تحولات منطقه

 یازدهم شعبان، سالروز ولادت حضرت علی‌اکبر(ع) و روز جوان، فرصتی است برای تأمل در یک دوگانه‌ بنیادین در تربیت نسل امروز.

پیام‌های ما برای نسل جوان نیازمند بازنگری جدی است / حضرت علی‌اکبر؛ الگوی شجاعت متفاوت زیستن
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

یازدهم شعبان، سالروز ولادت حضرت علی‌اکبر(ع) و روز جوان، فرصتی است برای تأمل در یک دوگانه‌ بنیادین در تربیت نسل امروز. از یک سو، فرهنگی غالب که موفقیت را در دستیابی به آرزوهای دنیوی و امید بی‌پایان به آینده خلاصه کرده و از سوی دیگر، مکتبی اصیل که بلوغ حقیقی را در شناختی عمیق از جهان و آمادگی برای افق‌های ابدی معنا می‌کند. شخصیت حضرت علی‌اکبر(ع) به عنوان جوان تراز اسلام، در کانون نگاه دوم قرار دارد. او الگوی جوانی است که شور و سرزندگی را با بصیرت و هدفی متعالی پیوند زد و نشان داد اوج بالندگی، نه در غفلت از حقایق بزرگ هستی، بلکه در پذیرش شجاعانه آن‌ها و حرکت در مسیر حق تجلی می‌یابد.
این پرسش‌های بنیادین را با حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ اسماعیل رمضانی، کارشناس و پژوهشگر دینی در میان گذاشته‌ایم تا ابعاد این الگوی بی‌بدیل را برای نسل امروز واکاوی کنیم.

حضرت علی‌اکبر ؛ الگوی شجاعت متفاوت زیستن

‏نسخه‌های یکسان برای مخاطبان متفاوت

حجت‌الاسلام رمضانی در ابتدا با اشاره به یکی از آسیب‌های جدی در فضای تبلیغ دینی، به مسئله تناسب نداشتن محتوا با مخاطب پرداخته و در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان محتوای دینی را به شکلی مؤثر و متناسب با هر گروه سنی و فکری ارائه کرد، می‌گوید: یکی از نقایص بنیادین در نظام تبلیغی ما، نبود دسته‌بندی معارف و مخاطب‌شناسی دقیق است. این امر سبب می‌شود هر پیام‌رسان، محتوای در دسترس خود را بدون در نظر گرفتن ظرفیت، نیاز و شرایط فکری مخاطب، به همگان عرضه کند. این رویکرد مانند آن است که در یک ضیافت، برای همه میهمانان با سنین، شرایط جسمی و ذائقه‌های مختلف، تنها یک نوع غذا تدارک دیده شود. همان‌طور که خوراک نامتناسب بر جسم تأثیر منفی می‌گذارد، معارف دینی نیز اگر در جایگاه صحیح خود و برای مخاطب مناسب ارائه نشود، نه تنها تأثیرگذار نخواهد بود، بلکه ممکن است اثری معکوس داشته باشد. باید دانست کدام آیه، کدام روایت و با چه میزانی از تأکید برای کدام مخاطب مناسب است.
این کارشناس دینی می‌افزاید: قرآن کریم خود بهترین الگو در این زمینه است. حضرت ابراهیم(ع) به عنوان یک پیامبر اولوالعزم، در دو موقعیت متفاوت، دو بیان به ظاهر متضاد دارد. در جایی در اوج توحید می‌فرماید: «وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ»(شعرا/۸۰)؛ یعنی هنگامی که بیمار می‌شوم، این خداست که مرا شفا می‌دهد و اسباب مادی را نادیده می‌گیرد؛ اما همین پیامبر در مواجهه با قوم بت‌پرست خود، برای همراه کردن ذهن آن‌ها، به ستاره، ماه و خورشید اشاره کرده و می‌گوید: «هَذَا رَبِّی»(انعام/۷۶و۷۸) تا از این طریق و با زبانی که برای آن‌ها قابل فهم است، آن‌ها را به بطلان عقایدشان و درک حقیقت توحید رهنمون شود. این نشان می‌دهد زبان و محتوای پیام باید متناسب با نقطه شروع فکری مخاطب تنظیم شود، همان‌گونه که یک باغبان برای هر گیاه، میزان متفاوتی از آب، نور و نوع خاک را در نظر می‌گیرد.

