تحولات منطقه

قدس - حمزه شریفی دوست: عرفان حلقه که نام دیگرش عرفان کیهانی است، از بدو شکل گیری آن، کمتر از یک دهه می گذرد. این جریان در چهار پنج سال گذشته به صورتی جدی در کشور شروع به فعالیت و برگزاری دوره ها و کلاس هایی نموده است.

مأموریت «عرفان حلقه» چیست؟
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 بنیانگذار این فرقه در درجه اول فردی است به نام محمدعلی طاهری که به عنوان پایه گذار و موسس مطرح است و کتابهای اصلی این گروه شامل کتابهایی چون انسان از منظر دیگر، بینش انسان، عرفان کیهانی، انسان و معرفت و موجودات غیر ارگانیک هم به قلم وی است. در این نوشتار برآنیم تا به شرح و بررسی عقاید این گروه انحرافی بپردازیم.

عرفان دینی یا غیر دینی؟

یکی از محورهای قابل رصد در کتب عرفان حلقه که نه فقط اسلامی بودن، بلکه دینی بودن مبانی این فرقه را به جد مورد تردید قرار می دهد، نگاه این جریان به نقش دین در سلوک معنوی است.قبل از ورود به این بحث، تبیین یک مفهوم کلیدی عرفان حلقه ضروری است و آن هم کلید واژه «شبکه شعور کیهانی» است. در منابع عرفان حلقه آمده است: «اساس این عرفان بر اتصال به حلقه های متعدد «شبکه شعور کیهانی» استوار است و همه مسیر سیر و سلوک آن، از طریق اتصال به این حلقه ها صورت می گیرد.» (انسان از منظر دیگر/ص 25 )
نیاز به توضیح است که اولا؛ شبکه شعورمندی کیهانی نامی جدید برای خدا نیست که نزاع یک نزاع لفظی تصویر شود؛ از سوی دیگر وی این شبکه را مخلوق معرفی می کند. چنان که در کتاب انسان از منظر دیگر، ضمن این که این شبکه را مجموع هوش و خرد حاکم بر هستی می داند، آن را دارای خالق معرفی می کند. (همان /ص 20 به بعد). بماند که قدرت و نقشی که وی به این شبکه می دهد، از حیث نظری و مفهومی هیچ جایی برای حضور خدا نمی گذارد و از نگاه دیگر در حوزه عمل با وجود این شبکه و کارکردهایی که به آن نسبت داده می شود، نیاز عینی و خارجی به تاثیر خدا و ضرورت ارتباط گیری با او احساس نمی شود.
دوم این که مراد از این شبکه، کانال های ارتباطی با خدا، رسولان الهی و معصومین که در ادیان الهی معرفی می شوند، نیست؛ زیرا در متون عرفان حلقه، پیامبران، انسانهای صاحب تجربه شخصی عرفانی معرفی می شوند، نه افرادی که برنامه اداره زندگی بشر با زبان ایشان بیان می شود و ماموریت انسانها در سایه عمل و مجاهدت ایشان معنا می یابد.طاهری در جایی می گوید: «عامل مشترک فکری بین همه انسان هاو یا به عبارتی زیربنای فکری همه انسانها، شعور حاکم بر جهان هستی است. در این تفکر، این عامل مشترک« شبکه شعور حاکم بر هستی» نامیده می شود.» (عرفان کیهانی ص 58 )
در عرفان حلقه، اتصال با این شبکه از این جهت مهم شمرده می شود که می تواند دسته ای از نیروهای غیر عادی را جهت درمان دیگران استخدام کند. در عرفان حلقه نه پیش شرط استفاده از این شبکه، تقوی و پرهیزگاری است زیرا مؤلف در کتاب انسان از منظر دیگر بصراحت می گوید: پاکی یا ناپاکی افراد و گناهکاری و بی گناهی، برای ارتباط با این شبکه تفاوتی نمی کند، و نه نتیجه اتصال افراد با این شبکه، تحصیل فضایل اخلاقی است؛ چرا که در فرایند درمان، اتصال گیرنده به تهذیب نفس دعوت نمی شود و اساسا دستورالعمل، رهنمود و برنامه ای برای تهذیب اخلاقی به عنوان معیار عمل پیشنهاد نمی شود. از همه بالاتر این که اصولاً نه درمانگر و نه درمان شونده هیچ کدام با این قصد و هدف پا در این مسیر ننهاده اند.

