بوی آشنای گلاب و اسپند، صدای همهمهای که آرامآرام در پیشگاه قرآن به سکوت تبدیل میشود. استکانهای کمرباریک چای در گوشه حیاط یک جلسه خانگی، یا اجتماع هزاران زائر در صحنهای حرمهای شریف و حتی اتاقهای هماندیشی مذهبی در فضای مجازی؛ همگی نمونههایی از اجتماع دینی هستند که از یک حقیقت مشترک صحبت میکنند: «انسان مسلمان، در تنهایی کامل تعریف نمیشود».
میدانیم تقویم اسلامی پوشیده از مناسبتهای جمعی است؛ از اشکهای محرم و صفر تا افطارهای مشترک رمضان و سرور اعیاد. سنت حسنهای که نهتنها یک توصیه اخلاقی، بلکه راهبردی عمیق از سوی ائمه اطهار(ع) است. اسلام، معنویت را به اتاقهای تاریک و صومعههای دوردست نبرده، بلکه آن را به قلب جامعه آورده است؛ تا جایی که شخصیترین عبادتِ یک مسلمان، یعنی نماز، در صورتی که با جماعت برپا شود، ارزشی صد چندان پیدا میکند. پیامبر اکرم(ص) در حدیثی، از چرایی تأکید بر این همبستگی سخن گفته و میفرمایند: «از جماعت جدا نشوید و از پراکندگی بپرهیزید». (کنزالعمال، ج۱، ص۳۵۸)
اما این تأکید مکرر بر «با هم بودن» چه کارکردهایی در جهان امروز ما دارد؟ در روایات اسلامی تأکید فراوانی بر ضرورت جماعت و همراهی و همگامی با آن شده است. در ادامه، برخی فواید جمعهای دینی و اجتماعات مذهبی را با هم مرور میکنیم.
دستور زبان بندگی؛ جایی که «من» ذوب میشود
در هندسه معرفتی اسلام، همهچیز با دعوت به یک «حرکت دستهجمعی» آغاز میشود؛ طنین اذان و اقامه، بانگی برای دعوت همه مردم به سوی فلاح است. جالبترین نکته در زبانشناسی نماز نهفته است: حتی اگر در خلوت خود به نماز بایستید، ضمیرهای سوره حمد -ستون فقرات نماز- جمع هستند: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»؛ تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.استاد شهید مرتضی مطهری در تحلیلی درباره این ساختار مینویسد: «در سوره حمد میگوییم: خدایا من تنها نیستم، من با همه مسلمانهای دیگر هستم... انسان پیوستگی خودش به جامعه اسلامی را در حال بندگی اعلام میکند: خدایا، من فرد نیستم، جزئی از کل و عضوی از یک پیکرم؛ «ما هستیم، نه من». در دنیای اسلام «من» وجود ندارد، «ما» وجود دارد». (گفتارهای معنوی، ص ۹۴۹۵)
مناسکی نظیر نماز جمعه و موسم باشکوه حج نیز تجلی عینی همین اندیشه هستند؛ پایانی بر فردگرایی افراطی و آغازی برای پیوند روح با بدنه امت.
انسانِ تنها طعمه شیطان است
مولای متقیان، امام علی(ع) در خطبه ۱۲۷ نهجالبلاغه با بیانی تمثیلی از کارکرد اجتماع سخن گفته و میفرمایند: «همواره با سواد اعظم [اکثریت طرفداران حق] باشید که دست خدا با جماعت است و از پراکندگی بپرهیزید که انسانِ تنها بهره شیطان است، چنانکه گوسفند تکرو، بهره گرگ. آگاه باشید هر کس به این شعار دعوت کند [اشاره به شعار تفرقهاندازی مملو از فتنه و فساد خوارج است] وی را بکشید، گرچه زیر این عمامه من باشد». (خطبه ۱۲۷)
مشابه این تشبیه را در کلام پیامبر(ص) نیز مییابیم؛ جایی که ایشان حضور در مسجد و همراهی با مؤمنان را مانع دریدهشدن ایمان فرد توسط «گرگِ وسوسه» میدانند (المحجة البیضاء، ج ۴، ص ۸) و صراحتاً «اجتماع» را رحمت و «تفرقه» را عذاب معرفی میکنند. «شیطان، گرگ انسانهاست، مانند گرگ برای گوسفند که گوسفندانی را که از گله دور میشوند یا در کنار قرار میگیرند یا فرار میکنند، میگیرد. از جدایی و فرقه فرقه شدن بپرهیزید و بر شما باد که همراه مردم و جماعت و مساجد باشید». (المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، فیض کاشانی، ج ۴، ص ۸) ایشان در حدیثی دیگر، اجتماع و با هم بودن را رحمت خوانده و پراکندگی را عذاب دانستهاند. (میزان الحکمة، ج ۲، ص ۴۶)
