اینکه سالهای سال است پیامکهای تبلیغاتی با جدیت مشغول کلافه کردن ما هستند، حرف تازهای نیست. ما و گوشیهایمان انگار عادت کردهایم به دیدن هرروزه پیامکها و یا اعلانهایی که از «کامپوزیت و ایمپلنت اقساطی» یا «کیش چهار روزه با اقامت رایگان» خبر میدهند. استفاده از کدهای دستوری برای مسدود کردن سرشمارههای تبلیغاتی هم در این سالها افاقه نکرده است؛ چون این سرشمارهها ظاهراً لغو و مسدود نمیشوند؛ بلکه از شکلی به شکل دیگر درآمده و فردا روی گوشیمان ظاهر میشوند. واقعاً پشت پرده پیامکهای تبلیغاتی تمام نشدنی چه خبر است؟
خشونت دیجیتال
صفحه اینستاگرامی «چرتکه» مینویسد: «شماره تلفن شخصی شما دیگر حریم خصوصی نیست؛ تبدیل شده به یک تابلو اعلانات عمومی و سطل زباله ارزانقیمت برای آن دسته از مدیران مارکتینگ (بازاریابی) که خلاقیتشان ته کشیده است».
اینکه ساعت ۱۱ شب یا ۷ صبح با صدای اعلان گوشی از خواب میپرید و به جای دیدن یک خبر مهم بانکی یا خانوادگی، با پیامک «کاشت موی اقساطی بدون پیش پرداخت» یا «تخفیف ۵۰درصدی کباب بناب» مواجه میشوید، یک اشتباه فنی ساده نیست؛ یک خشونت دیجیتال و تجاوز به مرزهای روانی انسان است.
دستگاهی که قرار بود ابزار آسایش و ارتباط شما باشد، حالا به اسلحه شرکتها برای شبیخون زدن به خلوت تمرکز و اعصاب شما تبدیل شده است. هزینه شلیک هر پیامک برای یک کسبوکار، فقط چند تا ۱۰ تومانی تمام میشود؛ رقمی آن قدر مضحک که بیزینس سنتی ترجیح میدهد به جای تبلیغات هوشمندانه از راهبرد «بمباران کور» یا همان Carpet Bombing استفاده کند.
حالا اگر دنبال این هستید که «بمباران کور» دقیقاً چیست، چطور عمل میکند و برخلاف عنوان منفیاش چه سود و مزایایی برای تبلیغاتکننده دارد، به این مثال توجه کنید: «اگر از بین ۱۰۰ هزار پیامکی که شلیک میکنند، فقط ۱۰ تای آنها به هدف اصابت کند و ۱۰ نفر به دام بیفتند، هزینه کل پیامکها جبران میشود و سود خالص میماند».
این یعنی یک سیستم، با وقاحت کامل حاضر است اعصاب، خواب و آرامش روانی ۹۹هزار و۹۹۰ انسان دیگر را به لجن بکشد تا همان ۱۰ مشتری سرگردان را شکار کند؛ تجارتی که سود مالیاش مستقیماً روی استهلاک روانی یک جامعه بنا شده است.
تله «لغو»
اما به نظر شما این شمارهها چطور دست یک بنگاه معاملات ملکی یا کلینیک لاغری افتاده است تا به کمک آن، شما را هدف گرفته و شلیک کنند؟
از آنجا که در بازار و اقتصاد بی دروپیکر، هر حرفه و فعالیتی، یک بازار سیاه مخصوص به خودش را دارد، درباره پیامکهای تبلیغاتی و سازوکارشان باید گفت درواقع اطلاعات هویتی شما مدتهاست که در بازار سیاه «پایگاه داده» در گونیهای ۵۰ هزارتایی و به صورت فلهای حراج میشود! بنابراین صاحبان کسبوکارها کافی است رد این بازار سیاه را بزنند و بعد هم با پرداخت مبلغی، پایگاه داده مد نظرشان را خریداری کنند.
اما وقاحت این سبک و سیاق بیزینس، به همین جا ختم نمیشود؛ بهتازگی پدیده سوهان روحتری به نام «تماسهای صوتی خودکار» هم راه افتاده است. گوشی شما وسط یک جلسه کاری حیاتی یا هنگام رانندگی زنگ میخورد، با استرس جواب میدهید و پشت خط با صدای ضبط شده یک منشی ماشینی روبهرو میشوید که با بیشرمی تمام میخواهد برایتان ایمپلنت اقساطی، تور مسافرتی و بیمه تکمیلی مخصوص جور کند و یا اینکه خبر بدهد قطعات مورد نظر یخچال ساید بای ساید شما آماده تحویل است!
شماره این قبیل تماس گیرندهها را شاید بتوان مسدود کرد، اما در مورد پیامکها کاری از دستتان برنمیآید. یعنی آن طور که پایین پیامک وعده داده شده، ارسال عدد «۱۱» یا واژه «لغو»، درگاه خروج از این جهنم نیست؛ چون با این کار شما عملاً به سرور پیامکی ثابت میکنید این سیم کارت خاموش نیست، مخاطبش زنده است و پیام را باز میکند. عدد ۱۱ و یا واژه «لغو» در عمل تلههایی هستند که سر راه شما کار گذاشته شده تا شمارهتان را کامل به دام بیندازد.
نتیجه اینکه شماره شما در بازار سیاهی که گفتیم با برچسب مشتری فعال و با قیمتی گرانتر به کسبوکارهای بعدی فروخته میشود تا موج جدید شلیک پیامک تبلیغاتی به طرفتان بیاید.
در ضمن روی کدهای دستوری ویژه مسدودسازی هم زیاد حساب نکنید؛ چون اگر با این کدها، کل سرشمارههای تبلیغاتی را مسدود کنید خودتان قربانی میشوید؛ سیستم پیامکهای خدماتی کشور آن قدر لنگ میزند که فردا رمز پویای بانکی، کد رهگیری مرسولات پستی یا پیامک نوبت پزشک هم پشت همان فیلتر عجیب گیر میکند و دودو تا چهارتای زندگیتان قفل میشود و کار و زندگیتان لنگ میماند!
انگلهای دیجیتال
البته یک سر دیگر این افتضاح به اتاق جلسات شرکتها و کسبوکارهایی میرسد که مدیر بازاریابی کمسوادش، برای فرار از بیکفایتی به مدیرعامل، آمار پوشالی تحویل میدهد: «امروز به یک میلیون نفر پیامک زدیم و دیده شدیم»!این در حالی است که در دنیای واقعی، هیچ برندی با پیامکهای ناخوانده و مزاحمتهای تلفنی محبوب نشده است. مخاطب امروزی دیگر مشتری احتمالی شما نیست؛ انسانی عصبی است که با هر صدای بیوقت اعلان گوشی (بخوانید شلیک پیامک) یک انزجار عمیق و یک فحش زیر لب برای نام برندتان ذخیره میکند. از این دیدگاه ارسال پیامک فلهای ارزانترین روش برای خاکسپاری اعتبار یک کسبوکار و تبدیل شدن به یک انگل دیجیتال در ذهن جامعه است.




نظر شما