تحولات منطقه

۲۱ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۵
کد مطلب: ۱۱۲۳۱۴۷

عبرت‌های اغتشاشات ۰۴

علی یعقوبی، مدیر مسئول

دیدن صحنه‌های دلخراش شب‌های گذشته دل هر ایرانی که برای وطن می‌تپد را به درد آورد.

عبرت‌های اغتشاشات ۰۴
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

دیدن صحنه‌های دلخراش شب‌های گذشته دل هر ایرانی که برای وطن می‌تپد را به درد آورد. صحنه‌هایی از تخریب مساجد و اماکن مقدسه، به آتش کشیدن بانک‌ها، فروشگاه‌ها، اتوبوس‌ها، مغازه‌ها و خودروهای مردم، زنده سوزاندن پرستاری بی‌گناه، قرآن‌های سوخته و بدن‌های قطعه شده مدافعان امنیت، خود روضه‌ای بود جانسوز از تعرض به عرض مسلمین. حمله مسلحانه و تروریستی به اماکن عمومی متعلق به مردم، شلیک مستقیم به سر با هدف کشته‌سازی از سوی پیاده‌نظام سازمان‌یافته موساد، شست‌وشوی مغزی، فریب و برانگیختن نوجوانان هیجان‌طلب با چاشنی گل و الکل و به پیش انداختن آن‌ها توسط لیدرهای آموزش دیده‌ هوشیار به ‌دور از گل و الکل، فاز از قلم‌ افتاده جنگ ۱۲روزه بود که این بار با برنامه‌ریزی، شبکه‌سازی و پشتیبانی پیچیده سرویس‌های امنیتی رژیم صهیونیستی و آمریکا اجرا شد و احتمالاً ادامه هم خواهد داشت.
اما در اتفاقات اخیر پندهایی بود و عبرت‌هایی برای آنان که می‌اندیشند که فاعتبروا یا اولی الابصار...
اول آنکه معترضان صادق و منتقدین دلسوز که ما نیز از زمره آنان خارج نیستیم باید متوجه این امر باشند که وقتی گرگان غدّار و روبهان مکّار و موشان سکّه‌شمار در یک هم‌داستانی تاریخی و در پارادایمی آخرالزمانی و وجودی مترصد فرصتی برای دریدن و تجزیه مام وطن هستند چگونه مسائل را باید اصلی فرعی کرد که زمینه‌ای برای سوءاستفاده نااهلان و بی‌وطنان مهیا نگردد.
دوم آنکه دولت(ها) باید متوجه این امر باشد که نجابت این ملت رنج‌کشیده که همواره پای ‌کار میهن ایرانی و نظام اسلامی در کف میدان‌ها حاضر بوده‌اند و این نجابت و همدلی را بارها و از جمله در جنگ تحمیلی اول و دوم اثبات کرده‌اند باعث نشود که تصور کنند صبر و تحمل مردم به ویژه در مسائل معیشتی پایانی ندارد. از دری که فقر وارد شود از در دیگر دین خارج می‌شود و وای از روزی که دین و اخلاق از دست برود! مهم‌ترین اصل برای خروج از بحران‌های واقعی و برساخته این است که امید به آینده برای مردم پررنگ شود. امیدی که نه به حرف و وعده بلکه با عمل به برنامه‌ای مشخص و گام ‌به ‌گام و با تبیین و همراه‌سازی و مشارکت خود مردم فراهم آید. این آشوب‌ها و اغتشاشات هم به فضل الهی تمام می‌شود اما باید زودتر برای زندگی و معیشت و سفره مردم علاج جدی کرد. دولت اصلاحات اقتصادی را کم و بیش آغاز کرده است. باید اعتماد کرد و منتظر نتایج آن ماند. اما این اقدامات نیازمند تبیین شفاف روند اجرا و نتایج آن برای مردم است.
سوم آنکه پدران و مادران و خانواده‌ها باید هوشیار باشند و بدانند که یارگیری دشمن از میان جوانان و نوجوانان خود ماست. نوجوانانی که آن‌ها را به دست رؤیافروشی اینستاگرامی و تروریست‌های رسانه‌ای همچون منوتو و ایران اینترنشنال سپرده‌ایم و در میان دره‌ای عمیق از اضداد رهایشان کرده‌ایم.
