تصور کنید سال تحصیلی آغاز شده، همکلاسیها کتاب هایشان را ورق میزنند، تکالیف را مینویسند و برای امتحان آماده میشوند؛ اما دانشآموزی که نابیناست، باید منتظر بماند تا کتاب درسیاش به خط بریل تبدیل شود یا فایل صوتی آن به دستش برسد. گاهی هم صدای ضبط شده، جای صفحه ای را میگیرد که دانشآموز برای یادگیری املا، درک ساختار جمله، حل تمرین و مرور مستقل درس به آن نیاز دارد. در چنین شرایطی، مسئله فقط دسترسی به کتاب نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا نظام آموزشی امکان یادگیری مستقل و برابر را برای همه دانشآموزان فراهم کرده است؟
چالش تحصیل دانشآموزان نابینا درکشور به کمبود یا تأخیر کتابهای درسی محدود نمیشود؛ ازدشواری تأمین منابع بریل و هزینه تجهیزات کمک آموزشی گرفته تا کمبود آموزش تخصصی معلمان، مشکلات امتحانات نهایی، دسترس ناپذیری محیط مدارس، وابستگی ناخواسته به خانواده و محدودیت فرصتهای اجتماعی، مجموعهای از موانع را شکل میدهد که میتواند مسیر تحصیل را برای این دانشآموزان دشوارتر کند.
دراین میان، کتاب صوتی ابزاری ارزشمند برای دسترسی سریع به اطلاعات است، اما وقتی به دلیل هزینه و دشواری تولید کتاب بریل، جایگزین آن میشود، خطر محروم شدن دانشآموز از بخشی از مهارتهای بنیادی سوادآموزی نیز افزایش مییابد.
آمار منتشرشده از سوی یونیسف در فوریه ۲۰۲۵ نشان میدهد ۷ هزار و ۱۴۵ دانشآموز دارای معلولیت بینایی در نظام آموزش رسمی ایران تحصیل میکردند؛ ۵ هزار و ۲۳۹ نفر در مدارس عادی و ۱۹۰۶ نفر در مدارس استثنایی. این نهاد همچنین از نیاز سازمان آموزش وپرورش استثنایی به تولید سالانه حدود ۲۸ هزار کتاب درسی بریل در ۲۷۹ جلد خبر داده است؛ آماری که ابعاد پیچیده و پرهزینه تأمین منابع آموزشی مناسب را نشان میدهد.
کتاب صوتی؛ راهکار کمکی یا جایگزین ارزانتر؟
کتاب صوتی به خودی خود ابزار نامناسبی نیست، این قالب به دانشآموز نابینا کمک میکند حجم زیادی از اطلاعات را در زمان کوتاه تری دریافت کند، مطالب را هنگام رفت وآمد بشنود و به کتابهایی دسترسی پیدا کند که نسخه بریل آنها تولید نشده است. مشکل زمانی آغاز میشود که استفاده از صوت، نه براساس نیاز و انتخاب دانشآموز، بلکه به دلیل دشواری تأمین کتاب بریل به راهکار غالب تبدیل شود.
مژگان فربد، عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش وپرورش و معاون آموزشی، پرورشی و تربیت بدنی سازمان آموزش وپرورش استثنایی،می گوید در دوره متوسطه اول و دوم، افزایش تعداد کتابها، هزینه تولید نسخه بریل و دشواری حمل حجم زیاد کتابها، تأمین تمام منابع به این خط را با مشکل روبه رو میکند. به گفته او، بیش از ۴۰ تا ۵۰ عنوان کتاب درسی در دوره متوسطه به خط بریل چاپ میشود و بخشی از محتوای درسی نیز به شکل صوتی در اختیار دانشآموزان قرار میگیرد.
اما تفاوت مهمی میان «دریافت اطلاعات» و «یادگیری خواندن و نوشتن» وجود دارد. دانشآموزی که متن را میشنود، ممکن است مفهوم کلی درس را درک کند، ولی شنیدن کلمه الزاماً به معنای شناخت شکل نوشتاری آن نیست. در درس زبان فارسی، انگلیسی و عربی، آشنایی با املای واژهها، نشانه گذاری، ترتیب کلمات و ساختار جمله اهمیت دارد. در ریاضی نیز شناخت نمادها، کسرها، توانها و روابط میان اجزای یک عبارت، صرفاً با شنیدن توضیح شفاهی به همان شکل خواندن مستقیم متن و نمادها حاصل نمیشود.
خط بریل برای دانشآموز نابینا امکان میدهد مانند دانشآموز بینا، متن را به صورت نوشتاری دنبال کند، بخشی از آن را دوباره بخواند، به عقب برگردد و ارتباط میان اجزای مختلف را بررسی کند. خواندن با بریل همچنین مهارتی فعال است که با تمرین، دقت و سرعت آن افزایش مییابد. در مقابل، فایل صوتی معمولاً با سرعت و ترتیب از پیش تعیینشده ارائه میشود و جست وجوی یک واژه، مقایسه دو عبارت یا بازگشت دقیق به یک نماد ممکن است دشوارتر باشد.
فربد نیز به این تفاوت اشاره کرده و گفته است برخی دانشآموزان نابینا، خواندن با بریل را دقیقتر و مناسب تر میدانند و گوش دادن طولانی به محتوای درسی با ریتم مشخص میتواند خسته کننده باشد و یادگیری را کاهش دهد. او از بررسی راهکارهایی برای دسترسی آسانتر دانشآموزان به محتوای بریل، بدون نیاز به حمل تعداد زیادی کتاب، خبر داده است.
کتابهایی که دیر می رسند
یکی از بنیادی ترین مشکلات دانشآموزان نابینا، دسترسی به موقع به منابع آموزشی است؛ کتاب بریل برخلاف نسخه معمولی، به کاغذ و تجهیزات مخصوص، فرایند تبدیل متن، بازبینی و کنترل کیفیت نیاز دارد. حجم این کتابها نیز به مراتب بیشتر است و حمل مجموعه ای از آنها برای دانشآموزی که باید روزانه چند درس را مطالعه کند، دشواری ایجاد میکند.
برهمین اساس حتی اگر کتاب بریل به موقع تحویل داده شود، بدون معلم آموزش دیده و محیط آموزشی مناسب، تضمینی برای یادگیری مؤثر وجود ندارد. معلمی که با روش آموزش به دانشآموز نابینا آشنایی کافی ندارد، ممکن است ناخواسته توضیحهای خود را بر پایه نمودار، تصویر، اشاره به تخته یا نمایش تصویری مفاهیم ارائه کند؛ روشهایی که برای دانشآموز نابینا بدون توصیف کلامی دقیق و ابزار لمسی قابل استفاده نیستند.
برای نمونه، آموزش هندسه، نقشه خوانی، نمودارهای علوم و برخی مفاهیم جغرافیا به توضیح شفاهی صرف محدود نمیشود. این مفاهیم به مدلهای برجسته، شکلهای لمسی، توضیح مرحله به مرحله و فرصت کافی برای لمس و بررسی نیاز دارند. اگر چنین امکاناتی وجود نداشته باشد، دانشآموز ممکن است پاسخ معلم را بشنود، اما نتواند ساختار مفهومی درس را بهطور مستقل بازسازی کند.
مشکل در امتحانات نیز شکل جدیتری پیدا میکند؛ استفاده از منشی میتواند برای برخی دانشآموزان ضروری باشد، اما منشی نباید به جای دانشآموز تصمیم بگیرد، توضیح اضافه بدهد یا برداشت شخصی خود را وارد پرسش کند. خواندن دقیق متن، رعایت علائم، تسلط بر واژگان تخصصی و انتقال بدون خطای پاسخها از الزامات این فرایند است. در آزمونهای زبان، ریاضی و درسهای دارای نمادهای تخصصی، حتی یک خطای کوچک در خواندن سؤال میتواند نتیجه را تغییر دهد.
سالار قاسمی، نماینده سازمان آموزش وپرورش استثنایی در گزارشی درباره هماهنگی برای تأمین سؤالات بریل دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم رشته علوم انسانی توضیح داده بود که دانشآموزان از مشکلات اجرایی آزمونها و تأخیر در آماده شدن برخی سؤالات گفته بودند، که این فاصله میان برنامه ریزی رسمی و تجربه دانشآموزان، ضرورت نظارت بر اجرای دستورالعملها را برجسته میکند.
