چهارشنبهها نیز فرصتی است برای تازهکردن این پیوند و رویآوردن به زیارت آن امام رئوف، از نزدیک یا از راه دور؛ فرصتی برای درنگ در سیره امام و تأمل در درسهایی که میتواند راه زندگی را روشنتر کند. اما چگونه میتوان فراتر از عرض ارادت، از شیوه زندگی و نگاه امام رضا (ع) به دشواریها آموخت؟ در گفتوگو با حجتالاسلام محمداسماعیل خورشیدی، کارشناس دینی، به این موضوع پرداختهایم؛
زیارت امام رضا (ع)، فرصتی برای اظهار ارادت و توسل است؛ اما این پیوند معنوی چگونه میتواند در زندگی روزمره ما نیز اثر بگذارد؟
زیارت زمانی اثر عمیقتری در زندگی انسان میگذارد که در کنار اظهار ارادت، فرصتی برای شناخت راه و روش امام نیز باشد. ما به محضر امام رضا (ع) عرض ارادت میکنیم، اما در کنار این ارادت باید ببینیم آن حضرت چگونه با مسائل زندگی مواجه میشدند و چه درسی برای ما دارند. یکی از نکتههای مهم در سیره ایشان، شیوه مواجهه با موقعیتهای دشوار است؛ اینکه انسان در برابر مشکلات، منفعل و ناامید نشود و بهجای گرفتارشدن در احساس بنبست، راهی برای بهرهبردن از شرایط پیدا کند.
این نگاه، ریشه در فرهنگ قرآن دارد. مؤمن قرار نیست با هر اتفاق ناگواری، امیدش را از دست بدهد یا دست از تلاش بکشد. او میتواند با اصلاح نگاه خود به حوادث، از دل دشواریها فرصتی برای رشد، تقویت ایمان و انجام مسئولیتهایش پیدا کند. این همان درسی است که میتوانیم از سیره امام رضا (ع) برای زندگی امروز خود بیاموزیم.
قرآن کریم در ماجرای جنگ احزاب، واکنش متفاوت مؤمنان را در برابر تهدیدی بزرگ روایت میکند. این آیه چه نکتهای درباره مواجهه با دشواریها به ما میآموزد؟
بله؛ یکی از نمونههای روشن، آیات مربوط به جنگ احزاب در سوره احزاب است. در آن واقعه، سپاه بزرگی از دشمنان در برابر مسلمانان قرار گرفت و شرایط بهگونهای بود که از نگاه محاسبات معمول، نگرانی و ترس کاملاً قابل تصور بود. با این حال، قرآن کریم در آیه ۲۲ سوره احزاب واکنش مؤمنان را چنین توصیف میکند: «وَلَمَّا رَأَی الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا» یعنی هنگامی که مؤمنان آن گروهها را دیدند، گفتند این همان چیزی است که خدا و پیامبرش به ما وعده دادهاند و خدا و پیامبرش راست گفتهاند؛ و این واقعه جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود. نکته مهم این است که مؤمنان، بزرگی تهدید را انکار نکردند؛ بلکه آن را در چارچوب وعده و اعتماد خود به خدا معنا کردند. نتیجه این شد که حادثه، بهجای آنکه ایمانشان را تضعیف کند، بر استواری آنان افزود. این آیه به ما میآموزد که همیشه نمیتوان شرایط بیرونی را تغییر داد، اما میتوان نوع مواجهه با آن شرایط را اصلاح کرد.
یکی از مقاطع حساس زندگی امام رضا (ع)، ماجرای ولایتعهدی مأمون است. این اتفاق را چگونه میتوان در چارچوب سیره و شیوه مواجهه آن حضرت با شرایط دشوار فهمید؟
ماجرای ولایتعهدی امام رضا (ع) نمونه مهمی برای فهم این موضوع است. مأمون عباسی از امام خواست ولایتعهدی را بپذیرند؛ در شرایطی که نپذیرفتن آن میتوانست جان حضرت را با خطر جدی روبهرو کند. بنابراین، پذیرش ولایتعهدی را نباید به معنای تأیید حکومت مأمون یا همراهی با اهداف او دانست. در تحلیل این ماجرا، باید میان ظاهر یک اتفاق و اهدافی که امام در دل آن دنبال میکردند، تفاوت قائل شد. در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله»، مجموعهای از بیانات رهبر شهید انقلاب درباره زندگی سیاسی و اجتماعی ائمه (ع)، به همین جنبه از سیره امام رضا (ع) توجه شده است. بر این اساس حضرت در شرایطی که امکان انتخاب آزادانه و بیهزینه نداشتند، موقعیت تحمیلشده و تهدید را به فرصتی برای پیشبرد اهداف خود تبدیل کردند. این نکته برای ما نیز مهم است: گاهی انسان در شرایطی قرار میگیرد که هیچیک از گزینههای پیش رویش مطلوب نیست. در چنین وضعی، باید سنجیده عمل کند و ببیند چگونه میتواند با حفظ اصول خود، از شرایط موجود برای رسیدن به هدفی درست بهره ببرد.
با توجه به شرایط خاص آن دوران، پذیرش ولایتعهدی چه زمینههایی برای امام رضا (ع) فراهم کرد و این ماجرا چه ابعادی از سیره سیاسی و دینی ایشان را روشن میکند؟
در بررسی ماجرای ولایتعهدی، میتوان هفت هدف و دستاورد را برای حضور امام رضا (ع) در این جایگاه برشمرد. نخست، فراهمشدن امکان کمکرسانی غیرمستقیم به مبارزان و نیروهای همراه اهلبیت (ع)، دور از نگاه دستگاه خلافت بود. دوم، تقویت شیعیان و برقراری ارتباط مؤثرتر با آنان؛ چراکه شیعیان در آن دوران با محدودیتها و فشارهای بسیاری روبهرو بودند و این موقعیت میتوانست زمینه حمایت از آنان را فراهم کند. سوم، ایجاد انگیزه و آمادگی در میان شیعیان و خاندان بنیهاشم بود. دورشدن امام از مدینه، افزون بر اندوهی که در میان آنان برمیانگیخت، میتوانست توجهها را به جایگاه امام و مسئله امامت بیشتر جلب کند. چهارم، آشکارشدن رفتار و اهداف واقعی مأمون بود. حضور امام در جایگاه ولایتعهدی لزوماً به معنای باور حکومت عباسی به حقانیت اهلبیت (ع) نبود؛ بلکه میتوانست فاصله میان ظاهر رفتار حکومت و اهداف واقعی آن را نمایانتر سازد.
پنجم، مقابله با تبلیغات منفی علیه اهلبیت (ع)، بهویژه امیرالمؤمنین علی (ع)، بود. تبلیغات حکومتی در دورههایی میکوشید چهره خاندان پیامبر (ص) را مخدوش کند و حضور و موضعگیری امام رضا (ع) فرصتی برای روشنکردن حقیقت و مقابله با این فضاسازیها فراهم میآورد. ششم، آشکارشدن جایگاه عالمان وابسته به دربار بود؛ کسانی که با توجیه رفتار حاکمان، به سیاستهای آنان مشروعیت میبخشیدند. مواضع علمی امام میتوانست تفاوت میان معارف اصیل دینی و توجیهگری درباری را روشن کند.
هفتمین هدف، ترویج اسلام ناب بر پایه معارف اهلبیت (ع) بود؛ هدفی که از مهمترین ابعاد سیره امام رضا (ع) به شمار میآید. حتی در شرایط محدودکننده نیز میتوان از موقعیتهای موجود برای معرفی معارف اصیل دین بهره برد. این هفت محور نشان میدهد که برای فهم ماجرای ولایتعهدی، نمیتوان تنها به ظاهر این تصمیم تاریخی بسنده کرد؛ بلکه باید شرایط آن دوران، محدودیتهای پیش روی امام و اهدافی را که دنبال میکردند، در کنار یکدیگر در نظر گرفت.
از ماجرای ولایتعهدی امام رضا (ع) چگونه میتوان برای مواجهه با دشواریهای زندگی امروز درس گرفت؛ بهویژه زمانی که راه پیش رو روشن نیست یا انتخابهای آسانی نداریم؟
طبیعتاً شرایط زندگی ما با موقعیت تاریخی امام یکسان نیست، اما میتوانیم از شیوه نگاه ایشان درس بگیریم. قرار نیست هر اتفاق ناخوشایندی را خوب بدانیم یا هر مشکلی را بهسرعت فرصتی آماده تلقی کنیم. سخن این است که انسان در برابر دشواریها، امکانهای پیش روی خود را نادیده نگیرد. برای مثال، جوانی و فرصت یادگیری، سرمایههایی هستند که اگر درست از آنها استفاده شود، میتوانند زمینه رشد انسان را فراهم کنند. امکانات مالی نیز صرفاً وسیله مصرف نیستند و میتوان از آنها برای کمک به دیگران و انجام کارهای ارزشمند بهره برد. فرزند و خانواده هم مسئولیتی مهم و فرصتی برای تربیت، محبت و ساختن آیندهاند. در همه این موارد، نوع نگاه ما اهمیت دارد. اگر تنها به محدودیتها توجه کنیم، ممکن است تواناییها و فرصتهای موجود را نبینیم. اما اگر واقعبینانه شرایط را بررسی کنیم، مسئولیت خود را بشناسیم و برای تغییر وضعیت قدم برداریم، حتی در موقعیتهای دشوار نیز میتوانیم راهی برای پیشرفت پیدا کنیم.
درسهای سیره امام رضا (ع) درباره مواجهه با تهدیدها، در شرایط امروز جامعه چه کاربردی دارد و چگونه میتوان از آن در برابر حوادث دشوار بهره گرفت؟
اگر به حوادث امروز با نگاه قرآنی و با الهام از سیره امام رضا (ع) بنگریم، درمییابیم که حتی در شرایط دشوار نیز میتوان زمینههایی برای پیشرفت و تقویت جامعه پیدا کرد. رهبر شهید انقلاب نیز در مواجهه با تهدیدها، چنین رویکردی داشتند. برای نمونه، تحریمهای طولانیمدت، با وجود محدودیتهایی که ایجاد کردند، به تقویت توانمندیهای نظامی کشور نیز انجامیدند. در این نگاه، تهدید صرفاً مانعی برای توقف نیست؛ میتواند انگیزهای برای یافتن راههای تازه و تقویت ظرفیتهای موجود باشد.
شهادت رهبر شهید نیز فقدانی بزرگ بود؛ اما حضور گسترده مردم و برگزاری مراسم عزاداری، زمینهای برای ابراز همدلی و تقویت انسجام ملی فراهم کرد. البته این به معنای نادیدهگرفتن تلخی فقدان یا مثبت دانستن خود حادثه نیست؛ مسئله این است که حتی در دل حوادث اندوهبار نیز ممکن است ظرفیتهایی برای همبستگی و نزدیکترشدن مردم به یکدیگر شکل بگیرد.
البته هیچ تهدیدی بهخودیخود به فرصت تبدیل نمیشود. این تغییر به تشخیص درست موقعیت، تدبیر و اقدام نیاز دارد. اگر جامعه بتواند بهجای گرفتارشدن در احساس ناتوانی، ظرفیتهای خود را بشناسد و برای استفاده از آنها برنامه داشته باشد، دشواریها لزوماً به بنبست ختم نمیشوند. از این منظر، سیره امام رضا (ع) الگویی برای اندیشیدن و عملکردن در موقعیتهایی است که شرایط مطابق خواسته ما پیش نمیرود. مهم آن است که در برابر حوادث، قدرت تشخیص و عمل را از دست ندهیم و برای ساختن آیندهای بهتر، از فرصتهای واقعی پیش رو، استفاده کنیم.




نظر شما