بازتعریف امید برای نسل جوان

به نظر می‌رسد پیام‌های ما برای نسل جوان نیز نیازمند یک بازنگری جدی است. رویکرد غالب، تزریق امید به آینده دنیوی و تشویق به تلاش برای رسیدن به آرزوهاست. آیا این تنها نسخه موجود در معارف دینی است؟
حجت‌الاسلام رمضانی با اشاره به اینکه رویکرد دینی به جوان کاملاً معکوس تصور رایج است، بیان می‌کند: اگر قرار باشد بر اساس روایات، محتوایی برای جوانان تولید کنیم، مهم‌ترین بحث «دنیاشناسی» خواهد بود. براساس آموزه‌های اصیل، جوان هرچه بیشتر به بی‌وفایی، کوچکی، موقتی بودن و بن‌بست‌های دنیا پی ببرد، به بلوغ و شایستگی نزدیک‌تر می‌شود. برخلاف آنچه امروز تبلیغ می‌شود، در سبک تربیتی امیرالمؤمنین(ع)، نخستین درسی که جوان باید بیاموزد این است که دنیا محل رسیدن به تمام آرزوها نیست. ایشان در توصیف انسان در دنیا به ۱۴ ویژگی اشاره می‌کنند که اغلب، تصویری واقع‌بینانه و تلخ از محدودیت‌های این جهان ارائه می‌دهد. برای مثال در نامه ۳۱ نهج البلاغه می‌فرمایند: «...إِلَی الْمَوْلُودِ الْمُؤَمِّلِ مَا لَا یُدْرِکُ...» و با این عبارت، انسان را موجودی توصیف می‌کنند که با آرزوهایی به دنیا می‌آید که هرگز به تمامی آن‌ها دست نخواهد یافت. این نگاه، ناامیدکننده نیست، بلکه واقع‌بینانه است و از سرخوردگی‌های آینده جلوگیری می‌کند.
این پژوهشگر حوزه دین تصریح می‌کند: وقتی جوان از ابتدا بیاموزد دنیا ذاتاً با از دست دادن، بیماری و ناکامی همراه است، در مواجهه با سختی‌ها دچار فروپاشی روانی نمی‌شود. این نگاه واقع‌بینانه، همان هشداری است که امیرالمؤمنین(ع) در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه به فرزندشان می‌دهند تا به او بیاموزند از دنیا توقعی فراتر از ظرفیتش نداشته باشد؛ «...غَرَضِ الْأَسْقَامِ وَ رَهِینَةِ الْأَیَّامِ وَ رَمِیَّةِ الْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ الدُّنْیَا وَ تَاجِرِ الْغُرُورِ وَ غَرِیمِ الْمَنَایَا وَ أَسِیرِ الْمَوْتِ وَ حَلِیفِ الْهُمُومِ...». ایشان انسان را موجودی آسیب‌پذیر توصیف می‌کنند: هدفی برای بیماری‌ها، گروگان روزگار، آماج مصیبت‌ها، برده‌ دنیا، اسیر مرگ و هم‌پیمان دائمی اندوه‌ها. وقتی شناخت ما از جهان این‌گونه دقیق شد، دیگر مانند کسی نخواهیم بود که از یک بانک تجاری، انتظار خدمات قرض‌الحسنه بدون سود دارد. طبیعت انسان او را به سمت کار و تلاش سوق می‌دهد؛ دین نمی‌خواهد این حرکت را متوقف کند، بلکه می‌خواهد با اصلاح این نگاه، جهت آن را از امیدهای کاذب به سوی حقیقتی پایدار تنظیم کند. این همان انگیزه‌بخشی اصیلی است که دین، در مقابل امیدهای شکننده و سطحی دنیای امروز به جوان هدیه می‌دهد.

‏مرگ؛ مشاور امین زندگی جوان

یکی از کلیدواژه‌هایی که در فرهنگ مدرن سعی می‌شود از جوانان دور نگه داشته شود، «مرگ» است. اما در نگاه دینی، این مفهوم چه جایگاهی در زندگی جوان دارد؟
وی توضیح می‌دهد: در حالی که ما معمولاً از مرگ برای سالمندان سخن می‌گوییم، روایات ما نشان می‌دهد موضوع مرگ کاملاً جوانانه است. جوان باید با حقیقت مرگ و موقتی بودن حیات دنیوی انس بگیرد. این انس نه تنها انگیزه زندگی را از بین نمی‌برد، بلکه به آن عمق و معنا می‌بخشد. بهترین مشاور برای تصمیم‌گیری‌های بزرگ یک جوان، همین حقیقت مرگ است. جوان باید در هر انتخابی، از انتخاب دوست گرفته تا رشته تحصیلی و یا مسیر شغلی، از خود بپرسد آیا این انتخاب در پیشگاه حقیقت مطلق و در لحظه مواجهه با مرگ، قابل دفاع است؟ نگاه صحیح به زندگی این است که مرگ را نه یک دیوار بن‌بست، بلکه دریچه‌ای به سوی ابدیت ببینیم. در نگاه اول، زندگی به دیوار مرگ برخورد می‌کند و متوقف می‌شود؛ اما در نگاه عمیق‌تر، مرگ دروازه‌ای است که مسیر زندگی را به افقی بالاتر و جاودانه باز می‌کند.
این کارشناس دینی می‌افزاید: این همان ویژگی برجسته حضرت علی‌اکبر(ع) است. هنگامی که در مسیر کربلا، امام حسین(ع) از خواب بیدار شده و خبر از شهادت کاروان می‌دهند و جمله «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» را بر زبان می‌آورند، حضرت علی‌اکبر(ع) می‌پرسند: «أَوَلَسْنَا عَلَی الْحَقِّ؟»(آیا ما بر حق نیستیم؟) وقتی پاسخ مثبت پدر را می‌شنوند، آن جمله تاریخی را بیان می‌کنند: «إِذًا لَا نُبَالِی بِالْمَوْتِ»(پس ما را از مرگ باکی نیست). این عبارت «لا نبالی» که در فارسی به «بی‌خیال» یا «اهمیتی ندارد» ترجمه می‌شود، اوج بلوغ یک جوان است که مرگ را نه یک تهدید، بلکه یک انتقال طبیعی در مسیر حق می‌بیند.


