رهبریفرد با اشاره به سابقه طولانی باقری در پرسپولیس، نقش او را به نوعی ناظم تیم تشبیه کرده و پرسیده چرا چنین چهرهای تاکنون سرمربی نشده است. اما پاسخ ساده است؛ شاید کریم باقری اساساً چنین نقشی را برای خودش نمیخواهد.
در فوتبال حرفهای، پایان دوران بازی الزاماً به معنای نشستن روی نیمکت نیست. کارل هاینتس رومنیگه، پائولو مالدینی، فیلیپ لام، خاویر زانتی و فرانچسکو توتی از جمله ستارههایی هستند که پس از خداحافظی از فوتبال، مسیرهای مدیریتی، مشورتی یا اجرایی را انتخاب کردند و قرار نبود صرفاً به دلیل بزرگی نامشان، سرمربی شوند.
درباره کریم باقری هم همین منطق صدق میکند. شاید او مربیگری را دوست ندارد، شاید سبک زندگی و فشارهای این شغل را نمیپسندد یا ترجیح میدهد در نقشی متفاوت به پرسپولیس کمک کند. هیچکدام از این انتخابها نیازمند توضیح یا دفاع از سوی دیگران نیست.
اتفاقاً درباره باقری میتوان از زاویه دیگری حرف زد؛ از سالها حضور بیحاشیه در پرسپولیس، همراهی با مربیان مختلف، حفظ آرامش و نظم تیم و ماندن کنار باشگاه در مقاطع دشوار. او برای دیده شدن، الزاماً به دنبال قرار گرفتن روی نیمکت یا ساختن یک تصویر مربیگری از خودش نبوده است.
باقری همچنین به عنوان یکی از چهرههای مورد اعتماد پرسپولیس شناخته میشود؛ کسی که معمولاً مسائل داخل رختکن را به بیرون منتقل نکرده و تلاش نکرده از حاشیههای تیم برای مطرح کردن خودش استفاده کند.
پس سؤال اصلی شاید این نباشد که «چرا کریم باقری سرمربی نمیشود؟»؛ سؤال درستتر این است که چرا تصور میکنیم هر اسطوره فوتبال باید حتماً مربی شود؟
کریم باقری اگر نخواهد سرمربی باشد، چیزی از اعتبارش کم نمیشود. فوتبال فقط نیمکت و تاکتیک نیست؛ گاهی ماندن در کنار یک تیم، انتقال تجربه، حفظ آرامش رختکن و وفاداری به باشگاه، نقشی است که اتفاقاً هر مربیای هم از عهده آن برنمیآید.




نظر شما