در بحبوحه روزگاری که اعتراض و آشوب، بدجور با هم قاطی شده و میان دود و آتش کف خیابانها، تشخیص معترض و آشوبگر و نوجوان جوزده از هم، برای اغلبمان دشوار است، البته نشانههای واضحی از حضور «رضا پهلوی» در ناآرامیها دیده میشود! همین هم سبب میشود با وجود صحنههای خیلی تلخ تخریب و سوزاندن اموال عمومی، لابهلای دود و آتش و وحشت، عربده جوانکی که سر و صورتش را پوشانده و دارد تابلو «گردش به راست آزاد» سرچهارراه را از زمین درمیآورد، خنده تلخی را روی لب شاهدان ماجرا بیاورد: «پهلوی برمیگرده...جاوید شاه»! البته خندههای تلخ فقط به مردم سرچهارراه محدود نمی شود. طی چند روز گذشته، در فضای رسانه و شبکههای اجتماعی وعدههای رضا پهلوی برای بازگشت به ایران و بعد از آن ماجرای ربودن «مادورو» توسط آمریکاییها دستمایه همین خنده و شوخیهای تقریباً تلخ و حیرتهای تلختر شده است.
رکورددار کمپین
کسی واقعاً نمیداند، نوجوانی که روی دیوار شعار «پهلوی برمیگرده» را مینویسد و یا جوانکی که حین به آتش کشیدن خودرو آتشنشانی فریاد جاوید شاه سر میدهد چقدر رضا پهلوی، پدر، پدربزرگ و دوران آنها را میشناسد؟ چقدر تاریخ خوانده؟ حداقل چقدر به رفتار و سرگذشت سالهای اخیر بازمانده پهلویها دقت کرده است؟ «پاتریک بت دیوید» مجری سرشناس آمریکایی اما انگار مدعی ولیعهدی پهلویها را خیلی بهتر از آشوبگران معترضنمای ایرانی میشناسد. او در یکی از برنامههای تلویزیونیاش درباره ناآرامیهای اخیر ایران و نسبت «رضا پهلوی» با آن، به طور مفصل صحبت کرده است. بخشهایی از صحبتهای او که میتواند نشان دهد نگاه دیگران به رضا پهلوی و رفتارهایش چگونه است را بخوانید:
«شما ولیعهد نیستید... شما فقط رضا پهلوی هستید... این مشروطه پادشاهی هم که قصد دارید آن را پیش ببرید، این طوری است که دائم نظر خود را تغییر میدهید... یکبار میگویید نیاز به مداخله داریم و یکبار هم میگویید نیاز به مداخله خارجی نداریم! سال گذشته گفتید اسرائیل باید به ایران حمله کند... حالا میگویید نه! خب براساس چه فلسفهای و چطور نظرتان تغییر کرد؟ حداقل به فلسفه خودتان پایبند باشید و بگویید دقیقاً به چه چیزی اعتقاد دارید؟ بخش ناامیدکننده ماجرا این است که انگار یک روز میگویید بیایید فلان کار را انجام دهیم و یک روز دیگر موضعی کاملاً متفاوت با روز قبلتان میگیرید که نه نباید فلان کار را انجام دهیم... کمی بعد با چند نفر صحبت میکنید که: بله شما درست میگویید بیایید این کار را انجام دهیم! بگو خودت دقیقاً چه فکر میکنی؟ آن هم وقتی پای رهبران جهان را کشیدهای وسط؟ بالاخره آنها باید در ایران مداخله کنند یا نه؟
اگر واقعاً میخواهید به مردم ایران کمک کنید باید تکلیف خودتان را با شایعاتی که میان مردم مطرح است روشن کنید. تمام چیزی که به آن توجه داشتید، رفتوآمد میان خانوادههای مختلف بوده و دغدغهات هم فقط پول، پول و پول است... و اینکه در تمام زندگیتان هرگز شغلی نداشتهاید و هرگز کاری و جایی را اداره نکردهاید. کل زندگیتان، ساعتها صرف شطرنج و کارهای مشابه شده است. شما ۴۷ سال است در حال کمپینکردن هستید... دستکم براساس آنچه از دیگران شنیدهام شما ۴۷ سال است فقط در حال کمپین راه انداختن هستید... ممکن است هیچ نامزدی در تاریخ بشریت نباشد که ۴۷ سال برای رهبری شورش خودش را جلو انداخته باشد و هر سال هم ملت خودش را ناامید کرده باشد».
