با وجود همه هشدارها شاید کمتر میتوانستیم روزی را تصور کنیم که کفگیر منابع آب، به ته دیگ بخورد. نمونهاش همین بیخ گوشمان کابل که این روزها دستوپا زدنش با عطش، زنگ خطری جدی است و همه را به هراس میاندازد که شاید وضعیت امروزش، روزی دامن ما را هم بگیرد؛ چراکه هر روز، شهرهای بیشتری در سراسر جهان به نقطهای نگرانکننده نزدیک میشوند که کارشناسان به آن لقب «روز صفر» دادهاند؛ روزی که ممکن است شیر آب را باز کنیم، اما به جای جریان آب، فقط صدای بیآبی لولهها را بشنویم.
احتمال بیآبی کامل
با اینکه گزارشی از سازمان غیرانتفاعی پراسپر گلوبال هشدار میدهد شهری مثل کابل ممکن است تا سال ۲۰۳۰ به نخستین شهر جهان تبدیل شود که بیآبی کامل را تجربه میکند، اما مثل اینکه همین الان هم بخش بزرگی از ساکنان این شهر، به روز صفر رسیدهاند و منابع آبی دیگر پاسخگوی نیازشان نیست؛ چراکه به نقل از سیانان افراد زیادی برای تأمین آب خانوادهشان مجبورند هر روز راهی مسجد محله شوند؛ سطلهای خالی را به صف کنند، نزدیک یک ساعت منتظر بمانند تا از پمپ دستی آب بگیرند و بعد، با بار سنگین و فشار طاقتفرسا به خانه برگردند. این کار روزانهشان است و برای زندهماندن چاره دیگری ندارند.
البته بحران آب شهری معمولاً همینطوری و اتفاقی رخ نمیدهد و بیشک تأثیر چندین مشکل تلنبار شده روی هم است. مثلاً جمعیت بالا میرود، ساختمانها بیشتر میشوند و مصرف آب افزایش مییابد، اما زیرساختها پابهپای شهر رشد نمیکنند یا تغییرات اقلیمی با افزایش دما، خشکسالیهای طولانیتر و تغییر الگوی بارش، منابع آبی را تحت فشار میگذارد. البته «زومیت» هم براساس مقالهای در وبسایت علمی لایوساینس، مینویسد پژوهشگران با بررسی مدلهای اقلیمی پیشبینی کردهاند اگر انتشار گازهای گلخانهای در سطح بالایی باقی بماند، حدود ۷۴درصد از مناطق مستعد خشکسالی جهان تا سال ۲۱۰۰ در معرض خشکسالیهای شدید و پایدار قرار خواهند گرفت.
بیش از یکسوم این مناطق نیز ممکن است در فاصله سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰ با کمبود شدید آب مواجه شوند. پژوهشگران برای بررسی این وضعیت از دو مدل اقلیمی CESM و CNRM استفاده کردهاند وبا اینکه پیشبینی این مدلها کاملاً یکسان نیست، اما هر دو نشان میدهند گرمایش جهانی میتواند خطر خشکسالی را افزایش دهد. برآورد این مطالعه همچنین نشان میدهد خشکسالیهای روز صفر تا پایان قرن ممکن است حدود ۷۵۰ میلیون نفر را تهدید کنند؛ از جمله حدود ۴۷۰ میلیون نفر در شهرها و ۲۹۰ میلیون نفر در مناطق روستایی.
آب هست اما...
کمبود آب البته بحران نابرابری را هم عمیقتر میکند. به جز کابل که در آن خانوادههای کمبضاعت مجبورند ساعتها در صف بمانند و تا ۳۰درصد درآمدشان را صرف آب میکنند؛ (در حالی که سازمان ملل هزینه قابلتحمل آب را حداکثر ۳درصد درآمد خانوار میداند) کیپتاون آفریقای جنوبی هم یکی از نمونههای شناختهشده این وضعیت است. در سال ۲۰۱۸، خشکسالی چنان سدها را خشک کرد که گویی فقط با خاک و سنگ روبهرو بودیم و اگر اوضاع کمی بدتر میشد، ۴میلیون نفر با قطع گسترده آب روبهرو میشدند هرچند محدودیتهای مصرف، شهر را از لبه پرتگاه نجات داد، اما تجربه کیپتاون نشان داد حتی شهری بزرگ نیز میتواند در برابر کمبود آب آسیبپذیر باشد. در ژوئن ۲۰۱۹ در چنای هند نیز، هر چهار سد اصلی تأمینکننده آب شهر خشک شده بودند و میلیونها نفر با کمبود شدید آب روبهرو شدند. مردم برای دریافت آب ناچار بودند ساعتها در صف بایستند تا کامیونها سهم محدودی از آب را در اختیارشان بگذارند. آن طور که سیانان میگوید در شهرهای دیگر جهان، از تهران خودمان بگیرید تا کورپوس کریستی تگزاس، این نگرانی همچنان وجود دارد و ترکیبی از خشکسالی، مصرف بالا و مدیریت ناکافی منابع آب، اوضاع را شدیدتر هم کرده است. البته شرایط و میزان خطر در هر شهر متفاوت است؛ اما سؤال اینجاست شهرها تا چه اندازه برای زندگی با منابع آبی محدود آمادهاند؟
آب نیست
جالب است بدانید برخی از شهرها از نظر جغرافیایی نباید شهری بیآب باشند. در همین کابل رشتهکوههای هندوکش، رودخانهها و برفهای کوهستانی منابع مهمی برای تأمین آب منطقهاند، اما دسترسی به این منابع به زیرساخت، سرمایهگذاری و مدیریت نیاز دارد و طرحهایی مانند سد شاهتوت و انتقال آب از رودخانه پنجشیر اگرچه میتواند به تأمین آب شهر کمک کند، اما چون با موانع اجرایی و شبکه توزیع نامناسب روبهرو هستند راه به جایی نمیبرند. علاوهبراین در بسیاری از شهرهای دیگر، مسئله صرفاً نبود آب در طبیعت نیست؛ بلکه فاصله میان منابع موجود و نیاز روزافزون جمعیت هم مهم است. پیشتر گفتیم آب ممکن است در منطقهای وجود داشته باشد، اما انتقال، تصفیه و توزیع آن به سرمایه و برنامهریزی بلندمدت نیاز دارد. حالا اگر این اقدامات به تأخیر بیفتند، شهرها ناچار میشوند با راهحلهای موقت، مانند انتقال آب با تانکر، بحران را مدیریت کنند؛ راهحلهایی که معمولاً پرهزینهاند و دسترسی برابر ایجاد نمیکنند. وضعیت افغانستان هم به دلیل دههها جنگ، فقر و کاهش کمکهای بینالمللی پیچیدهتر شده است. با این حال، کارشناسان میگویند آنچه در کابل رخ میدهد، هشداری برای دیگر شهرهای جهان است. اینکه تغییرات اقلیمی میتوانند ضعفهایی را که سالها در زیرساختها و مدیریت منابع آب انباشته شدهاند، به بحرانی تمامعیار تبدیل کنند طوری که خدای ناکرده کمکم از شعار «آب هست اما کم است» به «آب نیست» برسیم!





نظر شما