عرفانی که دین را به حاشیه می راند

در مورد نقش دین در سلوک معنوی، لازم است بخشی از گفته های نویسنده با تامل مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
در کتاب عرفان کیهانی آمده است:«اعتقادات افراد به دو بخش زیربنا و روبناتقسیم می شود: زیربنا بخش اشتراک فکری همه انسان ها بوده، همان گونه که در بخش نظری و عملی عرفان کیهانی به اثبات می رسد، شعور الهی و یا هوشمندی حاکم برجهان هستی است، که در این شاخه عرفانی مورد بهره برداری قرار می گیرد. روبنای فکری نیز شامل دستورالعمل های ادیان و مذاهب و تعاریف و راه های مختلف رسیدن انسان به تعالی است و عرفان حلقه با بخش اختصاصی روبنای فکری انسان ها که شامل اعتقادات و مراسم و مناسک مختلف است، برخورد و مداخله ای ندارد.» (عرفان کیهانی ص 70 ) متن بالا که طبق آن، اعتقاد افراد به زیربنا و روبنا تقسیم شده است، بیانگر تمامی حقیقت و حکایتگر ماهیت عرفان حلقه است. یکی از نکات در خور دقت در گفته بالا این است که تمامی آن چه در دین الهی اسلام به عنوان اصول دین و اساس دین داری معرفی شده است که اعتقاد به توحید و خدا باوری هم در راس این هرم قرار دارد، همگی از نظر سردمداران عرفان حلقه در درجه دوم اهمیت قرار دارند.
نکته مهم تر این که در عبارات بالا به جای زیربناهای اعتقادی و اصول دین، مفهومی جعلی و جدید جایگزین شده است به نام «شبکه شعور کیهانی». طبق اصل بالا، کسی که به شعور کیهانی ایمان داشته باشد، در حقیقت اصول عقیدتی اش کامل است و اگر کسی به این شبکه شعورمند معتقد نباشد، چون زیربنا را تحصیل نکرده است؛ به هر چه که باور داشته باشد، سودی به حالش نخواهد داشت؛ هر چند آن باور، باور به خدا و رسولانش و عالم رستاخیز باشد. اما اگر کسی به شبکه شعور جهانی ایمان بیاورد، اگر به ولایت معصومین هم باور نداشته باشد، اشکالی در عقاید و باورهایش نیست. چنان که وی در کتاب انسان از منظری دیگر صفحه 89 در نموداری رابطه انسان را با خدا ترسیم می کند و فقط یک واسطه را به عنوان رابط و واسطه ذکر می کند؛ آن هم شبکه شعور کیهانی است، نه ولایت اولیای الهی و نه شریعت وحیانی و نه کتاب خدا.
خوشبختانه رهبر عرفان حلقه در این کتاب به صراحت نتیجه گیری بالا را متذکر شده است و آن چه ما تحت عنوان لازمه گفته وی آوردیم، وی به عنوان اصل مجزا ذکر کرده است. می گوید: «داشتن ایمان و اعتقاد برای حضور در حلقه لازم نیست و تنها شرط لازم، شاهد بودن است.»(انسان از منظر دیگر، ص 126 ) مولف در جای دیگر در قدم اول تصریح می کند که « جهت بهره برداری از عرفان عملی به اتصال به شبکه شعور کیهانی نیاز است» (همان ص 83 )
چنین تقسیمی به صورت ضمنی در بردارنده کاستی و نارسایی ادیان است، در قدم دوم کارآمدی و راهگشا بودن آموزه ها و تعلیمات عرفان حلقه را یادآور می شود و در نهایت به ادعای برتری آموزه های این جریان بر آموزه های وحیانی ادیان الهی ختم می شود.درعرفان حلقه، غیر از این که دین داری و اعتقادات دینی در بخش زیربنا قرار نمی گیرد؛ آن چه مورد تایید قرار می گیرد، عدم لزوم اعتقادات دینی است، نه صرف بی ارتباط بودن عرفان حلقه با اعتقادات دینی. چرا که رهبر این فرقه عرفان حلقه را راه تعالی و کمال می داند و روشن است که ادعای سعادت انسان ها که در عرفان حلقه مطرح است، همان پروژه نجات و تکامل انسان است که ادیان الهی هم پرچمدار آنند و هم غیر خود را واجد چنین صلاحیتی نمی دانند. طاهری در این رابطه تصریح می کند: «هدف از این شاخه عرفانی، کمک به انسان در راه رسیدن به کمال و تعالی است؛ حرکتی از عالم کثرت به عالم وحدت.»(عرفان کیهانی ص 56 )
در جای دیگر به انحصار طریقت خود جهت تحقق بخشیدن به آرمان بالا (رسیدن انسان به کمال و تعالی ) چنین اشاره می کند:«اساس این عرفان بر اتصال به حلقه های متعدد «شبکه شعور کیهانی» استوار است و همه مسیر سیر و سلوک آن، از طریق اتصال به این حلقه ها صورت می گیرد. » (انسان از منظر دیگرص 25 ) نتیجه این که یک مسیحی همان میزان می تواند عرفان حلقه ای باشد که یک مسلمان و هندو و یهودی. (انسان از منظر دیگرص 20 و 126 )

بدون دین داری هم می توان عارف شد؟!