رویکرد تطبیقی
عامل خندههای تلخ این روزها، فقط رضا پهلوی و طرفداران احتمالیاش در ایران نیستند. «مادورو» و ربوده شدنش و وضعیت ونزوئلا هم هست. «ایرنا» در مطلبی مفصل واکنشهای توییتری کاربران ایرانی به ماجراهای ونزوئلا را بررسی کرده است. در این بررسی و دادهکاوی علمی هم بیش از هر چیز شوخیهای آمیخته با هراس و حیرت هستند که میتوانند لبخندی تلخ را روی لبهایتان بنشانند. ماجرا اما به همین لبخندها و شوخیها ختم نمیشود و معمولاً پشت لبخندهای تلخ، واقعیتها و تحلیلهای چه بسا تلختری هم وجود دارد. ایرنا در این باره مینویسد: «در عصر حاضر، فضای مجازی به عنوان عرصهای دینامیک و فعال، نقش مهمی در ثبت و انتشار واکنشهای افکار عمومی نسبت به رویدادهای داخلی و بینالمللی ایفا میکند. این فضا، به مثابه متن گستردهای است که لایههای پنهان افکار، احساس و گفتمانهای جاری در جامعه را آشکار میکند. در این میان، تحلیل محتوای تولیدشده توسط کاربران در پیوند با تحولات مهم جهانی، نهتنها درک ما را از عمق و جهت این واکنشها افزایش میدهد؛ بلکه میتواند چراغی برای فهم تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در بستر ملی باشد».
تحلیل توییتهای پربازدید درباره سقوط مادورو، بازتابی از امیدها و ترسها و همچنین دغدغهها و مطالبات کاربران توییتر فارسی را آشکار کرده است. این تحلیل که براساس روش تحلیل مضمون و از میان توییتهای پربازدید با حداقل ۲۰۰ هزار تا ۲ میلیون بازدید استخراج شده، ابعاد مختلف رویکرد کاربران را از نظر محتوایی و همچنین میزان تکرار آنها نشان میدهد. یکی از مهمترین مضامین شناساییشده در این محتواها که حدود ۲۸درصد از کل را به خود اختصاص داده، رویکرد تطبیقی و مقایسهای کاربران میان ماجرای ونزوئلا و ایران است.
بابام فهمید سیگار میکشم
حدود ۱۶درصد از محتواها هم به بررسی ابزارها، روشها و پیامدهای اقدامات آمریکا پرداختهاند که نشان میدهد کاربران ایرانی با پیچیدگیهای نظام بینالملل و نقش بازیگران مختلف در آن آشنایی داشته و سعی در تحلیل هوشمندانه تحولات دارند.
طنز سیاسی و استفاده از قالبهای خلاقانه برای تحلیل ماجرای ونزوئلا هم حدود ۱۲درصد از محتواهای منتشرشده را تشکیل میدهد.
مثلاً کاربری با توییت کردن تصویری از محسن رضایی در حال پوشیدن کت، نوشته: «خانم اون شناسنامه من رو بده، ونزوئلا رئیسجمهور نداره»! یا کاربری دیگری نوشته: «بار اول که بابام فهمید سیگار میکشم تا عصر توی خیابونا دنبالم میگشت... خواستم بگم دستگیری مادورو کمتر از دستگیری من طول کشید»! درواقع کاربران ایرانی با بهکارگیری زبان طنز، سعی در ارائه تحلیلهای خود در قالبهایی جذاب و تأثیرگذار داشتهاند. برای مثال، برخی با ایجاد مقایسههای غیرمنتظره میان رویدادهای بینالمللی و تجربیات شخصی، به بیان نگاه خود پرداختهاند. یا با اشاره به رویدادهای حاشیهای مرتبط با شخصیتهای بینالمللی، تحلیلهای سیاسی خود را ارائه دادهاند. این استفاده خلاقانه از طنز، نهتنها بر جذابیت محتوا میافزاید؛ بلکه نشاندهنده بلوغ رسانهای کاربران در بهکارگیری قالبهای مختلف برای انتقال پیام است.



نظر شما