‏تجلی کمال جوانی در کربلا

شخصیت حضرت علی‌اکبر(ع) در کربلا، نمود کامل این الگوی تربیتی است. واکنش امام حسین(ع) به این جمله فرزندشان چگونه بود؟
استاد رمضانی در ادامه بیان می‌کند: پس از این پاسخ حکیمانه، امام حسین(ع) دعایی در حق فرزندشان کردند که اوج رضایت یک پدر و یک امام را نشان می‌دهد: «جَزَاکَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ خَیْرَ مَا جَزَی وَلَداً عَنْ وَالِدِهِ» (خداوند به تو بهترین پاداشی را دهد که از فرزندی به پدرش می‌رسد). گویی امام(ع) تمام آرزوهای تربیتی خود را در این جوان متبلور می‌دیدند. جوان الگو، کسی است که خبر مرگ، او را سست و بی‌انگیزه نمی‌کند، بلکه در مسیر حق مصمم‌تر می‌کند. اگر جوانی با چنین دیدگاهی زندگی کند، امام زمانش نیز او را تحسین و برایش دعای خیر خواهد کرد.
این پژوهشگر حوزه دین یادآور می‌شود: جایگاه حضرت علی‌اکبر(ع) در کربلا، مجموعه‌ای از انحصارات و ویژگی‌های خاص است. ایشان تنها شهیدی هستند که امام حسین(ع) در اجازه دادن به ایشان برای رفتن به میدان، لحظه‌ای درنگ نکردند. تنها کسی که امام(ع) شخصاً لباس رزم بر تنش پوشاندند و در مدح او خطبه خواندند. امام(ع) با محاسن در دست، رو به آسمان فرمودند: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلَی هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ». این تشبیه به پیامبر(ص) صرفاً یک شباهت ظاهری نیست؛ بلکه به معنای آن است که منطق و اخلاق او، ترازوی حق و باطل است.

انحصار فضائل در شخصیت علی‌اکبر(ع)

این ویژگی‌های منحصربه‌فرد چه پیام دیگری برای ما به همراه دارد و چگونه می‌توان در روز ولادت ایشان، به این شخصیت بزرگ تأسی کرد؟
حجت‌الاسلام رمضانی در پایان خاطرنشان می‌کند: حضرت علی‌اکبر(ع) تنها شهیدی است که امام حسین(ع) هنگام بدرقه‌اش، آیات قرآن را تلاوت کردند. ایشان آیه «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَ نُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلَ‌عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ ذُرِّیَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» (آل‌عمران/۳۳و۳۴) را قرائت کردند که به معنای حاضر کردن تمام انبیا برای شهادت دادن بر عظمت این جوان است. علاوه بر این، ایشان تنها کسی بودند که امام(ع) برایشان مراسم وداع رسمی برگزار کردند و پس از شهادتشان، بر پیکرشان بلند گریه کرده و فرمودند با شهادت او، حرمت اسلام شکسته شد. حضرت علی‌اکبر(ع) نه تنها در کربلا، که در مدینه نیز به سفره‌داری و کرم مشهور بودند و پناهگاه نیازمندان به شمار می‌رفتند. در روز ولادت چنین شخصیت بزرگی، بهترین هدیه، درک عمیق از سبک زندگی ایشان و تلاش برای پیاده‌سازی آن در زندگی فردی و اجتماعی است؛ یعنی رسیدن به چنان بلوغی که حقیقت‌های بزرگ هستی، نه تنها ما را متزلزل نکند، بلکه به زندگی ما جهت، عمق و معنایی ابدی ببخشد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha