ریحانه عاملنیک: وقتی از بعثت پیامبر(ص) به عنوان نقطه عطف تاریخ و مهمترین اتفاقاتی که عالم را متأثر کرده و اساساً راه تاریخ را جدا کرده است، یاد میشود شاید برای بسیار از ما این سوال پیش بیاید که این بعثت چه تفاوتی با رسالت دیگر انبیاء داشته و چه فصلی را در کتاب تاریخ گشوده که بدون آن هیچ فرجامی نمیتوان برای تاریخ و آینده آن قائل شد ... به مناسبت فرارسیدن مبعث حضرت رسول(ص) و در بررسی این سوال با حجت الاسلام و المسلمین سیدحامد ملکوتیتبار، دکترای علوم قرآنی، استاد حوزه و دانشگاه، رایزن اسبق ایران در سودان، سوریه و کویت گفتوگو کردهایم.
چرا از مبعث پیامبر خاتم(ص) به عنوان نقطه عطف تاریخ یاد میشود و این بعثت چگونه توانست راه جامعه بشری را به سمت فلاح و صلاح تغییر دهد؟
خداوند در سوره مبارکه جمعه، آیه ۲ میفرماید: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ» یعنی انبیاء آمدهاند تا بشر را هم تعلیم دهند و هم تزکیه از این منظر بعثت رسول اکرم(ص) به عنوان آخرین پیامبر و فرستاده الهی، روز تجلی رحمت خدا بر اسنان است. روزی که خدا بر انسان و عالم امکان منت گذاشت و با مبعوث کردن نبیای از میان بشر و از جنس آنها، هدایت را بر انسانها کامل کرد. لذا در ادعیه سفارش شده برای شب عید مبعث میخوانیم: «اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِالتَّجَلِی الاَْعْظَمِ فی هذِهِ اللَّیْلَةِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ، ...» یعنی مبعث و نزول قرآن بزرگترین تجلی رحمت الهی است. چراکه بهواسطه این بعثت مسیر بشر از جهالت جدا شد و راه سعادت پیش پای او قرار گرفت؛ تا با انتخاب و آگاهی به آن مرتبه رشد و کمال که خدای متعال برای او در نظر گرفته، برسد.
رسول خدا(ص) چگونه برای انسانها در طول تاریخ برای رسیدن به سعادت معبرگشایی کردهاند؟
از ویژگیهایی که برای وجود مقدس نبی خاتم(ص) بیان شده وصف «اُمّی» است که این یا منسوب به امّالقری یعنی مکّی بودن میشود؛ یعنی کسی که خاستگاهش مکه است یا آنکه بر مردمی بودن تأکید دارد؛ البته معنای سومی هم برای امّی هست. یعنی کسی که معلم ندارد و از احدی کسب دانش نکرده و یک مرتبه با همه علم و دانش بشریت آشنا و این علم از جانب خدا به او اعطا میشود؛ آیه ۵ سوره نجم به این حقیقت تصریح میکند: «عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَی؛ [فرشته] بسیار نیرومند به او تعلیم داده است». این علم به عنوان عطیه الهی ابواب حکمت را پیش روی بشر گشوده و بسیاری از اسرار و نادانستهها را برایش مکشوف کردهاست.
علاوه بر این و به تصریح قرآن، پیامبر(ص) مبعوث شدند تا دو کار انجام دهند: نخست آنکه آیات الهی را بر انسانها بخوانند و آنها را از آلودگیهای عملی و اخلاقی برهانند و دوم به آنها حکمت بیاموزند؛ البته افرادی ایراد میکردند که مگر میشود، کسی از میان خود ما پیامبرمان شود! «آیا از بشری از جنس خودمان پیروی کنیم؟» یا آنکه علیرغم اینکه روایات تاریخی نشان میدهد حضرت رسول(ص) درس نخوانده و مکتب ندیده بودند اما عدهای میکوشیدند، تشکیک کنند که ایشان کتب گذشتگان را میخواندند و برای مردم بیان میکردند اما ... واقعیت و آنچه اتفاق افتاد، نشان میدهد پیامبر اکرم(ص) در شرایطی مبعوث شدند که انسان در حضیض ذلت بود و ارزشهای انسانی اخلاقی معنا و جایگاهی نداشت و انسانها در پی خونریزی و قتل و غارت یکدیگر بودند. در چنین فضایی خداوند وجود مبارک پیامبر(ص) را به عنوان رحمةللعالمین مبعوث کردند کسی که با نفس قدسی خود بشر را زنده کرد و او را از ذلت به اوج اقتدار و عزت رساند همان بشری که نه از اخلاق و نه از ارزشهای انسانی چیزی نمیدانست. اما به وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) که سرچشمه خوبیها هستند رشد کرد و به اخلاق آراسته شد و در مسیر مدینه فاضله پیش رفت.
قرآن از شوق و اشتیاق پیامبر(ص) به هدایت مردم و دستگیری از آنها در مسیر رشد و کمال چگونه تعبیر میکند؟
پیامبر به قدری به هدایت مردم اهتمام داشتند که قرآن میفرماید: «فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَی آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا» (کهف، ۶) یعنی «شاید تو میخواهی اگر [این معاندان لجوج] به این سخن [که قرآن کریم است] ایمان نیاورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی!» اینجا خدا از حضرت رسول(ص) میخواهد که به این اندازه خود را در سختی نیفکند و هر میزان که ایمان آوردند، خدا هدایتشان میکند.
مهم آنکه پیامبر خاتم(ص) علیرغم همه بیمهریهای امت، هرگز آنها را نفرین نکردند در حالی که پیامبران پیشین امت خود را نفرین کردند چنان که حضرت نوح(ع) از خدا خواست کافران امتش را نابود کند و طوفان آمد و آنچه میدانیم شد ... اما پیامبر رحمت و مهربانی بارها از خدا درخواست میکردند که امت را هدایت کند و بر هدایتشان حرص داشت و نسبت به مومنان رئوف و رحیم بود «لَقَد جاءَکُم رَسولٌ مِن أَنفُسِکُم عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم حَریصٌ عَلَیکُم بِالمُؤمِنینَ رَءوفٌ رَحیمٌ» (توبه، ۱۲۸).
ختم نبوت با بعثت حضرت محمد(ص) به چه معناست و این بعثت چه اتفاقی را رقم زد که دیگر نیازی به آمدن پیامبری دیگر باقی نماند؟
یکی از ویژگیهای پیامبر(ص)، خاتم رسل است یعنی ختم کننده نبوت این فرد باید کاملترین دین را برای ابنای بشر به ارمغان بیاورد و نسخه الهی برای سعادت را در همه تاریخ به او عرضه کند چنان که اسلام کاملترین ادیان و در همه اعصار و زمانها پاسخگوی نیازهای انسان است و انسانها اگر بخواهند به سعادت دنیوی و اخروی دست بیابند و آمال و آرزوهایشان در عرصههای مختلف محقق شوند باید به این رهاورد نبوی چنگ بیندازند و از آن جدا نشوند. در حدیث از حضرت رسول(ص) است که میفرمایند: «من برای تعلیم مبعوث شدم» و نیز آوردهاند: «من برای تکمیل ارزشهای اخلاقی و انسانی برانگیخته شدم»، یعنی ایشان و مبعثشان برای آن بوده که دست آدمی را بگیرند و او را پابهپا در مسیر سعادت پیش ببرند و به کراماتی که خدا برای انسان در نظر گرفته، برسانند تا بشر با این نوع زندگی به آن جایگاه اشرف مخلوقات و خلیفةالرحمن برسد.
بعثت پیامبر ختمی مرتبت(ص) برای آن بود که تفاوت انسان با سایر موجودات و مخلوقات مشخص شود و از جاهلیت فاصله گرفته و در مسیر عقلانیت پیش برود هرچند در همه ادوار تاریخ افرادی از این مسیر عقلانیت پیشی گرفته و فساد و تباهی آفریدهاند مثل آنچه امروز ترامپ میکند که همچون فرعون طغیان کرده و از حد و حدود بشر فراتر رفته است.
این روزها که گروههایی همچون صهیونیسم، منافقین و سلطنتطلبان برای ملت ایران خط و نشان میکشند باید بدانند به فرموده شهید سلیمانی «ما ملت امام حسینیم» و شهادت آروزی ماست اما آنها این را درنمییابند و فقط دنبال منافع ملت ها و چنگ انداختن بر آنها است نه دلشان برای ایران و ایرانی میسوزد بلکه میخواهند بیایند و منابع را ببرند اما ملت ایران که در سایه بعثت نبوی و هدایتهای پیامبر(ص) رشد کرده و مسیر کمال را برگزیده است، میجنگد تا ارزشهای انسانی بماند برای همین هم رفتار ملت ایران موجب بهت دشمنان شده است.





نظر شما