به گزارش قدس آنلاین، دکتر «عماد الحمرونی»، استاد آکادمی علوم سیاسی در پاریس و پژوهشگر حوزه اندیشه اسلامی و جغرافیای سیاسی، آیتالله خامنهای را دارای دانش تاریخی و سیاسی و «بینش جامع ژئوپلیتیکی» توصیف میکند و معتقد است سیاستهای ایشان در طول سالهای رهبری، بر تقویت استقلال ایران و حمایت از جریانهای مقاومت در منطقه متمرکز بوده است.
او همچنین درباره مبانی وحدت در داخل ایران، جایگاه فلسطین در سیاست خارجی جمهوری اسلامی و نقش رهبر جمهوری اسلامی در شکلگیری آنچه «محور مقاومت» نامیده میشود، سخن گفته است.
استقلال؛ از سیاست داخلی تا روابط منطقهای
از دیدگاه شما، خطمشی رهبر شهید انقلاب برای تحقق استقلال در جهان اسلام چه دستاوردهایی داشت؟
ابتدا باید بگویم که شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین، امام سیدعلی خامنهای، همراه با جمعی از اعضای خانواده ایشان و برخی فرماندهان نظامی، از نگاه من شباهتهایی با فاجعه کربلا دارد. شهادت ایشان در چنین شرایطی، به تعبیر من، خلاصهای از مسیر بیش از هفت دهه مبارزه، دانش و فعالیت سیاسی و فکری بود.
آیتالله خامنهای در دوران فعالیت سیاسی خود بر شعارهای انقلاب اسلامی، یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» تأکید داشت و در مسئولیتهای مختلفی که بر عهده گرفت، برای تحقق استقلال ایران در حوزههای گوناگون تلاش کرد.
این استقلال، از نگاه من، حوزههای نظامی، فرهنگی، صنعتی، سیاسی، علمی، کشاورزی و هنری را دربرمیگرفت. در مرحله بعد نیز حمایت از جنبشهای آزادیبخش و جریانهای مقاومت در کشورهای مختلف، از جمله فلسطین، لبنان، افغانستان و عراق، بخشی از این رویکرد بود.
او همچنین برای تقویت تنوع فرهنگی در ایران و توجه به میراث فرهنگی این کشور اهمیت قائل بود و تلاش میکرد حضور فرهنگی ایران در عرصه بینالمللی تقویت شود.
به اعتقاد من، آیتالله خامنهای شناخت عمیقی از تاریخ اسلام و اندیشه سیاسی معاصر داشت و با مکاتب مختلف فکری و فلسفی غرب نیز آشنا بود. این شناخت به او کمک میکرد مبانی و اهداف جریانهای استعماری را بهتر تحلیل کند. توجه ویژه او به شناخت دشمن و بررسی جهتگیریهای فکری و ژئوپلیتیکی آن نیز از همین منظر قابل بررسی است.
وحدت داخلی و مسئله فلسطین
مبانی وحدت در دو سطح داخلی و خارجی در اقدامات و راهبردهای رهبر شهید چگونه تعریف میشوند؟
آیتالله خامنهای در طول ۳۷ سال رهبری، اصل وحدت و هماهنگی در جامعه ایران را مورد تأکید قرار داد. از نگاه من، مشارکت جریانها و گرایشهای مختلف در مدیریت امور عمومی و سیاستگذاری اقتصادی و سیاسی، با هدف حفظ وحدت و استقلال کشور، یکی از محورهای این رویکرد بود.
او همچنین توجه ویژهای به جوانان و زنان ایرانی داشت و این موضوع را میتوان در نحوه ارتباط او با نسلهای مختلف جامعه مشاهده کرد.
در سطح خارجی نیز، آیتالله خامنهای بر ایجاد پایههای وحدت اسلامی تأکید داشت و فلسطین را در مرکز توجه جهان اسلام قرار داد. به اعتقاد من، حمایت از جریانهای مقاومت و ایجاد ساختارهای علمی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی در منطقه، در نهایت به شکلگیری آن چیزی منجر شد که امروز از آن با عنوان «محور مقاومت» یاد میشود.