مسئله دیگر، دسترس پذیری فیزیکی مدارس است؛مسیرهای نامناسب، نبود علائم راهنمای قابل لمس، پلهها و راهروهای دشوار، چیدمان متغیر کلاسها و فقدان نقشه آشنایی با محیط میتواند رفت وآمد مستقل دانشآموز را محدود کند. پژوهشی درباره دسترسی دانشجویان ناشنوا و نابینا به آموزش عالی در ایران که در سال ۲۰۲۵ منتشر شده، به موانع فیزیکی ساختمانها، کمبود آمادگی آموزشی برخی مدرسان و وابستگی دانشجویان به ضبط صدا و کمک خانواده برای تبدیل محتوای درسی اشاره کرده است. هرچند این پژوهش درباره آموزش عالی است، بخشی از مسائل مطرحشده در آن میتواند برای بررسی پیوستگی موانع آموزشی از مدرسه تا دانشگاه نیز اهمیت داشته باشد.
در چنین شرایطی، موفقیت دانشآموزان نابینا در آزمونها نباید بهانهای برای نادیده گرفتن موانع باشد. موفقیت یک دانشآموز با وجود محدودیتها، لزوماً نشان نمیدهد که نظام آموزشی شرایط برابر فراهم کرده است؛ چهبسا این موفقیت حاصل تلاش مضاعف خود دانشآموز و خانواده او باشد.
مسئله فقط چاپ کتاب نیست
علیاکبر جمالی، مدیرعامل انجمن نابینایان ایران،دیر رسیدن کتابهای درسی را از چالشهای مهم این دانشآموزان دانسته است. او همچنین به نبود برنامه منسجم برای اوقات فراغت دانشآموزان، به ویژه کودکان ساکن مدارس شبانه روزی، اشاره کرده است.
این نکته نشان میدهد تجربه تحصیل را نمیتوان فقط با تعداد کتابهای تحویل شده یا نمرات امتحانی سنجید. دانشآموز نابینا به فرصت بازی، فعالیت گروهی، ورزش، ارتباط با همسالان و مشارکت در برنامههای فرهنگی نیز نیاز دارد. اگر محیط مدرسه به گونه ای باشد که دانش آموز برای انجام فعالیتهای روزمره همواره به کمک دیگران نیاز داشته باشد، استقلال و اعتمادبهنفس او نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
پرستو ولدخان، از فعالان حوزه تولید کتاب برای نابینایان، به مشکلات کتابخانههای نابینایان و کمبود منابع مالی، گرانی چاپگرهای بریل و دشواری دریافت فایلهای متنی از ناشران اشاره می کند و توضیح می دهد که تولید کتاب بریل به دلیل حجم بیشتر و هزینه بالاتر، برای برخی نهادها توجیه اقتصادی ندارد و فعالیتهای تولید کتاب ویژه نابینایان گاهی پس از مدتی متوقف میشود.
مشکل دسترسی به فایل اصلی کتاب، مسئلهای فراتر از کتاب درسی است؛ اگر دانشآموز نابینا برای مطالعه کتاب کمک درسی، داستان، فرهنگ لغت یا منابع تکمیلی به نسخه مناسب دسترسی نداشته باشد، دامنه مطالعه او محدود میشود. در این صورت، دانشآموز بینا میتواند از میان منابع متعدد انتخاب کند، اما دانشآموز نابینا ناچار است به آنچه تولید یا ضبط شده بسنده کند.
از سوی دیگر، اتکای بیش از حد به فایل صوتی میتواند مهارت خواندن مستقل را تضعیف کند؛ به ویژه اگر دانشآموز در سالهای ابتدایی، فرصت کافی برای یادگیری بریل و تمرین روزانه آن نداشته باشد. در اینجا باید از یک برداشت نادرست پرهیز کرد: استفاده از صوت به خودی خود موجب تنبلی یا ضعف یادگیری نمیشود. مشکل زمانی ایجاد میشود که دانشآموز از آموزش نظاممند خواندن و نوشتن محروم بماند و هیچ جایگزین مناسبی برای تمرین نوشتاری در اختیار نداشته باشد.
