تصاویر ماهوارهای و مشاهدات میدانی دیگر از یک نوسان مقطعی خبر نمیدهند؛ خزر در حال از دست دادن آب است؛ پرسش اصلی اما اینجاست: این عقبنشینی تا کجا ادامه خواهد داشت و آیا قرار است بخشی از بزرگ ترین پهنه آبی بسته جهان به سرنوشتی شبیه آرال نزدیک شود؟
دریای خزر همیشه دریایی آرام و ثابت از نظر تراز آب نبوده است؛ سطح این پهنه آبی در طول تاریخ بارها بالا و پایین رفته و حتی در قرن بیستم نیز دورههایی از افت و سپس افزایش تراز آب را تجربه کرده است؛ اما آنچه امروز نگرانی دانشمندان را بیشتر کرده، همزمانی افت تراز آب با گرمایش منطقه، افزایش تبخیر، تغییر الگوی بارش و کاهش ورودی رودخانههاست.
براساس پژوهشهای جدید، سطح خزر از اواسط دهه ۱۹۹۰ تاکنون حدود دو متر پایین رفته و این کاهش در سالهای اخیر شتاب بیشتری گرفته است؛مطالعهای که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، مساحت سطحی ازدست رفته خزر از میانه دهه ۱۹۹۰ را حدود ۲۴ هزار کیلومتر مربع برآورد کرده است؛ مساحتی نزدیک به وسعت سیسیل.
موضوع فقط کوچکتر شدن یک پهنه آبی روی نقشه نیست؛ هرمترکاهش سطح آب در خزر میتواند کیلومترها خط ساحلی را جابهجا کند؛ زیرا بخشهای شمالی و شمال شرقی دریا بسیار کمعمق هستند. به همین دلیل است که آنچه در تصاویر ماهوارهای قزاقستان دیده میشود، برای آینده کل خزر اهمیت دارد.
خزر فقط در ایران عقب ننشسته است
یکی از پرسشهای مهم درباره این پدیده آن است که آیا افت آب تنها در بخش جنوبی و ساحل ایران اتفاق افتاده یا تمام خزر درگیر آن است؟
پاسخ روشن است: افت تراز آب یک پدیده منطقه ای و مشترک است و به بخش تحت مالکیت ایران محدود نمیشود؛ خزر میان ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان قرار دارد و آب آن نیز متعلق به یک «حوضه آبی مشترک» است. بیش از ۸۰ درصد ورودی رودخانه ای خزر از رود ولگا و در بخش شمالی وارد دریا میشود؛ بنابراین تغییرات جریان رودخانههای شمالی، به ویژه ولگا، میتواند بر کل تراز آب اثر بگذارد.
دادههای قزاقستان نمونه روشنی از این وضعیت است، در بخش قزاقی خزر، سطح آب از حدود منفی ۲۶.۸۲ متر در سال ۱۹۹۶ به منفی ۲۹.۲۷ متر در سال ۲۰۲۵ رسیده؛ یعنی حدود ۲.۴۵ متر افت در سه دهه. سازمان جهانی هواشناسی نیز گزارش کرده که میانگین سطح آب در بخش قزاقستان در سال ۲۰۲۵ نسبت به ۲۰۲۴ حدود ۲۳ سانتیمتر پایینتر بوده است.
در روسیه نیز یک مأموریت علمی در شمال خزر در سال ۲۰۲۶ ادامه افت تراز آب و تغییر شکل خط ساحلی را ثبت کرد. پژوهشگران حتی از بزرگ تر شدن برخی جزایر و شکلگیری جزیرههای تازه خبر دادهاند.
در سمت غرب نیز مقامهای جمهوری آذربایجان از افت تراز آب به عنوان یک نگرانی جدی یاد کردهاند. رئوف حاجیاف، معاون وزیر محیط زیست و منابع طبیعی جمهوری آذربایجان، در سال ۲۰۲۶ گفت کاهش سطح آب دیگر یک پیشبینی آینده نیست و پیامدهای آن در اکوسیستمهای ساحلی، فعالیتهای اقتصادی، حملونقل، بنادر و زندگی جوامع ساحلی قابل مشاهده است؛ بنابراین آنچه در ساحل ایران دیده میشود، بخشی از یک پازل بسیار بزرگ تر است.
چرا آب خزر کم میشود؟
برای پاسخ به این پرسش باید به یک معادله ساده نگاه کرد: خزر چون به اقیانوس راه ندارد، آب خود را عمدتاً از رودخانهها و بارش دریافت میکند و بخش اصلی خروج آب نیز از طریق تبخیر اتفاق میافتد؛ هرچه ورودی آب کمتر و تبخیر بیشتر شود، تراز خزر پایینتر میرود.
شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران، در مرداد ۱۴۰۵ افت حدود ۲ تا ۲.۵ متری تراز آب خزر طی یک دهه را مطرح کرد و از تغییرات اقلیمی، افزایش تبخیر و کاهش ورودی رودخانهها به عنوان عوامل اصلی نام برد. او تأکید کرد که مقابله با پیامدهای این روند بدون همکاری پنج کشور ساحلی امکانپذیر نیست.
اما داستان فقط تغییر اقلیم نیست؛ یک پژوهش تازه در سال ۲۰۲۶ که از دادههای ماهوارهای و آمار رودخانهای کشورهای حاشیه خزر استفاده کرده، نشان میدهد کاهش جریان رودخانهها، بهویژه رود ولگا، نقش مهمی در افت آب خزر دارد. این مطالعه میگوید بارش بر روی حوضه آبریز در مجموع نسبتاً پایدار مانده، اما ورودی رودخانهای کاهش یافته و تبخیر نیز روندی افزایشی داشته است. بنابراین نمیتوان تمام مسئولیت را تنها بر گردن کاهش بارش یا گرمایش گذاشت؛ مدیریت انسانی آب نیز در این معادله سهم دارد.
سدسازی، برداشت آب برای کشاورزی و صنعت، تنظیم جریان رودخانهها و تغییر نحوه بهره برداری از مخازن، همگی میتوانند میزان آبی را که در نهایت به خزر میرسد کاهش دهند.
از سوی دیگر، گرمایش منطقه، سطح آب و هوای خزر را تحت فشار قرار داده است. پژوهشهای اقلیمی نشان میدهند افزایش دما موجب افزایش تبخیر میشود و اگر افزایش بارش نتواند این میزان از دست رفتن آب را جبران کند، تراز دریا پایینتر خواهد رفت؛ مدلهای اقلیمی حتی برای پایان قرن بیست ویکم کاهش چندمتری تراز خزر را محتمل دانستهاند.
این یعنی خزر با یک علت واحد مواجه نیست؛ تغییر اقلیم و افزایش تبخیر از یک سو و کاهش ورودی آب و فشارهای انسانی از سوی دیگر، همزمان به این پهنه آبی فشار میآورند.
جزیرههای تازه؛ زیبایی نیست، نشانه عقبنشینی آب است
شاید عجیب ترین تصویر این روزهای خزر، ظهور جزیرههای تازه باشد؛ پدیدهای که در نگاه اول حتی میتواند جذاب به نظر برسد؛ اما از منظر محیط زیست، این جزایر بیش از آنکه «جزیرههای جدید» باشند، نشانهای از عقبنشینی بستر دریا هستند.
در شمال و شمال شرق خزر، عمق دریا در بسیاری از مناطق تنها چند متر است؛ بنابراین افت حتی چند ده سانتیمتری سطح آب میتواند بخشهایی از بستر را نمایان کند. در مناطق عمیقتر جنوب خزر، همین میزان افت ممکن است از نظر ظاهری بسیار کمتر دیده شود، اما در مناطق کمعمق، خط ساحلی میتواند کیلومترها عقب برود.
پژوهش منتشرشده در نشریه Communications Earth & Environment نشان داده که در بخش شمال شرقی خزر، از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴، خط ساحلی بیش از ۵۶ کیلومتر عقبنشینی کرده و سطح آب در محدوده مورد مطالعه حدود ۴۶ درصد کاهش یافته است.
در برخی مناطق، جزایر تازه ظاهرشده حتی به محل استراحت فکهای خزری تبدیل شدهاند؛ اما مسئله این است که ایجاد زمین جدید الزاماً به معنای ایجاد زیستگاه سالم جدید نیست؛ بسیاری از زیستگاههای آبی، نیزارها، تالابها و مناطق تخمریزی ماهیان با عقب نشینی آب از بین میروند و جای آنها را پهنههای خشک و شور میگیرد.
پژوهشگران نیز هشدار دادهاند که روند جانشینی این جزایر تازه با پوشش گیاهی و حیات جانوری هنوز بهخوبی شناخته نشده و نمیتوان آنها را جایگزین سادهای برای زیستگاههای ازدسترفته دانست.
به بیان ساده، جزیره جدید در خزر لزوماً خبر خوبی نیست؛ ممکن است بخشی از دریا باشد که دیگر دریا نیست.
از فک خزری تا ماهی و تالاب؛ زنجیرهای که در حال گسستن است
پیامدهای کاهش آب فقط به عقب نشینی ساحل محدود نمیشود؛ خزر یکی از مهمترین زیست بومهای منحصر به فرد جهان است و گونههایی دارد که در هیچ جای دیگری از کره زمین یافت نمیشوند.
فک خزری، ماهیان خاویاری، پرندگان مهاجر و مجموعه بزرگی از آبزیان به شرایط خاص این دریا وابستهاند. کاهش سطح آب میتواند مناطق تخم ریزی ماهیان، تالابهای ساحلی و زیستگاههای فک خزری را کوچک یا نابود کند.
مطالعه سال ۲۰۲۵ نشان میدهد اگر سطح آب خزر پنج تا ۱۰ متر کاهش یابد، بسیاری از اکوسیستمهای کلیدی به شدت مختل خواهند شد و پوشش مناطق حفاظت شده دریایی میتواند تا ۹۴ درصد کاهش پیدا کند.
در شمال خزر، مسئله حتی جدی تراست؛ زیرا بخش زیادی از زیستگاههای کمعمق درهمین محدوده قرار دارند. کاهش آب باعث میشود مناطق ساحلی، نیزارها و پهنههای کمعمق که محل تغذیه و زادآوری گونههای مختلف هستند، خشک شوند.
در ایران نیز نشانههای این بحران پیشتر در تالابها و خلیجهای ساحلی دیده شده است. خلیج گرگان یکی از نمونههای روشن است. پژوهشهای انجام شده نشان میدهد کاهش سطح خزر همراه با رسوب گذاری و تغییرات هیدرولوژیک، این پهنه را به سمت خشکی سوق داده است. یک مطالعه جدید در سال ۲۰۲۶ نیز نشان داد حجم ذخیره آب خلیج گرگان از حدود ۱۴۴۳ میلیون مترمکعب در سال ۱۹۹۸ به حدود ۲۲۰ میلیون مترمکعب در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته است.
این فقط یک مسئله محیط زیستی نیست؛ خلیجها و تالابهای ساحلی در حفظ تنوع زیستی، کنترل گرد وغبار، پشتیبانی از شیلات و معیشت جوامع محلی نقش دارند؛ در یک پژوهش درباره خلیج گرگان نیز شبیه سازیها نشان دادهاند در صورت خشک شدن کامل، این پهنه میتواند به منبع گردوغبار برای مناطق اطراف تا شعاع حدود ۶۰ کیلومتر تبدیل شود.
وقتی بندرها از دریا دور میشوند
شاید یکی از کمتر دیده شده ترین پیامدهای افت آب خزر، ضربه به اقتصاد ساحلی باشد؛ وقتی سطح آب پایین میرود، بندری که زمانی مستقیماً به دریا متصل بود ممکن است به تدریج با فاصله گرفتن خط ساحلی مواجه شود. مسیرهای کشتیرانی کمعمقتر میشوند، هزینه لایروبی بالا میرود و زیرساختهایی که میلیاردها دلار برای آنها سرمایه گذاری شده، ممکن است کارایی گذشته را از دست بدهند.
مطالعه ۲۰۲۵ نشان داده است که با افت ۱۰ متری سطح آب، فاصله برخی بنادر و زیرساختهای صنعتی از خط ساحلی میتواند چندین کیلومتر افزایش پیدا کند. در این سناریو، بنادر باکو، انزلی و آکتائو نیز با افزایش فاصله از خط ساحلی مواجه خواهند شد. حتی برخی تأسیسات نفت و گاز در شمال خزر ممکن است در صورت افت شدید سطح آب، عملاً از پهنه دریایی فاصله بگیرند.
رئوف حاجیاف، معاون وزیر محیط زیست و منابع طبیعی جمهوری آذربایجان نیز درباره همین مسئله هشدار داده و گفته است کاهش آب خزر تنها مسئله محیط زیستی نیست و بر شهرهای ساحلی، زیرساختها، حملونقل و فعالیت بنادر اثر میگذارد.
در ایران نیز مسئله برای بنادر شمالی اهمیت دارد؛ هرچند عمق بیشتر بخش جنوبی خزر باعث میشود آثار افت آب در این منطقه با سرعت کمتری نسبت به شمال دیده شود، اما بندر، اسکله، شیلات، گردشگری و تالابهای ساحلی همگی به سطح و نوسانات آب وابستهاند، از همین رو کاهش آب خزر را نمیتوان فقط در قاب یک تصویر از ساحلی که عقب رفته است دید؛ پشت این عقبنشینی، مسئله اقتصاد، حملونقل، اشتغال و امنیت زیستمحیطی نیز قرار دارد.