یک نکته فقهی جذاب نیز این قاعده را تثبیت میکند: در فقه اسلامی، خواندن نمازهای مستحبی به جماعت مشروع نیست؛ اما یک استثنای شگفتانگیز وجود دارد: «نماز استسقا» (طلب باران). این استثنا پیام روشنی دارد؛ آنگاه که آسمان قهر میکند و بحران خشکسالی رخ مینماید، کلید گشایش رحمت الهی، اتصال دلها به یکدیگر در یک اجتماع دستهجمعی است. (توضیحالمسائل امام خمینی، مسئله ۱۴۰۷)
یک ساعت تابآوری در جامعه، بهتر از دههها ریاضت
اسلام خط بطلانی بر رهبانیت، گوشهگیری و فرار از بار مسئولیتهای اجتماعی کشیده است. در آموزههای نبوی، میدان آزمون ایمان، همین کفِ جامعه است. روزی مردی نزد پیامبر(ص) آمد و اجازه خواست برای عبادت به کوه پناه ببرد و تارک دنیا شود. پاسخ رسول خدا(ص) اما درست در مقابل این ایده بود: «یک ساعت شکیبایی یکی از شما در برابر ناملایمات در میان جامعه مسلمانان، ارزشمندتر از ۴۰ سال عبادت در کنج انزواست». (میزانالحکمه، ج ۶، ص ۳۰۸)اسلام و سیره ائمه(ع) تنها در وقت عبادت یا مسئولیت، افراد را به اجتماع فرانمیخواند؛ بلکه در بلایا و امتحانها نیز از حضور در اجتماع سخن میگوید. این مشی رفتاری در ماجرای درگذشت فرزند «عثمان بن مظعون» نیز نمایان شد. عثمان در پی این داغ، گوشه خانهاش را محراب کرد و مردم را ترک گفت. پیامبر(ص) او را فراخواندند و یادآور شدند: «ای عثمان! خداوند وظیفه ما را رهبانیت قرار نداده؛ رهبانیت امت من، جهاد در راه خداست». (الامالی، ص ۶۶) پیام روشن بود: معنویت اسلامی در دل میدان و ارتباط با انسانها شکوفا میشود، نه در فرار از رنج زیستن با دیگران.
تعاون؛ تولد سرمایه اجتماعی در بستر مناسک
آیه شریفه «وَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَیٰ» (مائده/۲) تنها یک شعار اخلاقی نیست، بلکه راهبرد جامعهسازی است. اجتماعات مذهبی در حقیقت کاتالیزور اصلی این تعاون هستند. «شهید ثانی» در تحلیلی جامعهشناختی اشاره میکند تأکید بر الفت و گردهماییهای دینی به این دلیل است که تدبیر امور جامعه و مدیریت بحرانها بدون همکاری همگانی ناممکن است. به باور او، زمانی روحیه تعاون زنده میشود که بسترهای رذیلهای چون کینه، حسد و غیبت برچیده شوند و جلسات دینی دقیقاً کارگاه عملی پاکسازی این رذائل و تقویت پیوندهای برادرانهاند. (المصنفات الاربعه، ج ۱، ص ۸۱)
روانشناسی جمعگرایی دینی؛ با هم خوشحالتریم
پژوهشهای مدرن حوزه سلامت روان، آنچه را دین قرنها پیش ارائه کرده، تأیید میکنند. در عصر شیوع تنهایی و اضطراب مدرن، گردهماییهای مذهبی نقشی حیاتی در بازتولید «حمایت اجتماعی» ایفا میکنند.
وقتی انسانها زیر سقفی واحد برای هدفی متعالی شانه به شانه یکدیگر میایستند، از حضور یکدیگر نیرو میگیرند و از همدلی جمعی و همراهی بهرهمند میشوند. در حقیقت جمعیتی یکپارچه نه تنها فرد را در خود حل میکند؛ بلکه میتواند حس ارزشمندی و اعتمادبهنفس فردی را احیا کند.
بهعنوان نمونه، پژوهشهای «کالدور» (۱۹۹۴) نشان میدهد افراد مذهبی با انتخاب دوستان نزدیک از میان همکیشان خود، نهتنها دید مثبتتری به کل جامعه پیدا میکنند، بلکه تجربه نیایش جمعی سبب تقویت همدلی، احساس تعهد و انعطافپذیری در روابط خانوادگی آنها میشود؛ امری که آمار تعارضات خانوادگی را کاهش داده و سطح شادکامی را به شکل چشمگیری افزایش میدهد. (قمری، ۱۳۹۰، ص ۸۵)
نیاز دوباره به پناهگاهِ «ما»
در دنیایی که الگوریتمها انسانها را تکافتادهتر و منزویتر میخواهند، اجتماعات دینی پادزهری حیاتی در برابر پوچی و تنهایی مدرن است. مساجد، هیئتها و حلقههای قرآنی تنها اماکنی برای ثواباندوزی نیستند؛ آنها ایستگاههای تقویت روانی، اتاقهایفکر حل مشکلات محله و سنگرهای تابآوری اجتماعیاند. برای بازگشت به آرامش باید یک بار دیگر به همان توصیه کهن برگردیم: عبور از «من» و پناه بردن به دایره امن «ما».
خبرنگار: حمیده خلیلزاده




نظر شما