مؤلف کتاب عرفان کیهانی ادعا می کند که عرفان حلقه با روبنا که شامل اعتقادات ادیان است، تضادی ندارد و از طرف دیگر اسم این گونه اعتقادات را روبنا می گذارد. حال سوال این است که به چه اموری روبنا اطلاق می شود؟ آن چه مورد قبول همگان است این است که بین زیربنا و روبنا نه فقط پیوندی عمیق برقرار است، بلکه روبنا آن است که بر زیربنا متکی است و بر آن استوار است.
اگر قرار باشد روبنا هر چه باشد، مهم نباشد و اعتقاد به توحید با باوربه تثلیث یکسان باشد و قبول معاد با پذیرش تناسخ تفاوتی نکند؛ پس پیوند بین روبنا و زیربنا چه می شود؟ این شکاف بین زیر بنا و روبنا را باید چگونه توجیه کرد؟ فقط یک جواب دارد و آن هم این است که در عرفان حلقه، غیر از اعتقاد به شعور کیهانی همه چیز روبنا محسوب می شوند. به همین جهت بهتر بود مولف کتاب، به جای «روبنا» از تعبیر «زواید» استفاده می کرد؛ زیرا اولاً این دسته بینش ها، برآمده از زیربنا نیستند و بعلاوه به وجودشان نیازی نیست!
نکته دیگر اینکه در متون عرفان حلقه به صراحت بیان شده است که بدون دین داری هم می توان عارف شد. از خاصیت انداختن دین در عرفان حلقه، با انکار وساطت انبیاء بین خلق و خالق دنبال می شود. وی انسان ها را بدون این که نیازمند به رسولان الهی بداند، مستقیما به خود خدا ارجاع می دهد. البته چون اصلِ نیاز به واسطه فیض را نمی شود منکر شد؛ وی شبکه شعور کیهانی را به عنوان جایگزین انبیاء و رسولان الهی معرفی می کند و می گوید:«هنگامی که انسان از خدا درخواستی داشته باشد، مستقیماً از خدا درخواست می کند. درخواست انسان از طریق هوشمندی الهی و یا به طور قراردادی از طریق شبکه شعور کیهانی پاسخ داده می شود.»(انسان از منظر دیگر ص 88 )

عرفان ایرانی یا عرفان اسلامی؟

از مضامین کتب عرفان حلقه بر می آید که هر چند در عرفان حلقه تلاش می شود که با تاویل های نابجای آیات قرآن، تأییدات قرآنی برای خود دست و پا کنند، رهبر این گروه هیچ اصراری بر این که تعلیمات وی همان عرفان اسلامی است، ندارد. به عبارت دیگر هدف از تمسک به ادله دینی برای این است که نشان دهند آموزه های اسلامی هم تعلیمات عرفان حلقه را تایید می کند، نه این که این عرفان برآمده از اسلام است. شاهد مطلب هم این است که وی اولاً عرفان خود را ایرانی معرفی می کند و ماموریت خود را زنده کردن عرفان ایران عنوان می کند نه عرفان اسلامی. وی پیش گفتار کتاب عرفان کیهانی را با عنوان «ایران و دنیای عرفان» نوشته است و در این متن بیش از 10 بار این مطلب را یادآور می شود که عرفان حلقه، ایرانی است.(همان ص 41 ) و صریحا از ماموریت خود پرده بر می دارد که«یکی از رسالت های ما اعتلای عرفان ایران است.» (انسان از منظر دیگر ص 60 ) اختلاف بر سر این نیست که چرا وی از ایران دم می زند، مسأله بر سر این است که وی اساساً عرفان را محصولِ دین و شریعت نمی داند و تلازمی بین دین داری و عرفان نمی بیند و ادیان را حداکثر تایید کننده عرفان می داند نه بیش تر. به همین علت است که وی در کتابش حتی یک بار از پیامبر خاتم یاد نمی کند و تمام سعی اش براین است که بگوید بدون نیاز به دین و شریعت می توان مستقیم با خدا ارتباط گرفت و عارف شد. به همین سبب است که از نگاه وی اساسا نوع دین مهم نیست. زیرا عرفان حلقه با دین شخصی افراد کاری ندارد. 
 

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha