از ابتدای سال جاری اخبار متعددی درباره پدیده گردوغبار و آلودگیهای صنعتی ناشی از سوختن مازوت و تبعات آن بر سلامت و کیفیت زندگی انسانها شنیدیم، اگرچه تأثیرات بدیهی و آشکار ناشی از گردوغبار و آلودگی هوا در وهله نخست سلامت افراد جامعه را به خطر میاندازد اما این آسیبها تنها بهسلامت جسمی جامعه محدود نشده بلکه میراث فرهنگی و هویت باستانی ما را نیز نشانه گرفته است و باید گفت بناهای تاریخی و فرهنگی، قربانیان بعدی آلودگی هوا هستند.آسیبهای تحمیل شده به میراث فرهنگی دقیقاً مانند آسیبهای وارد شده به سلامت و بهداشت انسانها قابل بازگشت نبوده و در صورت تخریب و از بین رفتن، هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد.بنا بر گفته کارشناسان؛ آلودگی هوا، برداشت بیرویه آب و پدیده فرونشست، خشکسالی، بارانهای اسیدی و سیلآسا و دخالتهای انسانی مانند کشت و زرع در حومه آثار باستانی همگی در تخریب زیرپوستی آثار باستانی نقش دارند.
در همین باره گفته میشود تخت جمشید در استان فارس و همچنین ۷۰۰ اثر باستانی و ثبت ملی در استان سمنان به دلیل فرونشستها در معرض تهدید جدی قرار دارند.
گزارشهای رسیده حاکی از آن است که آلایندههای صنعتی و دود ناشی از ترافیک و کارخانهها مانند خوره به جان کاشیهای مسجد جامع عباسی اصفهان و سایر آثار باستانی افتاده است که به مرور زمان تأثیرات مخرب خود را با تغییر رنگ و مات شدن کاشیها بیشتر نشان خواهد داد.
به دنبال تشدید آلودگی ناشی از صنایع سنگین، مازوتسوزی نیروگاهها و افزایش گردوغبار در خوزستان، بسیاری از کارشناسان نسبت به تأثیر این آلایندهها بر بناهای تاریخی و میراث فرهنگی استان هشدار دادهاند.
به منظور بررسی تأثیرات نامطلوب آلودگی هوا و همچنین تغییرات اقلیمی بر آثار تاریخی با مجتبی گهستونی؛ مسئول پیشین کمیته میراث فرهنگی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پژوهشگر میراث فرهنگی و عضو شورای هماهنگی سازمانهای مردمنهاد میراث فرهنگی به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
آلودگی هوا چگونه میتواند به میراث فرهنگی آسیب برساند؟
در حوزه میراث فرهنگی، آلایندهها فقط یک مسئله زیست محیطی نیستند، بلکه تهدیدی مستقیم برای حافظه تاریخی و حتی هویت شهری محسوب میشوند. این آلایندهها موجب فرسایش خاموش و تدریجی بناها میشوند.
ممکن است هوا ظاهراً صاف به نظر برسد، اما در واقع ذرات معلق بسیاری در آن وجود دارد که افزون بر سلامت انسان، بر مصالح بناها نیز تأثیر میگذارند و فرسایشی خاموش اما مداوم محسوب میشوند.
آلودگیهای هوا و بارانهای اسیدی متشکل از ذرات نمکی، رسی و سیلیسی هستند که روی ستونها، آجرها و سنگها مینشینند و بهمرور سطح آنها را زبر و شکننده میکنند؛ در بناهای گلی و خشتی نیز با نفوذ به ترکها، پوستهها را متورم کرده و موجب ریزش لایه به لایه میشوند. حتی جذب رطوبت در بناهای آهکی موجب ایجاد چرخههای انبساط و انقباض شده و ترکهای سطحی را به شکافهای عمیق تبدیل میکند.
آیا این آلودگیها فقط اثر فیزیکی دارند یا ترکیبات شیمیایی بناها را تخریب میکنند؟
اثرات شیمیایی که ناشی از گردوغبارها و آلایندههای ناشی از نمک بوده، بسیار جدی است. در خوزستان، آلایندههای حاوی نمک در هوای مرطوب با مصالح بنا واکنش میدهند و تبلور نمک موجب انفجار کریستالی درون آجر، سنگ و گچ میشود که این یکی از مخربترین فرایندهاست و تابآوری بناها را کاهش میدهد. همچنین گازهای اسیدی حاصل از صنایع فولاد، نفت و پتروشیمی با رطوبت ترکیب شده و باران اسیدی تولید میکنند؛ این بارانها در سنگهای آهکی و گچی حل و به نابودی کتیبهها و حجاریها منجر میشوند.
هر یک از این آلایندهها تأثیر متفاوتی بر بناها دارند، ضمن آنکه هر بنا بسته به جنس مصالح، تأثیرپذیری متفاوتی دارد.
به عنوان نمونه این آلایندهها در خوزستان ممکن است تأثیری که روی «زیگورات چغازنبیل» دارند با تأثیری که روی «سازههای آبی شوشتر» یا «نقش برجستههای ایلامی» و یا «نقش برجستههای ایلیمایی» دارند متفاوت باشد.
بخشی از آلودگیها، آلایندههای صنعتی - مانند صنایع فولاد، نفت، پتروشیمیها و نیروگاهها- هستند که با ایجاد گازهای اسیدی موجب تغییرات شیمیایی و تخریب ساختاری میشوند، این گازها با ترکیب در رطوبت هوا موجب بارانهای اسیدی میشوند که افزون بر سلامت انسان، موجب تخریب کتیبهها، حجاریها و تغییر رنگ یا کدر شدن کاشیهای بناهای مذهبی میشوند.
اگر امروز به نقش برجستههای «کوف»، «تنگ بتای اندیکا» یا آثار سواران ایلامی نگاه کنید، تفاوت چهره آنها با ۱۰ سال پیش کاملاً محسوس است، به طوری که بسیاری از خطوط و نقوش به دلیل همین فرسایشها و یا بارانهای اسیدی کمرنگ یا محو شدهاند.
پس با توجه به تأثیر آلایندههای صنعتی نقش انسان در این آسیبها غیر قابل انکار است؟
بله، جدا از عوامل طبیعی، عوامل انسانی نیز تأثیر زیادی در تولید آلودگی هوا و تخریب بناهای تاریخی دارند. ضمن آنکه نقش انسان تنها به تولید آلودگیهای هوا خلاصه نمیشود بلکه تماس مستقیم انسان - در بازدید از بناهای تاریخی - با بدنه بناها، چربی و آلودگی را وارد سطح سنگها میکند که این موضوع سرعت تخریب را افزایش میدهد. در نتیجه، نیاز به مرمتهای پیدرپی و مستمر داریم تا بناها حفظ شوند.
آلودگی هوا چه تأثیری بر زیبایی و هویت بصری آثار تاریخی دارد؟
گردوغبار و دوده روی تزئینات آجری، کتیبهها و نقش برجستهها مینشینند و هویت بصری محوطههای تاریخی را تغییر میدهند. رنگ بناها از زرد و نخودی به خاکستری و تیره متمایل میشود.
در بناهای مذهبی، کاشیها که جلوه خاصی دارند، کدر و بیروح میشوند و نمونه آن کاشیهای مسجد عباسی اصفهان است که بر اثر آلودگی هوا و بارانهای اسیدی کدر شده است. به همین ترتیب، زیبایی بناها و ارزش هنری آنها کمرنگ شده و بخشی از جذابیت گردشگری منطقه از بین میرود.
در بناهای فلزی یا چوبی مانند آثار دوره قاجار چطور؟
در این بناها، آلایندهها ترکیبات چسبندهای تولید میکنند که موجب خوردگی فلز و پوسیدگی چوب میشود. درهای قدیمی یا تزئینات فلزی بهسرعت اکسید میشوند و استقامت خود را از دست میدهند. در نتیجه، هزینههای مرمت و پاکسازی افزایش یافته و عمر مفید بناها کاهش پیدا میکند.
آیا نمونههایی از بناهای آسیب دیده در خوزستان وجود دارد؟
بله، بهعنوان نمونه میتوان به معبد اُشکفت، معبد بردنشانده، صفه سر مسجد در مسجد سلیمان، کاخ آپادانا و قلعه شوش اشاره کرد. این آثار روبازند و مستقیماً در معرض گردوغبار و گازهای صنعتی قرار دارند، به همین دلیل فرسایش در آنها سرعت بیشتری دارد.
تأثیر آلودگی هوا بر موزهها چگونه است؟ با توجه به فضای کنترل شدهای که دارند، آیا آنها نیز در خطرند؟
بله. بسیار زیاد. آلایندههای صنعتی در موزهها رفتاری متفاوت دارند و گاه خطرناکترند، زیرا موزهها محیطهایی کنترل شدهاند و هر اختلال کوچک میتواند آثار حساس را تهدید کند.
این آلایندهها دشمن نامرئیاند؛ از طریق درها و پنجرههای قدیمی به درون فضا نفوذ میکنند و بر اشیای سفالی، فلزی، پارچهای و حتی نسخ خطی مینشینند.
در نتیجه، موجب کدر شدن، سایش سطحی، اکسیداسیون و پوسیدگی کاغذها میشوند. رطوبت بالا نیز موجب تولید قارچ و کپک در مخازن میشود و راهکارهای مقابله شامل تعویض منظم فیلترهای تهویه، پاکسازی تخصصی آثار، کنترل دقیق دما و رطوبت و ایزولهسازی مخازن است.
درباره تغییرات اقلیمی و خشکسالی چه نظری دارید؟ این شرایط چگونه بناهای تاریخی و میراث فرهنگی را تحت تأثیر قرار داده است؟
تغییرات اقلیمی مثل افزایش دما و دورههای خشکسالیهای پیدرپی اثر بسیار مخربی دارد. پس از خشکسالی، بارشهای ناگهانی موجب سیلابهای خطرناک میشود که خاک خشک توان جذب آب را ندارد و بناها دچار شستگی و تخریب دیوارها میشوند. در محوطه «چغازنبیل»، «باغنشانده» در مسجد سلیمان و «کوفَر» آثار شستگی و فرسایش کاملاً مشهود است.
خشکسالی موجب نوسانهای رطوبتی میشود که به آثار چوبی، پارچهای و نسخ خطی آسیب میزند؛ قارچها رشد میکنند و فلزات زنگ میزنند. موزهها هم دچار ناپایداریهای شدید میشوند.
چه راهکارهایی را برای حفاظت پیشنهاد میکنید؟
چند راهحل کلیدی میتوان ارائه داد که از جمله آنها «ایجاد برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت برای پایش مستمر هوا در محوطههای تاریخی»، «شستوشوی اصولی و دورهای آثار»، «استفاده از پوششهای موقت در فصل گردوغبار»، «نصب فیلترهای صنعتی ویژه در کارخانهها و نیروگاههای نزدیک محوطههای باستانی»، «توسعه کمربند سبز اطراف شهرها»، «انتقال صنایع آلاینده از حریم آثار تاریخی»، «استفاده از مصالح مقاوم در مرمتها»، «تدوین پروتکل حفاظتی ویژه مناطق گردوغبار و آلایندهدار»، «تجهیز آزمایشگاههای میراث فرهنگی و بهکارگیری کارشناسان تخصصی» و همچنین «ایجاد زهکشهای هوشمند برای مقابله با سیلابها و طراحی سیستمهای تهویه ضد گردوغبار در موزهها» است که این اقدامها نیازمند بودجه و برنامهریزی دقیق از سوی دولت و وزارتخانه میراث فرهنگی و سازمانهای میراث فرهنگی استانهاست تا بتوانیم میراث ارزشمند کشور را از تهدید آلایندههای صنعتی و تغییرات اقلیمی حفظ کنیم و امید میرود با تدبیر و همکاری همه نهادها، میراث فرهنگی کشور از این تهدید خاموش در امان بماند.




نظر شما