قیمت را اشباع می‌کنند. هر موشک پاتریوت حدود ۳ تا ۴میلیون دلار قیمت دارد، در حالی که یک پهپاد انتحاری حوثی ممکن است چند هزار دلار هزینه داشته باشد. این معادله اقتصادی به نفع مهاجم است، نه مدافع. افزون بر این، استقرار دو سامانه اضافی در کشوری به پهناوری یک قاره، عملاً هیچ تغییر راهبردی ایجاد نمی‌کند.

الگوی تکرارشونده فرانسه و بریتانیا

فرانسه نیز در همین چارچوب، نیرو و تجهیزات پدافندی به بندر ینبع در غرب عربستان اعزام کرده است. هدف اعلامی، حفاظت از تأسیسات راهبردی انرژی و آرامش‌بخشی به بازار نفت عنوان شده است. اما این استقرار محدود نیز نمی‌تواند امنیت واقعی برای زیرساخت‌های انرژی عربستان فراهم کند. ینبع تنها یکی از چندین مرکز صادرات نفت عربستان است و حوثی‌ها نشان داده‌اند می‌توانند همزمان به اهداف متعدد در سراسر خاک عربستان حمله کنند .
بریتانیا نیز یک فروند هواپیمای سوخت‌رسان وویجر را برای پشتیبانی از جنگنده‌های عربستان اعزام کرده است. اما عربستان سعودی خود یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های نظامی جهان است و براساس داده‌های مؤسسه بین‌المللی تحقیقات صلح استکهلم، ریاض در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۳میلیارد دلار برای ارتش خود هزینه کرده است. نیروی هوایی سلطنتی عربستان هم‌اکنون ۲۲ هواپیمای سوخت‌رسان در اختیار دارد. بنابراین اعزام یک هواپیمای سوخت‌رسان از سوی بریتانیا، از منظر عملیاتی چندان معنادار نیست. آنچه معنا دارد، خودِ «اعزام» است، نه کارکرد آن.

نمایش حساسیت و مهار چرخش به شرق

اگرچه غرب می‌داند این تجهیزات نمی‌تواند امنیت تأسیسات اقتصادی عربستان را تأمین کند، اما دو هدف اصلی را دنبال می‌کند. هدف نخست، نمایش حساسیت به امنیت عربستان است. غرب می‌خواهد به ریاض نشان دهد امنیت عربستان برایش مهم است، در شرایطی که عربستان سعودی به وضوح احساس می‌کند در معرض تهدید است و شاید این پرسش را دارد که اگر واقعاً یک تهدید وجودی علیه ریاض شکل بگیرد، غرب تا چه حد حاضر است هزینه بپردازد. نکته مهم این است این کمک‌ها عمدتاً در حوزه پدافندی و حفاظت از زیرساخت‌ها تعریف شده‌اند، نه در حوزه تهاجمی. غرب با ارسال سامانه‌های پدافندی و نیروهای محدود، هم پیام حمایت می‌فرستد و هم از ورود به یک جنگ تمام‌عیار پرهیز می‌کند.
هدف دوم، مهار چرخش کامل عربستان به سمت شرق است. عربستان سعودی در سال‌های اخیر به دنبال تنوع بخشیدن به شرکای راهبردی خود بوده است. چین بزرگ‌ترین شریک تجاری عربستان است و حجم مبادلات دوجانبه آن‌ها در سال ۲۰۲۴ به ۱۰۰میلیارد دلار رسیده است. در حوزه دفاعی نیز عربستان به‌تازگی یک قرارداد ۵میلیارد دلاری با چین برای تولید پهپادهای وینگ‌لونگ-۳ در جده امضا کرده است. غرب به‌خوبی از این روند آگاه است و استقرار پاتریوت‌ها، اعزام نیروهای فرانسوی و ارائه هواپیمای سوخت‌رسان درواقع تلاشی برای روان‌درمانی عربستان است تا این تصور را ایجاد کند که غرب همچنان شریک امنیتی اصلی ریاض است و نیازی به چرخش کامل به سمت چین ندارد.
در کنار این دو هدف اصلی، چند انگیزه دیگر نیز قابل شناسایی است. نخست، خرید زمان برای بازآرایی راهبردی آمریکا در منطقه است. واشنگتن به دنبال کاهش حضور مستقیم و انتقال تمرکز به مهار چین در ایندوپاسیفیک است، اما خروج کامل از خلیج‌فارس خطر خلأ قدرت و ورود رقبا را ایجاد می‌کند. استقرار پاتریوت‌ها یک «حضور سبک» است: هزینه‌اش کمتر از نگه داشتن چند گروه رزمی ناوبری است، اما همان پیام راهبردی را می‌رساند. آمریکا با این کار زمان می‌خرد تا بازآرایی کامل خود را انجام دهد، بدون آنکه متحدانش احساس رهاشدگی کنند.
دوم و البته مهم، تضمین دسترسی نظامی برای عملیات احتمالی آینده است. خودِ گزارش یورونیوز به نکته‌ای کلیدی اشاره کرده است: آمریکا برای ازسرگیری عملیات نظامی گسترده در ایران به حریم هوایی عربستان نیاز دارد. اگر ریاض احساس کند تأسیسات انرژی‌اش در معرض حملات تلافی‌جویانه ایران قرار می‌گیرد، احتمالاً با استفاده از حریم هوایی خود مخالفت می‌کند. پس استقرار پاتریوت‌ها را می‌توان نوعی معامله دید: محافظت از زیرساخت‌های حیاتی عربستان، در ازای دسترسی به حریم هوایی و پایگاه‌های این کشور برای عملیات علیه ایران.
سوم، مدیریت بازار نفت و اقتصاد جهانی است. حمله به تأسیسات نفتی عربستان می‌تواند به‌سرعت قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ یا حتی ۱۵۰ دلار برساند و اقتصاد جهانی را در شرایطی که هنوز از تبعات تورم و بحران‌های زنجیره تأمین رهایی نیافته، دچار شوک کند. فرانسه صراحتاً هدف از استقرار در ینبع را آرامش‌بخشی به بازار نفت عنوان کرده است. این نشان می‌دهد بخشی از انگیزه غرب، حفاظت از ثبات اقتصادی جهانی است، نه فقط امنیت عربستان.
چهارم، حفظ معماری امنیتی موجود خلیج‌فارس است که پس از جنگ اول خلیج‌فارس در سال ۱۹۹۱ شکل گرفت و بر پایه حضور نظامی آمریکا بنا شده است. اگر این معماری فروپاشد، مثلاً اگر عربستان به سمت چین چرخید یا خودش به دنبال سلاح هسته‌ای رفت، پیامدهای آن برای کل منطقه و نظم جهانی پیش‌بینی‌ناپذیر خواهد بود. غرب با این کمک‌ها می‌خواهد نشان دهد این معماری همچنان کارآمد است، حتی اگر از نظر عملیاتی ناکافی باشد.
پنجم، پاسخ به فشارهای داخلی و لابی‌های سیاسی است. لابی‌های عربستان و امارات در واشنگتن، لندن و پاریس بسیار فعال هستند و فروش تسلیحات به عربستان برای صنایع دفاعی غرب حیاتی است. استقرار تجهیزات جدید، راه را برای قراردادهای تسلیحاتی بزرگ‌تر و سودآورتر باز می‌کند و به افکار عمومی داخلی نشان می‌دهد رهبران غربی «در حال انجام کاری هستند»، حتی اگر آن کار از نظر راهبردی محدود باشد.
در پایان اینکه کمک‌های نظامی جدید غرب به عربستان را نمی‌توان در چارچوب یک راهبرد دفاعی مؤثر تحلیل کرد. عربستان سعودی یک دهه است که با حملات حوثی‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند و این حملات نه تنها متوقف نشده، بلکه در برخی دوره‌ها تشدید نیز شده است. غرب نمی‌تواند امنیت واقعی برای عربستان بخرد، اما نمی‌تواند تصمیم بگیرد که آن را رها کند. بنابراین به جای حل مسئله، آن را مدیریت می‌کند؛ با نمایش، با نماد، با حضور سبک و با وعده‌هایی که در لحظه حساس ممکن است رنگ ببازند.

خبرنگار: نیک‌پندار

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha