یکی از ظریفترین و در عین حال چالشبرانگیزترین مباحث در نظریه ولایتفقیه و حکومت اسلامی، درک نسبت میان «تصمیمات کلان و راهبردی رهبر جامعه اسلامی» با «تحلیلها، برداشتها و قضاوتهای سایر علما، نخبگان و مؤمنان» است. مرحوم آیتالله محیالدین حائری شیرازی (ره) ، به تبیین این پیچیدگی پرداخته و از زاویهای نو، پرده از حقیقت هدایت و زعامت امت برداشتهاند.
جایگاه رهبر نسبت به علمای دیگر مثل خضر(ع) نسبت به موسی(ع) است. موسی(ع) با تمام صداقت، با تمام عشق به دین و به امر به معروف و نهی از منکر، در مواردی که خضر تصمیم میگرفت و قدم بر میداشت، به او اعتراض میکرد. اعتراض موسی(ع) به خضر(ع)، نه از روی هوی و هوس بود، نه از روی دنیاطلبی. دقیقاً به خاطر حفظ حکم الله بود، اما واقعیت را نمیدانست.
خضر(ع) کشتیای که فقرا با آن نان میخوردند را شکست! موسی(ع) اعتراض کرد که چرا کشتی را میشکنی؟! میخواهی اهل کشتی را غرق کنی؟ اعتراضی از روی اخلاص، اعتراضی از روی تقوا، اعتراضی از روی امر به معروف و نهی از منکر کرد. خضر(ع) به او گفت از اول نگفتم تو طاقت همسفری با من نداری؟
کاری که امام میخواهد الآن در عالَم انجام دهد، از آنچه خضر میخواست انجام بدهد، بسیار دشوارتر است. حفظ کردن یک کشتی با سوراخ کردن آن کجا، ایستادگی در مقابل آمریکا و شوروی کجا؟! زنده کردن مسلمانان، متحد کردن آنها، از خواب بیدار کردن آنها، روح جدید در آنها دمیدن، کار بسیار بزرگی است. امام باید بتواند در مقابل توطئههای شرق و توطئههای غرب که از سلاحهای آنها خطرناکتر است، ایستادگی کند.
وقتی امام زمان(ع) یکی از فقها را انتخاب میکند، فرمان خود را بر زبان او جاری می کند و قلب او را اداره میکند. دیگران باید صدای امام زمان(ع) را از دو لب مبارک او بشنوند.
آیتالله حائری شیرازی




نظر شما