همچنین خانوادهها نباید به طور پیش فرض مسئول جبران تمام کاستیهای مدرسه باشند. والدین میتوانند در آموزش و تمرین به فرزند خود کمک کنند، اما جایگزین معلم متخصص، کتاب مناسب، تجهیزات استاندارد و نظام ارزشیابی عادلانه نیستند. خانوادهای که توان خرید ابزارهای گران قیمت یا تبدیل دستی کتابها را ندارد، نباید به دلیل وضعیت اقتصادی با نگرانی بیشتری درباره آینده تحصیلی فرزندش مواجه شود.
مسئولیت دولت؛ از تأمین کتاب تا تضمین یادگیری مستقل
اظهارنظرهای رسمی اخیر نشان میدهد مسئولان نیز بر ضرورت تأمین منابع متناسب با نیاز دانشآموزان نابینا تأکید دارند. اکبر پولادی، عضو کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس،معتقد است دانشآموزان نابینا نباید به دلیل نبود منابع آموزشی از برنامه درسی عقب بمانند. او تأکید کرد که کتاب صوتی را نمیتوان برای همه دانشآموزان جایگزین بریل دانست و اگر کمبودی در تأمین منابع وجود داشته باشد، باید بررسی و جبران شود.،پولادی همچنین اعلام کرد که موضوع دسترسی دانشآموزان نابینا به کتابهای بریل در جلسات آتی کمیسیون پیگیری خواهد شد.
این موضع، مطالبه اصلی را روشن میکند؛ تأمین منابع باید براساس نیاز واقعی دانشآموز صورت گیرد، نه صرفاً بر مبنای هزینه تولید یا سهولت توزیع. با این حال، برای تبدیل این تأکید به نتیجه ملموس، چند اقدام ضروری است.
نخست، باید آمار دقیقی از تعداد دانشآموزان نابینا و کمبینا، نیازهای آموزشی آنان، میزان کتابهای تولید شده و زمان تحویل هر عنوان منتشر شود. دوم، بودجه مشخص و پایداری برای تولید کتابهای بریل، تهیه کاغذ و تجهیزات تخصصی و نگهداری دستگاهها اختصاص یابد. سوم، نسخههای بریل و صوتی باید همزمان با کتابهای عادی آماده شوند تا دانشآموز از آغاز سال تحصیلی امکان همراهی با کلاس را داشته باشد.
چهارم، آموزش تخصصی معلمان و منشیهای امتحانات باید جدی گرفته شود؛ معلمان مدارس عادی نیز باید با اصول آموزش دانشآموزان نابینا، توصیف کلامی مطالب تصویری، استفاده از ابزارهای لمسی و طراحی فعالیتهای قابل دسترس آشنا شوند. در آزمونها نیز باید زمان کافی، فضای آرام، منشی آموزش دیده و امکان استفاده از نسخه بریل یا ابزار دیجیتال مناسب فراهم باشد.
پنجم، توسعه فناوری باید به کاهش وابستگی دانشآموز منجر شود.؛نمایشگرهای بریل الکترونیکی و ابزارهای تبدیل متن به بریل میتوانند بخشی از دشواری حمل کتابها را حل کنند، اما این راهکارها نیز باید از نظر هزینه، زبان فارسی، دقت تبدیل و دسترسی خانوادهها بررسی شوند. فناوری زمانی به عدالت آموزشی کمک میکند که در دسترس دانشآموزان باشد، نه اینکه تنها برای گروه کوچکی از خانوادهها قابل استفاده باشد.
در نهایت، ارزیابی عملکرد دستگاههای مسئول نباید تنها به تعداد کتابهای چاپ شده یا تعداد دانشآموزان ثبت نام شده محدود شود. معیار مهم تر این است که دانشآموز نابینا تا چه اندازه میتواند بدون وابستگی غیرضروری به دیگران مطالعه کند، تکالیفش را انجام دهد، در امتحان توانایی واقعی خود را نشان دهد و از فرصتهای آموزشی و اجتماعی مشابه همسالان برخوردار شود.




نظر شما