آیا خزر به سرنوشت آرال میرسد؟
مقایسه خزر با آرال از جذاب ترین و در عین حال حساسترین بخشهای این بحث است؛ خزر و آرال هر دو پهنههای آبی بسته هستند، اما شرایط آنها یکسان نیست؛ خزر بسیار بزرگ تر و عمیق تر است و حوضه آبی متفاوتی دارد، بنابراین نمیتوان گفت خزر الزاماً همان مسیر آرال را طی خواهد کرد.
اما یک نکته هشداردهنده وجود دارد: بخش شمالی خزر، به دلیل کمعمق بودن، میتواند بسیار سریعتر از سایر بخشها خشک شود.
مطالعات اقلیمی نشان میدهد در سناریوهای انتشار متوسط تا بالا، کاهش هشت تا ۱۴ متر تا پایان قرن ممکن است رخ دهد و برخی مدلها حتی دامنهای تا ۲۱ متر را مطرح کردهاند. در چنین شرایطی، شمال خزر میتواند با خشک شدن گسترده مواجه شود.
خزر یک بحران پنجکشوری است
درنهایت، شاید مهمترین واقعیت این باشد که هیچ کشوری به تنهایی قادر به حل مسئله افت آب خزر نیست؛ شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران نیز بر ضرورت همکاری پنج کشور ساحلی تأکید کرده است. در سوی دیگر، مقامهای قزاقستان از تدوین برنامه بیندولتی برای حفاظت از منابع آبی خزر سخن گفتهاند و در نشستهای منطقهای بر تبادل دادههای علمی و همکاری مشترک تأکید شده است.
این همکاری باید از سطح بیانیه فراتر برود؛ زیرا بخشی از عوامل مؤثر بر تراز آب خارج از مرزهای ایران قرار دارند. اگر جریان ولگا کاهش پیدا کند، اثر آن به ایران هم میرسد. اگر دمای منطقه بالا برود، تبخیر در سراسر خزر افزایش مییابد. اگر تالابهای ساحلی خشک شوند، گردوغبار و آسیب زیست محیطی مرز سیاسی نمیشناسد.
از سوی دیگر، لازم است میان دو موضوع تفاوت گذاشته شود: مدیریت بحران موجود و تلاش برای کاهش عوامل تشدیدکننده آن. لایروبی یک کانال میتواند موقتاً به خلیج گرگان آب برساند، اما نمیتواند افت تراز خود خزر را متوقف کند. مدیریت مصرف آب در حوضههای رودخانهای نیز ضروری است، اما به تنهایی قادر نیست روند افزایش تبخیر ناشی از گرمایش را متوقف کند.
راهحل، مجموعهای از اقدامات هماهنگ است: پایش ماهوارهای و زمینی مشترک، تبادل دادههای هیدرولوژیک، مدیریت برداشت آب در حوضههای آبریز، حفاظت از تالابها، برنامه ریزی برای بنادر و زیرساختهای ساحلی، احیای زیستگاههای حساس و مهمتر از همه، همکاری پنج کشور برای سازگاری با تراز جدید خزر.
خزر در گذشته هم بالا آمده و پایین رفته است؛ بنابراین هر عقبنشینی را نمیتوان به معنای آغاز یک فاجعه قطعی دانست. اما تفاوت امروز در این است که افت کنونی با گرمایش زمین، کاهش جریان برخی رودخانهها و فشارهای انسانی بر منابع آب همزمان شده است.
جزیرههایی که امروز در شمال خزر سر از آب بیرون میآورند، از همین منظر باید دیده شوند؛ نه به عنوان جاذبهای تازه برای نقشه، بلکه به عنوان علامتی از تغییر شکل یک اکوسیستم.
خزر هنوز از بین نرفته است؛ اما خط ساحلی آن در حال جابهجایی است، تالابهایش کوچکتر میشوند، برخی زیستگاههایش از دست میروند و زیرساختهای ساحلی به تدریج از آب فاصله میگیرند. اگر این روند ادامه پیدا کند، پرسش آینده دیگر این نخواهد بود که «آیا خزر کمآب میشود؟»؛ پرسش این خواهد بود که چه مقدار از خزر باقی میماند و چه بخشی از زیست بوم و اقتصاد وابسته به آن را میتوان پیش از رسیدن آب به نقطه بیبازگشت حفظ کرد؟





نظر شما