«بینش جامع ژئوپلیتیکی» در تصمیمگیریها
عقلانیت در اقدامات و رویکردهای رهبر شهید انقلاب را چگونه توصیف میکنید؟
آیتالله خامنهای، از دیدگاه من، رهبری بود که در کنار شجاعت و دلسوزی، از نوعی بینش جامع ژئوپلیتیکی برخوردار بود. یکی از شاخصهای مهم این رویکرد، تشخیص اولویتها بود.
او همزمان بر ایجاد نهادهای سیاسی و اجتماعی و نیز تقویت دانش، علم و توانمندیهای لازم برای حفظ استقلال کشور تأکید داشت. همچنین اعتدال و توازن را بهعنوان یکی از اصول مدیریت امور عمومی و حل اختلافات مورد توجه قرار میداد.
از نگاه من، در سالهای گذشته تلاشهایی برای ایجاد شکاف و اختلاف در داخل ایران صورت گرفت که بخشی از آن در قالب جنگ نرم دنبال شد. در ادامه نیز، درگیریهای نظامی از جمله جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان، ابعاد دیگری از این تقابل را رقم زد.
فلسطین؛ محور سیاست منطقهای
آرمان فلسطین و مسئله قدس از محورهای مهم حرکت ایشان در مسیر استقلال جهان اسلام و وحدت مسلمانان بود. این مسئله در عملکرد رهبر شهید چگونه نمود پیدا کرد؟
یکی از مهمترین میراثهایی که من به آیتالله خامنهای نسبت میدهم، نقش ایشان در حمایت از جریانهای مقاومت در منطقه با محوریت فلسطین و قدس است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، مسئله فلسطین جایگاه ویژهای در سیاست جمهوری اسلامی پیدا کرد و ایران نیز سفارت اسرائیل در تهران را به سفارت فلسطین تبدیل کرد.
در سالهای بعد، جریانهای مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین گسترش یافتند و نیروی قدس نیز در ساختار جمهوری اسلامی شکل گرفت. این نیرو مسئولیتهایی در ارتباط با سیاست منطقهای ایران و حمایت از گروههای همسو با جمهوری اسلامی در منطقه بر عهده داشت.
از نظر من، سردار قاسم سلیمانی نیز نقش مهمی در شکلگیری و توسعه شبکهای داشت که از آن با عنوان «محور مقاومت» یاد میشود. شهادت او در ژانویه ۲۰۲۰، به دلیل جایگاهش در سیاست منطقهای ایران، رویدادی مهم بود.
من همچنین معتقدم شخصیت آیتالله خامنهای در پرورش و حمایت از فرماندهان و رهبران جریانهای مقاومت، از جمله قاسم سلیمانی و سیدحسن نصرالله، نقش مهمی داشت.
میراث فکری و سیاسی
اگر بخواهید میراث رهبر شهید را در یک چارچوب کلی تعریف کنید، مهمترین مؤلفههای آن چیست؟
از نگاه من، زندگی آیتالله خامنهای را میتوان در چارچوب یک مسیر فکری و معنوی تعریف کرد که بر استقلال، حمایت از مستضعفان، وحدت اسلامی و مقابله با سلطه خارجی استوار بود.
او در طول سالهای فعالیت خود، حمایت از جریانهای همسو در کشورهایی همچون عراق، لبنان، افغانستان و یمن را دنبال کرد و مسئله فلسطین نیز جایگاه محوری در این سیاست داشت.
همچنین در این چارچوب، میتوان به میراث فکری و سیاسی او و ارتباطش با اندیشه امام خمینی اشاره کرد. از دیدگاه من، این میراث را باید در پیوند میان استقلال ایران، وحدت اسلامی و حمایت از جریانهای مقاومت در منطقه بررسی کرد.
امروز نیز، از نگاه من، ایران بهواسطه توانمندیهای نظامی، ظرفیتهای داخلی و سیاست منطقهای خود، جایگاهی متفاوت نسبت به دهههای گذشته پیدا کرده است. این وضعیت حاصل مجموعهای از عوامل و تحولات سیاسی، نظامی و اجتماعی است که در طول چند دهه شکل گرفتهاند.




نظر شما