چهارم آنکه سیاست‌گذاران باید بدانند که امروز چوب بی‌اعتنایی و بی‌اعتباری نظام آموزشیمان را می‌خوریم. وزارتخانه درمانده از بی‌پولی، معلمان بدون کرامت، مدارس فارغ از تربیت، استاد و دانشگاه پر از ابهام و سؤالات بی‌جواب و سیاهی‌نما از حال و آینده، دانش‌آموز بی‌آرمان و دانشجوی بی‌مسئله. آقایان داریم با آینده خود چه می‌کنیم؟ کی بیدار خواهیم شد! وزارت آموزش ‌و پرورش زمانی تمدن‌ساز و نه آینده‌سوز است که از حیث مدیریت نخبگان، بودجه و اعتبار، نرم‌افزار و سخت‌افزار سرآمد، استراتژی آینده‌نگر، پیشگام باشد نه وزارتخانه اول از آخر! اگر نیک بیندیشیم امروز هر ضربه‌ای که می‌خوریم از همین ناحیه است.
و پنجم و ما ادراک پنجم! رسانه! رسانه! رسانه! و هزار بار «رسانه»! در دنیایی که رسانه‌ها قبل از تجهیزات نظامی کشورگشایی می‌کنند و سیاستمداران را در کشورهای هدف بر صندلی می‌نشانند و به زیر می‌کشند. پیش از سرزمین‌ها، دل‌ها و ذهن‌ها را به تصرف درمی‌آورند. برای افکار عمومی روایت می‌سازند و فکر می‌سازند و به صحنه اجرا می‌کشانند. بودجه‌هایی که با نسبت‌های معنادار با بودجه‌های دفاعی تخصیص می‌یابد. مجموعه سیاست‌های ما را در قبال رسانه‌هایمان ببینید! حال و نای برشمردن نیست آن‌ قدر که در محافل مختلف تکرار کرده‌ایم! آن‌ها که باید بدانند می‌دانند! و شاید هم خودشان را به دانستن می‌زنند! چقدر برای رشد و بلوغ و اثرگذاری رسانه‌ها در کشورمان مایه گذاشته‌ایم؟ در آشکارا از اهمیتشان سخن رانده‌ایم اما در پنهان به هزار و یک مصلحت کوچکشان خواسته‌ایم و درگیر با مشکلات اقتصادی رهایشان کرده‌ایم و زخمی بر زخم‌هایشان افزودیم.
غفلت نسبت به برخی نهادهای مهمِ قدرت‌ساز از نهاد علم و تربیت تا نهاد رسانه پاشنه آشیل انقلابی رویین‌تن است که اگر هر چه ‌سریع‌تر درنیابیمش از همان ناحیه ضربه‌هایی مهلک و جبران‌ناپذیر خواهیم خورد. قدرت موشکی یکی از نهادهای قدرت‌ساز بود که در بزنگاهی سترگ دست‌گیرمان شد. شَهِدَالله که صنعت موشکی مهم است و مهم... اما بَیننا و بَین انفُسِنا معادل بودجه چند موشک را خرج توسعه رسانه کرده‌ایم؟ چقدر در تقویت جایگاه و پایگاه رسانه به‌عنوان نهادی پیشران در قدرت‌سازی ملی و بین‌المللی کوشیده‌ایم؟
انسجام ملی مردم در جنگ ۱۲روزه نقطه قوت ایران قوی را نشان داد و دشمن امروز همین انسجام را هدف قرار داده است. باید اتفاقات سازماندهی شده اخیر را عملیاتی متصل و مکمل جنگ ۱۲روزه و ذیل یک برنامه جامع دانست و با حفظ همان انسجام ملی در برابر عمله موساد ایستاد و مرز اعتراض و تخریب و قتل و غارت را پررنگ کرد. نخبگان و هنرمندان و مؤثرین امروز تکلیف مهمی بر دوش دارند و باید با مواضع شفاف همانند جنگ ۱۲روزه با تخریبگران مرزبندی و فضای اتحاد مقدس را احیا کنند. یادآور شویم سخن رهبر معظم انقلاب را که ملت یکپارچه بر هر قدرتی فائق می‌آید.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha